تبليغاتX
یادداشت های یک معلم

      جناب آقاي خاتمي، چند روز پيش در ذكر الطاف خود نسبت به معلمين فرمودند كه در دوره‌ي رياست جمهوري من حقوق معلمين ۵ برابر شده است. به فيش‌هاي حقوقم مراجعه كردم و ديدم الحق و الانصاف ايشان راست مي‌گويد. اما ايشان احتمالاً فراموش كرده است كه بگويد در اين مدت حقوق اساتيد دانشگاه، قضات دادگستري و ... چند برابر شده است!

      براي اينكه ايشان در اين روزهاي آخر كار لازم نباشد كه به دنبال پاسخ اين سؤال بروند، خودم مقايسه‌اي ميان حقوق خودم كه كارشناس ارشد در آموزش و پرورش هستم، با يكي از دوستان كه كارشناس ارشد و عضو هيأت علمي دانشگاه هستند، كرده‌ام كه نتيجه را خدمت ايشان و ديگران ارائه مي‌دهم:

۱ ـ سابقه‌ي من چهار برابر، ساعات تدريس هفتگي من دو برابر، زحمت كاري من چند برابر دوستم، و بالاخره حقوق و مزاياي دوستم دو برابر من است!!!

آقاي خاتمي از الطاف بيكران شما نسبت به معلمين متشكريم!!!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 7:32  توسط محمد احمدی  | 

      از حدود سه هفته‌ي پيش كه بعد از چند روز رفت و آمد، پرونده‌ي اشتراك آب منزل را در اداره‌ي امور مشتركين يكي از مناطق تكميل و تمام مبلغي را هم كه خواسته بودند پرداخت كردم، هنوز خبري از نصب انشعاب آب ما نشده است. بالاخره امروز مجبور شدم كه سري به آنجا بزنم. بساط چاي و آب سرد و ليوان يك بار مصرف جور بود و اين يعني تلقي حضرات از طرح پر سر و صداي تكريم ارباب رجوع. اما وقتي پرسيدم كه چه وقت زحمت وصل آب منزل را مي‌كشيد؟ جناب آقاي رئيس بخش فرمودند كه معلوم نيست و حتي قول يك ماه ديگر را هم ندادند. و جالب اينكه در اتاق ايشان تقدير نامه‌اي از جناب وزير مربوطه قاب شده بود كه از كارمندان اين اداره به دليل خدمات مناسب به ارباب رجوع تشكر شده بود و جناب وزير اظهار اميدواري كرده بودند كه اينان تجارب خود را در اين مورد به ديگر ادارات تابع ايشان نيز انتقال دهند.

      البته همين وضعيت در ادارات ديگر نيز كم و بيش قابل مشاهده است، يعني اينكه ادارات ما با شانه خالي كردن از انجام وظيفه‌ي اصلي خود به بهانه‌هاي مختلف، از پول بيت المال، آب و چاي به مراجعه كنندگان تعارف كنند. مثل اين است كه در نانوايي به مشتري كه براي خريد نان رفته است نوشيدني تعارف كنند و بعد جلوي چشم او به آشنايانشان نان بفروشند و اين بنده‌ي خدا را دست خالي روانه‌ي منزل كنند.   

      خوب شد نمرديم و معني تكريم ارباب رجوع را هم فهميديم! نه برادران!!! كار فقط با چاي و آب و گذاشتن صندلي براي استراحت مراجعين حل نمي‌شود، طرحي نو بايد درانداخت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 6:37  توسط محمد احمدی  |