تبليغاتX
یادداشت های یک معلم

     در مطلب قبلی نوشتم که بعضی مدارس دانش آموزان را از نظر معدل در کلاس های مختلف تقسیم می کنند، اما هیچ تمهید یا امکانات خاصی برای آنان در نظر نمی گیرند.

     مشکلی که برای دانش آموزان تکرار پایه در پایه اول متوسطه وجود دارد این است که مجبور به شنیدن دوباره درس هایی است که شاید در سال قبل از آن درس های نمرات خوبی هم گرفته باشند. اما در کلاسی که بیشتر دانش آموزان آن برای سال اولی است که این درس ها را می شنوند. نمی توان امکان خاصی برای دانش آموزان تکرار پایه در نظر گرفت.

     پیشنهاد بنده این است که این دسته از دانش آموزان در کلاس جداگانه ای باشند و همکارانی که در این کلاس تدریس دارند با توجه به سابقه تحصیلی دانش آموزان درس خود را تدریس کنند. به عنوان مثال همکار مدرس درس برنامه ریزی تحصیلی بهتر است به جای تدریس دوباره عین مطالب کتاب، به علل عدم موفقیت دانش آموزان در سال قبل از زبان خودشان پرداخته و راهکارهای مناسب و عملی برای رفع مشکل آنان ارایه دهد. به عنوان مثال باید به دانش آموزانی که فاقد انگیزه تحصیل هستند و آینده را مبهم و تار می بینند با دلایل روشن و منطقی امید به آینده داد. و دانش آموزانی را که علیرغم داشتن انگیزه کافی، به دلیل آشنا نبودن با روش های مطالعه قادر به یادگیری مناسب دروس نیستند. راهنمایی کرده و روش های جدید مطالعه و استفاده از حافظه کوتاه مدت و بلند مدت را به آنان بیاموزد.

     در درس هایی مانند ادبیات و زبان فارسی و ... دبیر می تواند درس های چند جلسه معمولی را در یک جلسه مرور کرده و در جلسه بعد از محتوای آن دروس ارزشیابی به عمل آورد و در صورتی که دانش آموزان مطالب را به خوبی فرا گرفته باشند. جلسه بعدی را به بازدید دانش آموزان از یک موزه، دیدن یک فیلم با استفاده از امکانات آموزشگاه، یا حتی ورزش با دانش آموزان در حیاط مدرسه اختصاص دهد.

     در درس هایی مانند فیزیک و ریاضی که احتمال بیشتری می رود دانش آموزان در آنها از سال تحصیلی قبل مشکل داشته باشند باید ساعت بیشتری به آن درس ها اختصاص داد و ارزشیابی های مستمر به صورت منظم از دانش آموزان داشت و البته بهتر است این ساعات اضافی تدریس به دبیر همان کلاس داده شود که هم اشراف کاملی به وضعیت درسی و پیشرفت دانش آموزان داشته باشد و هم از نظر مالی تشویقی برای این همکاران باشد که در اینگونه کلاس های خاص تدریس می کنند.

     لازم به ذکر نیست که تمام این اقدامات باید با این پیش زمینه انجام شود که در ابتدای سال تحصیلی دانش آموزان و خانواده های آنان کاملاً با تمهیدات آموزشگاه برای این کلاس های خاص آشنا شوند. و دقت شود که نه تنها این جداسازی اثر منفی روحی در این دسته از دانش آموزان بجا نگذارد. بلکه آنان این کلاس ها را در راستای خدمات بهتر و ویژه آموززشگاه برای خودشان بدانند.

     دیگر چه اقداماتی می توان برای بهتر شدن وضعیت مدارس داشت؟      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 10:11  توسط محمد احمدی  | 

      در مطلب قبل اشاره شد که یکی از دلایل رویکرد والدین به ویژه والدین دانش آموزان ممتاز درسی، به ثبت نام فرزندشان در مدرسه ای جز محل سکونتشان این است که در برخی مدارس دولتی به هر علتی، طیفی از دانش آموزان ممتاز گرد هم جمع شده اند. حال این ممکن است به دلیل منطقه جغرافیایی مدرسه باشد و یا سابقه نمونه مردمی داشتن مدرسه و خوشنامی حاصل از آن و یا علل دیگر، به هر حال در اینگونه مدارس دانش آموزانی با معدل بالای ۱۷ و ۱۸ و حتی بالاتر جمع می شوند و دبیران نیز، چنین مدرسه ای را که نیاز به تلاش برای تفهیم مطلب و یا کوشش برای ایجاد نظم در کلاس ندارد. به دیگر مدارس ترجیح می دهند. چرا که تجربه نشان می دهد. دانش آموزانی که از نظر درسی وضعیت بهتری دارند معمولاً از نظر انضباطی مشکلی ندارند و بالعکس. و این دور ادامه می یابد. یعنی در سال بعد هم همه دانش آموزان ممتاز در آن مدرسه جمع می شوند و دبیران هم آن مدرسه را به مدارس دیگر دولتی ترجیح می دهند. و جالب اینکه در برخی از این دسته مدارس به واقع هیچگونه فعالیت خاص آموزشی و پرورشی انجام نمی شود و حتی دانش آموزانی که با معدل مثلاً ۱۹ وارد اینگونه مدارس می شوند در پایان سال با معدل ۱۵ و ۱۶ خارج می شوند. ولی باز هم مسؤولین مدرسه با افتخار مدعی ۱۰۰ درصد قبولی هستند و گویا قرار بوده که با دانش آموزانی ممتاز نتیجه ای جز این حاصل شود.

      روی دیگر این سکه این است که در مدارس دیگر آن ناحیه آموزش و پرورش دانش آموزانی ضعیف از نظر درسی و اخلاقی در یکجا جمع می شوند و یا این وجود دیگر از آموزش و پرورش در آن مدارس اثری باقی نمی ماند. و خدا نکند که معلم در اینگونه مدارس کمی بی تجربه باشد و نتواند دانش آموزان نابهنجار را کنترل کند. نتیجه معلوم است. کلاس در دست چند نفر که به ناحق عنوان دانش آموز را یدک می کشند، می افتد و چند نفر دانش آموز واقعی که از بد حادثه در آن جا هستند باید تاوان این مشکل را بپردازند.

      چاره چیست؟

      به نظر می رسد که یکی از بهترین راه هایی که می تواند به مدارس معمولی در کنترل و نتیجه گرفتن بهتر کمک کند. همگن و یکدست کردن دانش آموزان هر کلاس تا حد ممکن است. مثلاً دانش آموزان تکرار پایه در سال اول متوسطه - که البته ۹۰ درصد مشکلات انضباطی در دوره متوسطه هم مربوط به همین پایه است. - از دیگران دانش آموزان جدا شوند. و یا دانش آموزان بر اساس معدل در کلاس ها تقسیم شوند.

      البته این طرح در بسیاری از مدارس به صورت خام اجرا شده و با جدا شدن دانش آموزان از نظر معدل، دانش آموزان ضعیف به حل خود رها شده اند. و تنها نتیجه به دست آمده، ضربه ندیدن دانش آموزان مستعد بوده است.

       مواردی که به نظر می رسد در اجرای این طرح باید مد نظر قرار گیرد. در مطلب بعدی خواهد آمد و در این فاصله از نظر بازدید کنندگان نیز می توان یاری جست.    

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 5:36  توسط محمد احمدی  | 

      تا جایی که یادم می آید، در قدیم مشکل ثبت نام به شکل امروز وجود نداشت. چرا؟ شاید هنوز عده ای به مزایای تحصیل پی نبرده بودند. شاید تعداد داوطلبین تحصیل هنوز تا این حد زیاد نشده بود و شاید...

      اما امروز مشکل ثبت نام به هر حال وجود دارد و با وجود تلاش دست اندرکاران هنوز هم به طور کامل حل نشده است.

      یکی از مشکلات در فصل ثبت نام که موجب نارضایتی اولیای دانش آموزان از مدارس می شود. مسأله لزوم رعایت محدوده محل سکونت دانش آموزان است و از آنجایی که مرغ همسایه غاز است - و البته شاید هم باشد - هر خانواده ای مدارس محل سکونت خود را شایسته تحصیل فرزندش ندیده و سعی دارد حداقل یکی دو محل بالاتر از محل زندگی اش، نسبت به ثبت نام فرزندش اقدام کند و این اول مشکلات است. تهیه مدارک جعلی برای ثبت نام، اجبار به راضی کردن مسؤولین مدرسه برای ثبت نام و ...  و البته این مربوط به مدارس دولتی است.

      چرا همه سعی دارند که در مدرسه ای جز محل سکونت خود ثبت نام کنند. چرا سطح مدارس به نحوی نیست که اولیای دانش آموزان با خیال راحت در نزدیکترین مدرسه فرزند خود را ثبت نام کنند. اولیای امور می فرمایند که بهترین مدرسه نزدیکترین مدرسه است. اما چرا خود مسؤولین فرزندانشان را در نزدیکترین مدرسه ثبت نام نمی کنند. اگر می شد آماری از مدارس محل تحصیل مسؤولین محترم و فاصله آن با محل سکونتشان گرفت بهتر می شد در این باره اظهار نظر کرد. و اگر می شد نوع این مدارس را هم مشخص کرد که مدرسه دولتی عام است یا شاهد یا غیر انتفاعی و ... باز بهتر بود. ولی از آنجا که مشت نمونه خروار است. می توان به فرزندان بسیاری از همکاران فرهنگی اشاره کرد که حاضر به تحصیل فرزندشان در مدرسه ای که خود تدریس می کنند نیستند. وقتی فرزند یک فرهنگی با هزاران مشکلات مادی و ... در مدارس شاهد و غیر انتفاعی تحصیل می کند آیا می توان پذیرفت که مسؤولین رده های بالاتر مانند رئیس اداره آموزش و پرورش و رئیس سازمان و فرماندار فرزند خود را در نزدیکترین مدرسه به محل سکونت خود ثبت نام کرده باشند؟  چرا تلاش نمی کنیم که سطح مدارس را به هم نزدیک کنیم؟ بگذریم که برخی از مدارس دولتی که به هر دلیلی نام بزرگی دارند و با هزار شرط و شروط پیدا و پنهان ثبت نام خارج از محدوده اصلی خود را انجام می دهند در عمل فقط به دلیل حضور تعداد زیادی از دانش آموزان ممتاز و مستعد توانسته اند در حد بالایی نتیجه بگیرند و البته آن هم به گرفتن ورودی معدل در حد ۱۹ و خروجی در حد ۱۶ و حتی پایین تر و به محض اینکه متوجه ضعف درسی دانش آموزی شوند که حتی در ابتدا با معدل بالا در آن مدرسه ثبت نام کرده و بدون اینکه دقت کنند که چه کار خاصی در آن مدرسه برای این دانش آموز انجام شده، بلافاصله برای حفظ موقعیت مدرسه به هر لطایف الحیلی سعی در اخراج آن دانش آموز دارند تا خدای نکرده نام نیکشان لکه دار نشود.

      از سال گذشته با بودجه خوبی که دولت برای سرانه دانش آموزی در نظر گرفته، به نظر می رسد که می توان در جهت کم کردن فاصله میان مدارس برخوردار و محروم تلاش کرد. اما هنوز نحوره توزیع این بودجه مساوی و یکنواخت است و به نظر می رسد که این عادلانه نباشد. چرا که مدرسه ای که در سال های گذشته با کمک گرفتن اجباری یا داوطلبانه از اولیای دانش آموزان توانسته سرو سامانی به اوضاع مدرسه بدهد و به هر حال آزمایشگاه و کتابخانه و کارگاه رایانه و ... ایجاد کند. و هنوز هم مبالغ قابل توجهی در حساب دارد که نمی داند چگونه آن را هزینه کند. با مدرسه ای که هیچیک از این امکانات را ندارد و با این بودجه تازه پا در راه بهره مندی از این امکانات گذاشته، نیازشان به بودجه دولتی یکسان نیست. و این موضوع نباید از چشم سیاست گذاران آموزشی پنهان بماند.

      سخن در این موضوع بسیار است. تا فرصتی دیگر  

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 8:31  توسط محمد احمدی  |