تبليغاتX
یادداشت های یک معلم

     چندي پيش اعلام شد كه فرزندان فرهنگيان براي استخدام در آموزش و پرورش در اولويت خواهند بود. تا جايي كه شنيده ام اين اولويت در استخدام در برخي از سازمانهاي دولتي از قبل سابقه داشته است. و صد البته كه استخدام در اين سازمانها به عنوان يك مزيت به شمار مي رود. اما اينكه چطور اين اولويت در وزارتخانه اي اجرا مي شود كه برخي از كاركنان فعلي آن از وضعيت حقوق و مزاياي خود رضايتي ندارند. كمي عجيب است.

     از منظر ديگري نيز مي توان به اين اولويت در استخدام نگاه كرد. اينكه آيا ما با اين اقدام دوباره به عصر ايران پيش از اسلام و طبقات نفوذ ناپذير و مشاغل ارثي بر نمي گرديم؟ و در اين صورت و با رعايت اين اولويتها چگونه يك نفر از طبقات و مشاغل ديگر مي تواند وارد شغلي جز شغل پدرش شود؟

     بهتر است اشتباه ديگر سازمانها را اصلاح كرد. نه اينكه ما هم به دنبال آن اشتباهات؛ اشتباه بعدي را مرتكب شويم.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:24  توسط محمد احمدی  | 

     بالاخره با رأي اكثريت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وزير آموزش و پرورش در سمت خود ابقا شد.

     پيش از برگزاري جلسه استيضاح؛ برخي نمايندگان از مخالفت ۷۰ درصد نمايندگان مجلس با وزير خبر مي دادند. و برخي از مسؤولين تشكل هاي فرهنگيان نمايندگان را از غضب فرهنگيان در انتخابات بعدي مجلس مي ترساندند. اما در نهايت نمايندگان رأي به ابقاي وزير دادند.

     واقعيت اين است. كه برخي از دلايل استيضاح وزير فعلي با دلايل استيضاح وزراي قبلي يكسان بود. به عنوان مثال درصد پايين قبولي پايه هاي مختلف تا به حال يكي از دلايل استيضاح وزراي آموزش و پرورش بوده است. و همين حساسيت باعث شده تا مسابقه اي ميان معلمان و مدارس و نواحي و ... بر سر بالا بردن درصد قبولي با هر ترفند آغاز شود. و نتيجه اين مسابقه بالا رفتن درصد قبولي دانش آموزان و در كنار آن پايين آمدن معلومات آنان است. و اين خود ضربه اي اساسي بر آموزش و پرورش به شمار مي رود. و لابد كساني كه باني آغاز چنين مسابقه اي شده اند. اكنون به خود مي بالند. كه توانسته اند آمار قبولي دانش آموزان را بالا ببرند! اما به چه قيمتي؟ اين اصلاً مهم نيست!

    مشكل اساسي در آموزش و پرورش به سيستم اين نظام آموزشي باز مي گردد. و ما براي حل اين مشكل - كه حتي آن را نمي بينيم - به دنبال تعويض افراد هستيم. كسي كه خودرو اش مشكل دارد. از تعويض راننده سودي نمي برد. اگر وضعيت رفاهي و حقوق فرهنگيان مطلوب نيست. مجموعه نظام كشور بايد با عزمي ملي اين مشكل را حل كنند. اگر فرهنگي ما از تبعيض - و نه فقط كمبود حقوق و مزايا - رنج مي برد. شخص وزير به تنهايي - هر كس كه مي خواهد باشد. - كاري از پيش نمي برد. اگر دانش آموز ما انگيزه اي براي تحصيل ندارد. - چون آينده خود را از نظر اشتغال و ... تيره و مبهم مي بيند. - اين فقط نظام آموزشي كشور و شخص وزير نيستند كه بايد فكري براي حل اين مشكل كنند. و ...

     چه بايد كرد؟ به نظر من به عنوان يك فرهنگي؛ امنيت فكري فرهنگيان و بالا رفتن كيفيت - و نه فقط كميت - آموزشي دانش آموزان چند راه دارد.

     اول: انگيزه بخشيدن به معلمين با رفع تبعيض در پرداختها: آن هم نه به شكلي كه اكنون با اضافه حقوق پلكاني انجام شده و حقوق افراد با مدارك مختلف و مسؤوليتهاي متفاوت نه تنها مساوي شده كه در برخي موارد افراد با سابقه و مدرك كمتر حقوق بيشتري دريافت مي كنند. بلكه به اين معنا كه دارندگان مدارك تحصيلي يكسان با سابقه يكسان و كار و مسؤوليت يكسان در ادارات و سازمانهاي مختلف حقوق و مزاياي يكسان دريافت كنند. و البته انجام اين طرح در شرايط فعلي كشور بسيار مشكل است. و به همين علت است كه در يادداشتهاي قبلي ام نوشته بودم كه اجراي اين طرح يعني نظام هماهنگ پرداخت حقوق در حقيقت يك انقلاب تمام عيار اقتصادي و اداري و اجتماعي به شمار مي رود. كه به هر دليل اين دولت نيز قادر به انجام آن نشد. و حتي به جاي حل مشكل با اجراي نظام افزايش پلكاني بر مشكلات قبلي نيز افزود.

     در روزنامه دنياي اقتصاد روز پنجشنبه از رئيس جمهور محترم نقل قول شده بود كه: "

محمود احمدي نژاد گفت: افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت قانوني‌و متناسب با ميزان تورم بوده است.
به گزارش ايرنا، رييس‌جمهوري‌، افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت را علمي دانست و افزود‌: از ابتدا نيز گفته بوديم افزايش حقوق كاركنان دولت متناسب با تورم خواهد بود، نه دقيقا مانند رقم تورم.

وي خاطرنشان كرد: بر اساس اين تصميم طبقاتي كه حقوق پايين تري دريافت مي كنند، افزايش بيشتري خواهند داشت زيرا در دهك‌هاي پايين تورم شدت بيشتري دارد. "

     نمي دانم كه چطور ممكن است تورم در دهك هاي پايين شدت بيشتري داشته باشد. يعني كارمندي مانند بنده كه به دليل مدرك فوق ليسانس و سابقه جبهه و گروه تشويقي تا به حال حقوق بالاتري نسبت به ديگر همكاران دريافت مي كرده ام. ديگر از اين پس ارزاق عمومي را با قيمت كمتري از ديگران تهيه خواهم كرد؟ و يا اينكه به اندازه اي كه ديگران نياز مادي دارند. من ندارم و ... با اينكه به صداقت ايشان اعتقاد دارم. اما گمان مي كنم كه در اينگونه اظهار نظرها بايد مبناي علمي و دقيقتري داشته باشيم.


     دوم: كم شدن حساسيت نمايندگان و مسؤولين نسبت به درصد قبولي و دقت به اينكه تا پايه درسي دانش آموز از دوره ابتدايي قوي نباشد. وي در دوره هاي بعدي تحصيلي نيز موفق نخواهد شد. و دليل بالا بودن درصد مردودي دانش آموزان در پايه اول متوسطه نيز همين است. به نظر من بايد در وضعيت فعلي آموزش و تعداد دروس در پايه هاي مختلف و به ويژه پايه اول ابتدايي تجديد نظر كلي كرد. طرحي كه در اين مورد در ذهن دارم را در يادداشتهاي قبلي نوشته ام و توضيح بيشتر در مورد آن را در يادداشتهاي بعدي خواهم نوشت.

     سوم: دانش آموز ما براي يادگيري و كسب مدرك انگيزه كافي ندارد. حل مشكل اشتغال و اعتبار بخشيدن به مدرك تحصيلي مي تواند اين انگيزه را تقويت كند. براي حل اين مشكل نيز عزمي ملي لازم است.       

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 11:3  توسط محمد احمدی  | 

روستاي اخلمد در نزديكي شهر چناران قرار دارد. و با وجود فاصله به نسبت زياد آن با مشهد؛ براي مردم اين شهر نيز يكي از ييلاقات محبوب به شمار مي رود.

عصر روز پنجشنبه ۱۳ ارديبهشت طبق قرار قبلي با برخي از همكاران عزيز راهي اخلمد شديم. و البته برخي ديگر از همكاران نيز صبح روز بعد به ما پيوستند.

محل استقرار ما خانه معلم روستاي اخلمد بود. خانه معلم كه قبلاً مدرسه راهنمايي بوده؛ ۸ اتاق دارد. كه به جز يك اتاق كه گويا همواره در اختيار رئيس اداره آموزش و پرورش چناران است. بقيه اتاقها را براي استراحت همكاران گرفته بوديم. كرايه هر اتاق مبلغ ۴۵۰۰ تومان و بسيار مناسب است. اما نحوه اجاره اتاقها كمي وقت گير است. حدود دو هفته قبل از عزيمت به اخلمد با تماس تلفني با قسمت تعاون اداره چناران هماهنگ كرديم. و يك هفته بعد براي گرفتن نامه و پرداخت وجه به چناران رفتم كه شايد اين رفت و آمد براي برخي كه از چناران دورترند مقرون به صرفه و امكان پذير نباشد. البته سرايدار خانه معلم مي گفت كه مي توان تلفني نيز نامه را گرفت. و مبلغ اجاره را به ايشان پرداخت كه اگر اينطور باشد بهتر است.

در هر حال عصر پنجشنبه و كمي زودتر از همكاران براي بررسي و فراهم كردن امكانات به اخلمد رفتم و چون نامه اداره را گم كرده بودم. سرايدار محترم تنها بعد از گرفتن اجاره به عنوان امانت تا تعيين تكليف و اينكه روشن شود كه آيا ما مبلغ را قبلاً پرداخته ايم. اجازه ورود به ما داد. - فكر مي كنم برخورد ايشان در برابر همكاران فرهنگي خيلي فرهنگي و مناسب نيست. - در هر حال امكانات خانه معلم به نسبت خوب است. و فقط تعداد تخت در اتاقها كم است. يك تخت دو نفره! براي هر اتاق - بهتر نبود تخت دو طبقه به تعداد بيشتري گذاشته مي شد؟ - يخچال هم به تعداد زياد در آشپزخانه موجود بود. كه گويا قرار است در هر اتاق يك دستگاه يخچال قرار دهند. پنكه سقفي هم براي تابستان پيش بيني شده بود. جز اين يك حمام هم در محوطه براي استفاده مسافرين قرار داشت. ظروف مورد نياز هم توسط سرايدار محترم در صورت نياز در اختيار مسافرين گذاشته مي شد.

از اينها كه بگذريم. از طبيعت زيباي اخلمد بسيار لذت برديم. صبح زود ساعت ۶ عازم آبشار شديم. راه خلوت؛ هوا خنك و مناظر اطراف خيلي زيبا بود.

و اما چند نكته:

۱- براي پيدا كردن خانه معلم كمي سرگردان شديم. خوب بود تابلوي راهنما نصب مي شد.

۲- شب تصميم گرفتيم در كوچه هاي روستا قدم بزنيم. ولي دريغ از نور. كاش شوراي روستا بجاي نامگذاري ميدانها و كوچه ها و چهاررراههاي روستا؛ يكي دو تا لامپ هم در كوچه ها نصب مي كرد.

۳- در برخي از قسمتهاي كنار رودخانه به طرف آبشار؛ راه بسيار كم عرض است. و فقط امكان عبور يك نفر وجود دارد. در برگشت ما در حدود ساعت ۱۱ تعداد زيادي تازه در حال رفتن به آبشار بودند. كه در برخي از نقاط بايد مدت زيادي معطل عبور ديگران مي شديم. آيا امكان ايجاد راه رفت و برگشت وجود ندارد؟

۴- اين بار هم مانند دفعه قبل كه به اخلمد رفته بوديم. بوي بد قليان كه يا مردم آورده بودند. و يا توسط دكه داران عرضه مي شد. نفرت انگيز بود. و زباله هاي زيادي نيز نشانگر مردم با فرهنگي بود كه قبلاً از اين طبيعت زيبا استفاده كرده بودند.

۵- خوب است براي آبادي روستا از گردشگراني كه به روستا مي روند. مبلغي گرفته شود. و البته اين مبلغ صرف بهسازي روستا و ايجاد امكانات رفاهي براي مسافرين شود.

۶- دو سال قبل هم كه با خانواده به اخلمد رفته بوديم. يادداشتي در مورد وضعيت روستا و مسير آبشار نوشتم: يك روز در روستاي اخلمد     

  اين هم تصويري از يكي از آبشارهاي اخلمد:

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:5  توسط محمد احمدی  | 

     بالاخره پس از كش و قوسهاي زياد؛ احكام حقوقي سال ۸۶ ديروز به دست همكاران رسيد. افزايش حقوق بين ۴۰ تا ۸۰ هزار تومان و البته از يكي دو نفر از همكاران كه مدرك كارشناسي ارشد دارند. و از حق همطرازي استفاده مي كنند شنيدم كه افزايش حقوق آنها كمتر از اين ميزان و در حدود ۲۵ هزار تومان بوده است.

     به اين شيوه افزايش حقوق از چند منظر مي توان نگاه كرد:

     نگاه اول: اينكه فاصله بين حقوقها كمتر شده و اين درست است. اما آيا لازم نيست كه بين دارندگان مدارك تحصيلي مختلف تفاوت باشد؟ آيا اگر به اين شيوه چند سالي ادامه دهيم. ديگر انگيزه اي براي ادامه تحصيل در كاركنان باقي مي ماند؟ خواسته كاركنان دولت و از جمله معلمين اين بود كه بين دارندگان مدارك تحصيلي يكسان در ادارات و سازمانها و وزارتخانه هاي مختلف تفاوت غير معقولي نباشد. و نه اينكه دارندگان مدارك تحصيلي مختلف حقوق يكسان بگيرند.

     نگاه دوم اينكه: خوشحال باشيم كه همكاران ما حداقل از زير خط فقر بيرون بيايند. و يا از آن فاصله بيشتري بگيرند. حتي اگر برخي از همكاران داراي مدارك بالا در اين ميان به حق واقعي خود نرسند.

     و بالاخره نگاه سوم اينكه: هنوز من وقتي عصرها از مدرسه به منزل مي روم. و سر راهم كارگراني را مي بينم كه با وجود اينكه ديگر در آن ساعات اميدي به پيدا شدن كار ندارند. اما هنور در خيابان و سر گذر سرگردانند. و من تصور مي كنم كه به علت سر كار نرفتن و با جيب خالي روي برگشتن به منزل را ندارند. از وضعيت خودم و حقوقي كه مي گيرم و امكاناتي كه دارم. خجالت مي كشم. ـ آيا كساني كه حقوقهاي ميليوني دريافت مي كنند نيز اين مناظر را مي بينند و خجالت مي كشند؟ - آنها هم برادران و هموطنان ما هستند. و من بيش ار اينكه از تفاوت حقوق خودم با كاركنان ويژه دولت و يا اعضاي هيأت علمي دانشگاه؛ و يا از اينكه تفاوت حقوق معقولي با دارندگان مدارك كمتر از خودم ندارم. ناراحت باشم. از اين ناراحتم كه چرا براي اين دسته از زحمتكشاني كه با كمترين دستمزد زحمت مي كشند و اغلب اجاره نشينند. و اگر روزي كار نداشته باشند. - به هر علتي از جمله بيماري - براي مخارج روزانه نيز به مشكل برخورد مي كنند. چه رسد به هزينه درمان و ... كاري نمي شود.

     كاش دولتمردان ما به فكر طرحي اساسي باشند. و ضمن اجراي عدالت در پرداختها به فكر اين دسته از عزيزان باشند.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 6:46  توسط محمد احمدی  | 

  جمعه گذشته با خانواده به بند فريمان كه در ۱۲ كيلومتري اين شهر قرار دارد. رفتيم. بند قديمي و ديدني فريمان؛ در كنار طبيعت زيبا و سرسبز آن؛ محلي بسيار زيبا براي تفريح و فرار از غوغاي زندگي روزمره شهري است. و جالب اينكه من در مشهد ساكن هستم. ولي تا به حال از اين طبيعت زيبا خبر نداشتم. و اينجا را نديده بودم.

     روز جمعه هوا بسيار خوب بود. در كنار درياچه سد؛ احساس كنار دريا بودن به انسان دست مي داد. و البته تميزي آن از درياي شمال نيز خيلي بهتر بود. - بايد از مردم تشكر كرد كه زباله هايشان را كنار آب نمي ريزند. - تپه هاي كنار سد نيز محل خوبي براي پياده روي بود.

     به هر حال اقامت يك روزه ما در كنار سد فريمان با وجود برخي مشكلات؛ خيلي خوب و خاطره انگيز بود. و در بازگشت به تمامي همكاران پيشنهاد بازديد از آنجا را دادم.

     در حاشيه:

۱- تعداد سرويسهاي بهداشتي بسيار كم بود. و صف طولاني مردم منظره بدي ايجاد كرده بود.

2- نمازخانه هم خيلي كوچك بود. ( فكر مي كنم يك اتاق 12 متري را به نمازخانه اختصاص داده بودند. )

3- در راه برگشت پليس خودروها را به مسيري هدايت مي كرد كه از كنار رود مي گذشت. و با وجود خودروهايي كه در كنار راه پارك كرده بودند. در برخي جاها بايد از لبه رود عبور مي شد. كه خطرناك بود. بهتر بود پليس مسيري را كه مردم را براي بازگشت به آن راهنمايي مي كرد. قبلاً بازدید كرده و نقاط كم عرض را باز مي كرد.

4- قسمتي از راه را كه به طرف بناي خود بند مي رفت به روي خودروها بسته بودند. و اين نيز طبيعي است. اما گويا خودروهاي از ما بهتران توانسته بودند از ممنوعيت بگذرند. اول فكر كرديم كه خودروهاي مسؤولين بند است. اما يك تاكسي و ... نشان مي داد. كه مسؤولين رعايت دوستان را كرده بودند. اين مسأله نيز در نگاه مردم واكنش بدي داشت. فكر نمي كنم كه حدود 200 متر پياده رفتن صاحبان پارتي مشكل آنچنان شديدي برايشان ايجاد كند كه نياز به قانون شكني باشد.

5- استفاده از قليان بلاي جديدي است كه تقريباً در همه اماكن ييلاقي ديده مي شود. هنوز زمان آن نرسيده است كه با كساني كه احترامي براي ديگران قائل نيستند. و هواي پاك طبيعي را آلوده مي كنند برخورد شود؟

6- يك برج قديمي بر روي يك چاه در نزديكي بند قرار داشت. كه براي مردم - و يا حداقل خود ما - علت ساخت آن روشن نبود. خوب است اطلاعاتي در مورد بند و آن برج در كنار آنها براي اطلاع مردم درج شود. و البته دري كه در كنار برج قرار داشت براي كودكان بسيار خطرناك است و هر آن امكان سقوط به داخل آن مي رود. بهتر است اين قسمت با نرده بسته شود. 

7- در كنار محل اقامت ما دو خانواده محترم بودند. كه با تلاش تمام؛ يكي با دود بدبوي قليان و آن ديگري با سر و صداي فراوان تا توانستند. ما را مورد لطف خود قرار دادند.

اين هم تصويري از خود بند:    

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:54  توسط محمد احمدی  | 

     از صبح ۲۸ اسفند كار گشت و گذار ما در شيراز شروع شد. نقشه شهر كمك بزرگي بود. و براي پيدا كردن آدرس اماكن ديدني  مشكلي نداشتيم. اما خيابانها شلوغ بود. و جاي پارك كم. از روي نقشه پاركينگ را در حدود ارگ كريم خاني پيدا كرديم ولي وقتي آدرس را پيدا كرديم. پاركينگ بسته بود. براي ديدن مجموعه ارگ كريم خاني؛ بازار و حمام وكيل؛ شاهچراغ و ... مجبور شدم ماشين را در خيابان طالقاني پارك كنم. البته در اين خيابان و بلوار ۲۲ بهمن و حتي پياده روهاي بلوار خودروهاي سواري با وجود ممنوعيت پارك كرده بودند. و ما هم فكر كرديم كه به دليل بسته بودن پاركينگ سختگيري در اين مورد نشود. - مثل مشهد خودمان كه سال گذشته در تعطيلات عيد زايرين حتي سر پيچها و وسط ميدانها هم چادر زده بودند و خودرو پارك كرده بودند و كسي به آنها كاري نداشت. - اما بعد از برگشت با قبض جريمه ۱۳ هزار توماني روبرو شديم. و جالب اينكه روي شيشه بقيه ماشينها جريمه اي نديديم. از ما كه گذشت. اما فكر مي كنم مسؤولين محترم شهري مانند شيراز كه مسافرين نوروزي زيادي دارد. بايد قبل از جريمه كردن به فكر ايجاد پاركينگ در نقاط شلوغ و فعال كردن آنها در تعطيلات نوروز باشند. و به مسافرين احتمالي اين شهر هم توصيه مي كنم كه براي بازديد از نقاط مركزي شهر از وسايل نقليه عمومي استفاده كنند. و خودشان را براي پيدا كردن جاي پارك و ... به زحمت نيندازند.

     اما از نقاط ديدني شهر: ارگ كريم خاني فوق العاده زيبا و سرپا بود و نمايشگاه عكس از تصاوير شيراز قديم نيز به جذابيت آن مي افزود. - برخي از اين تصاوير را در وبلاگ عكسهاي تاريخي آورده ام. در نزديكي اين بنا بازار وكيل است كه هنوز با قوت تمام خريد و فروش در آن انجام مي شود و رونق تجاري خود را حفظ كرده است. اما مشكلي كه وجود دارد اين است كه به علت ازدحام مردم نمي توان به خوبي از اين بنا ديدن كرد. حمام وكيل هم كه تبديل به چايخانه سنتي شده بود. و در روز؛ امكان ديدن از آن وجود نداشت. و من هم كه به دود و قليان حساسيت شديد دارم. به لطف مسؤولين ميراث فرهنگي شيراز از ديدن اين بنا محروم شدم. - البته بعد از بازگشت از قول مسؤلين ميراث فرهنگي شيراز در نشريات خواندم كه: " پيمانكاري كه آنجا را براي رستوران سنتي اجاره كرده بوده؛ در آن تغيير بنا داده و طبق قرارداد نبايد قليان در آنجا مي آورده و ... " ولي آيا اصلاً لازم است كه از اين بناها اينطور بهره برداري شود؟ - مسجد جامع هم در حال مرمت بود. پياده از ميان بازار به شاهچراغ رفتيم. و بالاخره برنامه بازديد صبح روز اول تمام شد.

     ديدار از مزار استاد سخن سعدي و حافظ لطفي ديگر داشت. و بايد گفت كه نام شيراز به اين دو بزرگوار چنان گره خورده است. كه تصور شيراز بدون اين دو ممكن نيست. خوشبختانه در اين دو مكان به مشكل پاركينگ روبرو نشديم.

     باغ زيباي ارم نيز هم از نظر علمي و گياهشناسي و هم از نظر آشنايي عوامي چون ما با گياهان مختلف و هم از نظر فراهم آوردن مكاني زيبا و دلپذير عالي است.

     موزه شيراز قديم و زينت الملك هم ديدني بود. مخصوصاً منزل زينت الملك كه هم از نظر معماري زيبا بود و هم مجسمه هايي كه از شخصيت هاي شيرازي و منسوب به شيراز در آن وجود داشت. جالب اينكه مسؤولين موزه از داريوش شروع كرده بودند. و تا آيت ا... دستغيب آمده بودند. و حتي مجسمه علي اصغر حكمت - وزير فرهنگ دوره رضا شاه را كه نقش مهمي در ماجراي كشف حجاب داشت در آن گذاشته بودند. و البته شايد اين عيب نيز نباشد. - برخي از مجسمه ها خيلي خوب ساخته و پرداخته شده بود. ولي باز هم از نظر من از نظر نحوه ساخت به مجسمه هاي حمام كرمان نمي رسيدند. سي دي اين موزه نيز در همان جا به قيمت دو هزار تومان عرضه مي شد. و با اين وجود ديگر نيازي به تصوير برداري نبود.

     روز آخر در شيراز كيف مداركم را در خيابان در ايستگاه اتوبوس جا گذاشتم و در خروجي شيراز متوجه شدم كه كيفم نيست. برگشتيم و كيف را كه يك نفر پيدا كرده بود و به مغازه داري در همان حدود سپرده بود گرفتيم. كه اين هم خاطره خوشي از شيراز و مردم با صفاي آن براي ما بود.

     راستي از فالوده شيراز هم بگويم كه همه جا فالوده را با نام شيراز مي شناسند. اما فالوده هاي جالبي نداشت. فالوده هاي مشهد واقعاً خوشمزه تر از شيراز است.    

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 7:6  توسط محمد احمدی  | 

 

        در اين هفته سازمان محترم برنامه ريزي و مديريت طي نمودارهايي كه در برخي نشريات كشور منتشر شد. به مقايسه حقوق معلمين با ديگر كاركنان دولت پرداخت. و اين امر اعتراضاتي را از جانب معلمين برانگيخت. واقعيت اين است كه برخي مقايسه ها در حكم قياس مع الفارق بوده و از بنياد داراي اشكال مي باشد. در زير به برخي از اين ايرادات اشاره شده است.

 

     1- اگر قرار بر مقايسه باشد. بايد ميزان كار و حقوق و مزاياي معلمين با اعضاي هيأت علمي دانشگاهها سنجيده شود. و در اين صورت مشخص مي شود كه:

     - ميزان ساعت كار در آموزش و پرورش 24 ساعت در هفته و در دانشگاهها 12 ساعت و كمتر است.

    - ميزان حقوق دريافتي معلمين داراي مدارك كارشناسي ارشد و دكترا در شرايط مساوي بين يك دوم تا يك چهارم اعضاي هيأت علمي است.

     - سختي كار معلمين در كار با دانش آموزان در مقطع سني پايين بسيار بيشتر از اساتيد دانشگاه است.

    - اعضاي هيأت علمي دانشگاهها از امتيازاتي مانند: سهميه زمين؛ فرصت مطالعاتي و ... برخوردارند. كه در آموزش و پرورش كمتر اين امكان وجود دارد.

 

     2-  در صورتي كه قرار بر مقايسه معلمين با ديگر كاركنان دولت باشد. بايد توجه داشت كه تنها نمي توان به مقايسه فيش حقوق ماهانه اكتفا كرد زيرا:

     - به كاركنان بسياري از ادارات مبالغي تحت عنوان اضافه كار ساعتي پرداخت مي شود. در حالي كه ممكن است اصلاٌ اضافه كار صورت نگرفته باشد . و اين مبلغ تنها براي كمك مالي به كارمندان آن اداره صورت مي گيرد. البته از ابتداي آغاز به كار دولت نهم دستور محدوديت پرداخت اين مبلغ تا سقف 60 ساعت در ماه داده شد. در صورتي كه اگر اضافه كار در قبل از آن تاريخ واقعاٌ انجام مي شد. دليلي بر تعيين سقف و محدود كردن آن وجود نداشت.

    - بيمه كامل كاركنان برخي از ادارات تا حدي كه تمام هزينه هاي درمان آنان از سوي دستگاه و سازمان متبوع آنان پرداخت مي شود.

    - استفاده از منازل سازماني نيز كمك مالي قابل توجهي به كاركنان برخي از دستگاهها مي باشد. و برخي از دستگاههاي دولتي نيز تحت عنوان اجاره منزل مبالغ نسبتاً زيادي به كاركنان خود پرداخت مي كنند.

   - وامهاي گوناگون پرداختي به كاركنان برخي از سازمانها و به ويژه بانكها با بهره بسيار پايين و حتي صفر درصد اين دسته از كارمندان را از اجاره مسكن و ... بي نياز كرده و كمك زيادي به آنان است.

   - پرداخت پاداشهاي ويژه به كاركنان برخي ادارات به دلايل مختلف از جمله به كاركنان دارايي به دلي دريافت بيشتر ماليات و به كاركنان بانكها به دليل افزايش سپرده مردم نزد هر شعبه و ...

    - استفاده كاركنان برخي ادارات از امكانات رفاهي مانند زاير سرا در مشهد و ويلا در كنار دريا و ...

   - پرداخت پاداشهاي ويژه به مناسبتهاي مختلف از جمله عيد فطر و عيد نوروز و ... كه البته سال گذشته رياست محترم جمهوري پرداخت هر گونه پاداش به جز مبلغ عمومي 175 هزار تومان را ممنوع اعلام كردند.

  - پرداخت حق رفت و آمد و يا استفاده از سرويس؛ حق نهار؛ حق فني و ... به عناوين مختلف براي رفاه كاركنان برخي از ادارات

   - استفاده از امكانات سازمان براي كاركنان همان سازمان به صورت ويژه. به عنوان مثال استفاده كاركنان راه آهن و هواپيمايي از بليت رايگان و بدون نوبت و واگذاري تلفن ثابت و همراه بدون نوبت به كاركنان مخابرات و يا واگذاري اجناس متروكه در گمرك با بهاي ارزان به كاركنان گمرك و يا اجازه جابجايي فرزندان اعضاي هيأت علمي دانشگاهها بدون رعايت ضوابط همگاني و ... در حالي كه در آموزش و پرورش حتي براي ثبت نام فرزندان فرهنگيان در مدارس شاهد نيز حق ويژه اي در نظر گرفته نشده است.

      با توجه به نكات بالا مشخص مي شود كه مقايسه حقوق دريافتي معلمين با ديگر كاركنان دولت بدون در نظر گرفتن مزاياي دريافتي آنان قياس درستي نيست. و به عنوان مثال يك كارمند بانك با گرفتن وام خريد منزل؛ مبلغ اجاره پرداختي منزل را به عنوان اقساط وام پرداخت نموده و در نهايت مالك منزل خود است. و در تورم موجود در كشور نيز ضرري متوجه وي نيست. و در حقيقت همين وام براي كارمند بانك به منزله يك حقوق دريافتي اضافي است.

 

     در مورد مقايسه ساعات كاري و تعطيلات معلمين در مقايسه با ديگر كاركنان دولت نيز بايد گفت كه اولاً همانطور كه در بالا نيز ذكر شد. كار معلم بايد با اعضاي هيأت علمي دانشگاهها سنجيده شود. و كار بيرون از محيط مدارس نيز بايد در نظر گرفته شود. مانند مطالعه و آماده شدن براي تدريس؛ طرح سؤالات امتحاني و تصحيح اوراق امتحاني و ...

 

 

      در نهايت بايد گفت كه تقاضاي معلم اجراي عدالت و رفع تبعيض است. عدل؛ از اصول دين و مذهب ماست. و معناي عدل نيز فقط به اينكه خداوند عادل است ختم نمي شود. و برقراري عدالت دغدغه اصلي پيشوايان ما بوده است. از ياد نبريم كه امام علي (ع) چرا پس از قتل خليفه سوم از پذيرش خلافت خودداري مي كرد؟ و در مدت خلافت كدام هدف اصلي را دنبال كرد. و سرانجام نيز به گفته جرج جرداق كشته ي عدالتش شد. كه هدف اصلي ايشان از قبول مسؤوليت بود       

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 13:32  توسط محمد احمدی  | 

     نزديك غروب روز يكشنبه ۲۷ اسفند به شهر سعدي و حافظ رسيديم. شوق ديدار اين شهر زيبا در وجود همگي ما غوغا مي كرد. در مدخل ورودي شهر چادر راهنماي مسافرين هلال احمر برپا بود و براي اولين و آخرين بار در طول سفرمان به ما نقشه شهر را نيز اهدا كرد. - در شهرهاي ديگر نقشه يا به دست آنها نرسيده بود و يا تمام شده بود. - به سراغ خانه معلم رفتيم. اتاق سه تخته هر شب ۱۵ هزار تومان و هر نفر اضافي در همان اتاق ۱۵۰۰ تومان و يك سويت آپارتمان چهار خوابه هم پيشنهاد كردند. هر شب ۵۰ هزار تومان و البته مشكل اصلي دو چيز بود. يكي اينكه فقط براي دو شب حق اقامت داده مي شد و اين مدت به هيچ عنوان تمديد نمي شد. و ديگر اينكه حق سرو غذا در اتاقها وجود نداشت. و براي ما مشكل اول مهمتر بود. چون مي خواستيم به خوبي شيراز را ببينيم. و مشخص نبود كه چند روز در شهر خواهيم بود. به اجبار از خير خانه معلم گذشتيم. و به ستاد اسكان ناحيه ۲ رفتيم و به مدرسه نمونه توحيد در بلوار شاهد واقع در بلوار چمران معرفي شديم. سه شب ۱۰۵۰۰ تومان و با امكان تمديد. 

     مسير سر راست و خوب بود. فقط در راهنماي آدرسي كه يكي از كاركنان ستاد به ما داد. سمت چپ و راست بلوار شاهد اشتباه شده بود. كه به خاطر همين اشتباه كمي سرگردان شديم.

     ساختمان مدرسه نمونه توحيد تازه ساز و خوب و برخورد سرايدار محترم مدرسه نيز بسيار عالي بود. ولي شب اول از سرما تقريباً خوابمان نبرد. چون بخاري كلاس را همزمان به ورود ما روشن كردند. و تا اتاق هوا بگيرد و گرم شود. يك روز طول كشيد.

     قبل از اينكه از شهر شيراز در پست بعدي بنويسم. از مدرسه نمونه بنويسم و اينكه در كلاس پيش دانشگاهي تجربي در طبقه اول كه ما اقامت داشتيم. نوشته هايي را روي ديوار ديدم. كه متوجه شدم گويا مدارس نمونه و عادي از اين نظر تفاوتي با هم ندارند. قبلاً تصور مي كردم كه سطح فكر دانش آموزان نمونه بايد كمي بيشتر از دانش آموزان عادي باشد. به فكر افتادم كه از سال آينده قبل از تعطيلات عيد و تابستان مدرسه خودمان را سركشي كنم و اوضاع را از اين نظر بيشتر و بهتر بررسي كنم. من كه جلوي خانواده به روي خودم نياوردم كه مطالب روي ديوار را ديده ام. ولي گويا آنها ديدند. و ... اصلاً جالب نبود.   

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 7:49  توسط محمد احمدی  |