تبليغاتX
یادداشت های یک معلم

     اگر اولياي يك آموزشگاه اعم از مسؤولين مدرسه؛ دبيران؛ دانش آموزان و والدين آنان همت كنند. مي توان مدرسه اي معمولي را به مدرسه اي نمونه تبديل كرد!

     اگر والدين محترم همانگونه كه براي امور جزيي و نيازهاي دست چندم خانواده خود خرج مي كنند. نيم نگاهي نيز به آموزش فرزندشان داشته باشند. مي توان تجهيزات بسياري را براي مدارس تهيه كرد.

     والديني را مي شناسم كه در سال شايد ميليونها تومان براي مجالس عزاداري و اطعام و افطار ماه مبارك رمضان خرج مي كنند. اما هرگز به فكر صرف هزينه اي براي مدرسه فرزندشان نيستند. البته شكي نيست كه اطعام و افطار نيز ثواب بسيار دارد. اما عمري كه از فرزند اين دسته از والدين با مردودي هاي آشكار و پنهان تلف مي شود. ارزش ندارد؟

     والديني را مي شناسم كه در خريد وسايل رفاهي براي فرزندشان ترديد نمي كنند. و فرزند آنها داراي گوشي تلفن همراه و دستگاه پلي استيشن و ... است. اما دريغ از گوشه چشمي به وضعيت تحصيلي وي توسط والدين عزيز.

     همكاراني را مي شناسم كه در نزديك امتحانات پاياني هر نيمسال براي فرزندشان معلم خصوصي مي گيرند. و در صورتي كه رشته آنها اقتضا كند و بازار كار داشته باشد. خود از صبح زود تا دير وقت شب از اين كلاس خصوصي به آن كلاس خصوصي مي روند. اما از يك هفته مانده به امتحانات دانش آموزان كلاس اصلي خود را تعطيل مي كنند تا بهتر بتوانند مطالعه كنند!

     دانش آموزاني را مي شناسم كه گرانترين متاعشان را كه وقت و عمرشان باشد. بي دريغ مصرف مي كنند و هرگز در برابر مصرف آن به دنبال كسب نتيجه نيستند!

     اگر تمام اين عزيزان دست به دست هم دهند. چرا نتوان از مدرسه اي معمولي مدرسه اي نمونه ساخت؟

     به عنوان يك تجربه ما در مدرسه خودمان در حال تلاش براي ساختن مدرسه اي نمونه هستيم. و من از تمامي همكاران؛ دانش آموزان و اولياي محترم آنان را كه به راستي در تحقق اين امر مي كوشند. تشكر و قدرداني مي كنم.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:56  توسط محمد احمدی  | 

     بازهم زمان ثبت نام در مدارس است. و توصيه ادارات و سازمانها و بالاخره وزارت آموزش و پرورش به خانواده ها اين است كه نزديكترين مدرسه به محل سكونت آنان بهترين مدرسه است. ولي آيا به راستي اينگونه است؟ اگر پاسخ مثبت است. علت وجود مدارس شاهد و نمونه دولتي و غير انتفاعي هاي خاص و شهريه هاي ميليوني برخي از آنان چيست؟ آيا به راستي تفاوتي ميان مدرسه اي كه كتابخانه و آزمايشگاه و اتاق رايانه و زمين ورزش و ... ندارد. با آموزشگاهي كه امكانات استاندارد و حتي بالاتر از استاندارد دارد. نيست؟ پس چرا از خانواده ها توقع داريم به اولين مدرسه اي كه در محل مي بينند مراجعه و ثبت نام كنند؟ البته بگذريم كه برخي از مدارسي كه والدين محترم براي ثبت نام در آنها سر و دست مي شكنند. در واقع هيچگونه تفاوتي با مدارس ديگر ندارند و تنها به دليل وجود دانش آموزان مستعد و كمكهاي مالي اوليا توانسته اند به ظاهر نتيجه بگيرند.

     به اميد روزي كه واقعاً مدارس با هم تفاوت معنا داري نداشته باشند. و بتوانيم به راستي ادعا كنيم كه:

بهترين مدرسه نزديكترين مدرسه است.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:36  توسط محمد احمدی  | 

در گشت و گذاري در حوادث ايسنا اين خبر را ديدم.

  پرونده‌ي يك فقره خودكشي در خط آهن در دادسراي جنايي تهران بررسي مي‌شود.

     جانشين سرپرست دادسراي جنايي تهران در اين باره به خبرنگار ايسنا گفت: ساعت 17 و 30 دقيقه روز گذشته فردي 35 ساله به نام «بهرام» در كيلومتر 8 خط آهن تهران- اهواز خود را به زير قطار انداخته و در اثر اصابت قطار با او فوت كرده است. در اطراف اين فرد نامه‌اي يافت شده كه در آن نوشته شده "زندگي برايم سخت بود". هم‌چنين با يافتن آدرسي از او و مراجعه به آن آدرس مشخص شده كه ظاهرا متوفي به دنبال گرفتاري‌هاي اقتصادي و مالي و نداشتن شغل دست به اين اقدام زده است.

     معاون دادستان تهران با بيان اين‌كه پرونده‌ي اين خودكشي در شعبه‌ي 2 بازپرسي دادسراي ناحيه‌ي 27 تهران در دست بررسي است، تصريح كرد: خودكشي اقدام عليه تماميت جسمي خود انسان است و امري است ناپسند كه عقلا و شرعا محكوم است. لازم است كه انسان با تمسك به فرامين شرعي در برابر مشكلات و سختي‌ها مقاومت كند تا ارزش انساني او مشخص شود ضمن اين‌كه خودكشي حلال مشكلات نيست و تنها شانه خالي كردن از زير بار سختي‌هاست.

      در اينكه خودكشي شرعاً حرام و عقلاً محكوم است. شكي نيست. اما نمي دانم اگر امثال ما در شرايطي قرار بگيريم. كه نتوانيم حتي پاسخگوي نيازهاي اوليه خانواده خود باشيم. باز هم مي توانيم به راحتي از محكوميت اين اقدام سخن بگوييم؟ به راستي وظيفه جامعه در مقابل سيل مشكلاتي كه گروهي را در ميان گرفته و تحمل زندگي! را برايشان غير ممكن كرده است. چيست؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 19:58  توسط محمد احمدی  | 

     شنيدم كه برخي از نمايندگان مجلس پيشنهاد طرحي سه فوريتي را براي متوقف شدن سهميه بندي بنزين داده اند كه البته گفته مي شود كه اين طرح به دليل وجود بعضي اشكالات در آن؛ از سوي هيأت رئيسه مجلس اعلام وصول نشد. بعد هم كه تا آخر تير ماه مجلس جلسه نخواهد داشت.

     اگر مطلبي كه شنيده ام و در بالا نقل كرده صحت داشته باشد. خيلي جالب مي شود. نمايندگاني كه خودشان سهيمه بندي بنزين را تصويب كرده اند. حالا به فكر جلوگيري از اجراي آن افتاده اند. دولتمردان هم كه مناسب ترين زمان را براي اجراي اين طرح انتخاب كردند. و درست در آغاز فصل تابستان و مسافرتهاي مردم؛ ضربه اي كاري را بر گردشگري و مشاغل وابسته به آن زدند. تا به حال هم وضعيت گردشگري خيلي مناسب نبود. و اين ماجرا هم مشكل را دو چندان كرد.

     كاش دولتمردان و مسؤولين ما كه صداقت خود را به همه مردم كشور اثبات كرده اند. در حل ماجراي بنزين به جاي پاك كردن صورت مسأله تلاشي در جهت حل آن مي كردند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 20:7  توسط محمد احمدی  | 

بالاخره تكليف سهميه بندي بنزين روشن شد. و جدول سهميه هاي مختلف نيز اعلام شد. 

چند ملاحظه در مورد سهميه بندي بنزين:

۱- ديشب حدود ساعت ۱۰ شب در پارك مشغول ورزش بوديم كه متوجه صف طولاني و وحشتناك جلوي پمپ بنزين شدم. نمي دانم آيا استفاده مقداري بيشتر از سهميه اعلام شده ارزش آن همه ايستادن در صف و خرد شدن اعصاب و استهلاك خودرو را دارد؟

۲- مسؤولين محترم كشور علت اصلي سهميه بندي بنزين را قيمت پايين و در نتيجه خروج غير قانوني آن از كشور اعلام مي كردند. آيا نمي شد جز سهميه بندي به اين شكل راه ديگري براي كنترل وضعيت مصرف بنزين پيدا كرد؟ آيا براي كشوري كه خود صاحب نفت است ( هر چند كه بنزين را وارد مي كند. ) و در وضعيت كنوني جهان زشت نيست كه مانند اوايل انقلاب و دوره جنگ تحميلي باز به روش سهميه بندي و فسادهاي اجتماعي و اقتصادي ناشي از آن متوسل شود؟ نمي شد كه فقط با استفاده از كارتهاي هوشمند پس از چندي مشخص مي شد كه چه كساني سوخت را بسيار بيش از ميزان معمول استفاده مي كنند و تنها با آنان برخورد مي شد؟

۳- مسؤولين محترم براي تمام خودروهاي سواري ميزان ۱۰۰ ليتر در ماه را در نظر گرفته اند. سؤال اين است كه چطور در هنگام دريافت عوارض خودرو و بيمه شخص ثالث و نيز در هنگام نقل و انتقال خودرو از خودروهاي مدل بالا و گران قيمت مبالغ بيشتري اخذ مي شود. اما در هنگام تخصيص سهميه سوخت براي تمام خودروها ميزان يكنواخت سهميه اعلام مي شود. آيا عدالت فقط در هنگام دريافت عوارض و ماليات توسط دولت است؟ و نه استفاده از منابع از سوي صاحبان اين خودروها؟

۴- فكر مي كنم كه مردم در انتخابات بعدي بايد به اين شيوه مملكت داري توجه كرده و سعي كنند افرادي را انتخاب كنند كه براي حل مشكلاتي از اين دست راه حلهاي بهتري را ارايه دهند.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 21:24  توسط محمد احمدی  |