جلسهي رسيدگي به پروندهي قتل دختري كه توسط تعدادي پسر ربوده و بعد از تعرض، به قتل رسيده بود، به علت اخلال در نظم از سوي اولياي دم تجديدوقت شد.
به گزارش خبرنگار حقوقي ايسنا، طبق كيفرخواست صادره در اين پرونده «علي» ٢٣ ساله، «ميلاد» ٢١ ساله، «حسن» ١٩ ساله، «رامك » ١٧ ساله و «رحمان» ١٧ ساله، متهم هستند در ٣/١٢/٨٤، «فرشته» دختري ٢٠ ساله را ربوده و بعد از تعرض، او را به قتل رساندهاند.
طبق محتويات پرونده، «فرشته» ساعت ٦ روز جمعه در اسفندماه ٨٤ به منظور رفتن به محل كار برادرانش از خانه خارج شده كه در ميانه راه «حسن» با قرار دادن قمه بر روي گردن وي، او را به زور سوار ماشين ميكند و به منظور مطلعنشدن مردم، سرش را زير صندلي كرده و صداي ضبط را زياد ميكند. او را به داخل منزلي برده و بعد از آزار و اذيت از طبقهي دوم به بيرون پرتاب ميكند كه وي در بيمارستان فوت كرده است.
به گزارش ايسنا، قضات شعبهي ٧٤ دادگاه كيفري استان تهران صبح روز چهارشنبه با تشكيل جلسه قصد رسيدگي به اين پرونده را داشتند كه اخلال در نظم توسط مادر و برادر مقتوله باعث شد اين جلسه تجديدوقت شود.
قاضي حسيني كوه كمرهاي دربارهي علت تجديد وقت رسيدگي گفت: اخلال در نظم از سوي خانوادهي اولياي دم موجب عدم آرامش در جلسهي دادگاه شد و از آنجايي كه تمام متهمان در جلسه حضور ندارند، امكان رسيدگي مقدور نيست و ختم رسيدگي را اعلام كرد.
اولياي دم با استماع ختم رسيدگي اعتراض كردند و مادر مقتوله وكيل تسخيري متهم به قتل را تهديد كرد كه تو پول ميگيري تا خون دختر بيگناه ما را پايمال كني و خانوادهي متهمان به قتل را تهديد كرد.
پدر مقتوله خطاب به دادگاه گفت: چرا متهمان به قتل دخترم را آزاد كردي؟
برادر مقتوله گفت: من نميگذارم خون خواهرم پايمال شود.
قضات شعبهي ٧٤ دادگاه كيفري استان تهران (حسيني كوه كمرهاي، باقري، سيدي، تردست و سليمانينيا) با وجود اخلال در نظم توسط خانوادهي اولياي دم جلسه را تجديدوقت كردند.
آيا با وجود چنين جرمي آزادي متهمين - هر چند مشروط و با قرار قانوني و ... - داغي بر دل داغديدگان نيست؟
آيا در صورتي كه خداي نكرده چنين اتفاقي براي فرزند يكي از قضات محترم هم مي افتاد باز هم چنين تصميمي مي گرفتند؟
آيا با چنين تصميماتي؛ قضات محترم مي توانند از واكنشهاي احتمالي؛ احساسي و غير عقلاني خانواده هاي داغديده در امان بمانند؟
تصور مي كنم كه در چنين جرايمي تحت هيچ عنواني نبايد با صدور قرار تأمين؛ متهمين را آزاد گذاشت. زيرا آزادي متهمين تحت هر عنواني؛ در حقيقت داغ خانواده قربانيان را تازه تر كرده و حتي ممكن است آنان را وادار به مقابله به مثل؛ و انجام اعمال غير قانوني نمايد.
چه بايد كرد؟
دو تن از اراذل و اوباش تحت تعقيب پليس پايتخت كه دو زن جوان را به منزلي در كرج كشانده و پس از حبس طي مدت يك هفته بارها مورد تعرض قرار داده بودند، در جريان ادامه اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي در فرماندهي انتظامي استان تهران دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سرهنگ مجيد بزمون، رييس پليس كرج در تشريح جزئيات اين پرونده اظهار كرد: ماموران پليس امنيت استان تهران در جريان اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي خبري دريافت كردند مبني بر اين كه تعدادي از اراذل و اوباش فراري و تحت تعقيب پليس پايتخت با سكونت در منزلي واقع در «ولدآباد بزرگ» شهرك 128 واحدي اقدام به فروش علني موادمخدر، خفتگيري، تجاوز به عنف و تهديد ديگر ساكنان در منطقه كردهاند.
بر اين اساس با توجه به اهميت موضوع، ماموران كلانتري 25 «محمدشهر»، تحقيقات پليسي را در دستور كار قرار دادند و مقارن هجدهم مرداد ماه پس از ورود، ابتدا مالك منزل مورد نظر به هويت «جعفر» و در ادامه نيز دو متهم تحت تعقيب و فراري به نامهاي «محمدرضا» 31 ساله معروف به «غول» و «امير» 22 ساله معروف به «پلنگ» را دستگير كردند.
اين در حالي بود كه ماموران در بازرسي از منزل متوجه حضور دو زن جوان شدند كه بر اساس تحقيقات به عمل آمده مشخص شد: آنها به زور از تهران به اين منطقه از كرج كشانده و حبس شدهاند.
همچنين مقدار 60 گرم شيشه، شش عدد قرص اكس، آلات استعمال موادمخدر و ترازوي توزين، 4 فشنگ جنگي، دو قبضه شمشير، 8 دستگاه گوشي موبايل مسروقه، مبلغ 640 هزار تومان وجه نقد حاصل از فروش موادمخدر و يك فقره چكپول يك ميليون ريال جعلي كشف و ضبط شد.
در حالي كه هر سه متهم جهت انجام بازجوييها در اختيار ماموران پليس بودند، زني با مراجعه به كلانتري «محمدشهر» ضمن اعلام شكايت از «جعفر» (مالك منزل) به ماموران گفت كه همسر صيغهاي يكي از دوستان اين فرد بوده و در زمان رابطه و آشنايي تعدادي لوازم منزل، امانت به وي داده، اما پس از مراجعه جهت بازپسگيري متوجه شده كه وي در امانت خيانت كرده است.
از سوي ديگر ادامه بررسيها در خصوص سوابق «جعفر» نشان داد كه وي با تمامي اراذل و اوباش رابطه دارد و آنها را حمايت ميكند، به طوري كه با در اختيار قرار دادن منزلش، آنجا را به محل پاتوق تبديل كرده و ضمن فروش موادمخدر به متهمان، از اين افراد نيز به عنوان رابط و فروشنده موادمخدر در محل استفاده ميكند.
به گفته سرهنگ بزمون، به اين ترتيب نامبرده با دستور مقام قضايي پس از صدور قرار 10 ميليون توماني روانه زندان شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، اين در حالي بود كه بازجوييها از دو اوباش تحت تعقيب نيز مشخص كرد: اين دو، به دنبال دستگيري اعضاي باند ياكوزاها به سمت كرج متواري و مخفي شدهاند و مدت يك هفته است كه دو زن جوان را از تهران به اين منطقه انتقال داده و به زور حبس كردهاند و طي اين مدت بارها نيز مورد تعرض قرار دادهاند.
رييس پليس كرج خاطرنشان كرد: اين دو متهم هم اكنون در اختيار پليس امنيت استان تهران قرار دارند تا ديگر جرايم احتمالي آنها مشخص شود.
توجه كنيد كه بهاي ناموس و شرافت يك انسان چقدر است؟ فقط ده ميليون تومان!
انا لله و انا اليه راجعون
۲۷ رجب؛ يادآور ظهور بزرگمردي از جانب خدايي است كه تقديرش اين بود كه محمد صلي الله عليه و آله و سلم؛ آخرين فرستاده اش باشد.

نمي دانم كه تفاوت جهان امروز ما با وضعيت اعراب ۱۴۰۰ سال پيش چقدر است. اما گمان مي كنم كه:
بشر هنوز هم به مصلحي ديگر نياز دارد.
اگر در هنگام بناي ساختمان ابزار و مصالح بنايي شهروندي قسمتي از خيابان و پياده رو را اشغال كند. بايد از اداره محترم شهرداري مجوز بگيرد. مجوز براي حداكثر يك سوم عرض راه و مدتي محدود صادر مي شود. اما همانطور كه در تصوير مشاهده مي فرماييد. مسؤولين محترم شهرداري منطقه يك مشهد؛ خيابان كنار اداره خود را با قرار دادن كيوسك نگهباني و ايجاد مانع در تصرف اختصاصي گرفته اند.
گويا قانون فقط براي مردم لازم الاجراست. و نه براي مجريان آن!

هر چه بگندد نمكش مي زنند. واي به روزي كه بگندد نمك
البته بگذريم كه اين نمك از ابتدا هم آن چنان سالم نبود.
وقتي در نشريات مي خوانم كه اهالي فلان روستاي بزرگ با امضاي درخواستهاي متعدد خواهان تبديل به شهر و ايجاد شهرداري در روستايشان هستند. به واقع دلم براي سادگي شان مي سوزد.
نمي دانم كه در ميان نهادها و مؤسسات تمدني جديد در ايران؛ اداره اي توان رقابت با فساد و ناكارآمدي شهرداري را دارد يا نه؟ حداقل در شهر ما مشهد با وجود تمام تلاشي كه كاركنان ادارات مختلف در ناراضي تراشي و ايجاد مشكل براي مردم و ارباب؟! رجوع مي كنند. باز هم تصور نمي كنم كه اداره اي قادر به رقابت با شهرداري در اين خصوص باشد.
ان شاء ا... سر و كار هيچ بنده خدايي به كاركنان محترم! اين اداره نيفتد. من كه چند ماه است با اين اداره سر و كار دارم. و تا اينجا هيچ سنگي نمانده كه توان انداختنش بر سر راه كار مرا داشته باشند و آن را نينداخته باشند. حتي اگر اين مانع تراشي به اندازه نيم ساعت تلف كردن وقت طرف باشد. باز هم اين را غنيمتي مي دانند و دريغ ندارند كه تا همين حد هم به وظيفه!! خود عمل كنند.
اما جالبترين و در عين حال مضحك ترين مانع تراشي حضرات اين است كه از بنده خواسته اند كه از همسايه ام كه گويا ساختمان منزل ما چند سانتي متري از منزل آنها جلوتر است - كه البته اينطور نيست - رضايت بگيرم. كه ساختمان بنده مانعي براي ساختمان ايشان نيست. و جالب اينكه همسايه بنده كه منزلش را بدون مراجعه به شهرداري و به طور خلاف ساخته؛ جرأت مراجعه به شهرداري و اعلام رضايت را ندارد. و من هم كه تا به حال چندين ميليون تومان بابت پروانه ساختمان و خلاف و ... به اين اداره محترم پرداخت كرده ام. حالا بايد به دنبال كسي بدوم و از ايشان رضايت بخواهم كه اصلاً بدون پروانه و لاجرم بدون پرداخت هيچ مبلغي به شهرداري ساختمانش را ساخته است.
راستش را بخواهيد. از خجالت در و همسايه كه مي بينند كسي كه قانوني اقدام به ساخت و ساز كرده؛ به دنبال كسي كه غير قانوني منزلش را ساخته؛ مي رود و از او رضايت مي خواهد. نمي توانم از منزل خارج شوم.
از ما شهرنشينان!! كه گذشته است. از روستاييان عزيز تمنا مي كنم كه از شهرداري و خيري كه ندارد. بگذرند. و در نهايت زباله هايشان را با كمك و ياري هم دفع كنند. و بدانند كه بعد از تأسيس شهرداري در شهرشان حتماً از طلا گشتن پشيمان شده و درخواست تبديل دوباره به مس را خواهند كرد.
شركت ايرانسل با تبليغات فراوان توانسته است تا حدودي در ميدان رقابت بر شركت ارتباطات سيار برتري يابد. اما فقدان نظارت در بازار ايران؛ باعث سوء استفاده اين شركت از اعتماد خريداران شده است.
در چند روز گذشته؛ چند نفر از بستگان كه از سيم كارتهاي اعتباري ايرانسل استفاده مي كنند. كارت شارژ ۵۰۰۰ توماني ايرانسل را به مبلغ ۵۵۰۰ تومان خريداري كردند. اين كارتها پس از كسر ماليات و ... در حدود ۴۷۰۰ تومان اعتبار دارد. و اعتبار اين كارتها نيز از نظر زماني نامحدود است.
جالب است كه يكي از اين كارتها به جاي حدود ۵۰۰۰ تومان حدود ۱۰۰۰۰ تومان اعتبار داشت. اما كارت ديگري كه همزمان با آن كارت خريداري شده بود. نه تنها اعتباري نداشت. بلكه دارنده آن پس از وارد كردن شماره كارت با اعلام بدهي ۳۷۰۰ توماني روبرو شد. كارت ديگري كه با مبلغ ۵۵۰۰ خريداري شده بود فقط ۲۰۰۰ تومان اعتبار داشت. و جالب تر از آن سيم كارت خريداري شده جديد كه بايد با اعتبار ۵۰۰۰ تومان ارائه مي شد. هيچ اعتباري نداشت و خريدار مجبور به خريد كارت شارژ مجدد شد.
گمان مي كنم كه گردانندگان ايرانسل از فقدان نهادهاي نظارتي در ايران اطلاعات كافي دارند. و با استفاده از اين اطلاعات نه تنها هزينه تمام امتيازات و جوايز اعلام شده شركت را از مشتركان دريافت مي كنند. كه شايد حتي درآمدي بسيار بيشتر نيز به دست اورند.
نمي دانم كه در كشورهاي ديگر نيز فعالان بازار و اقتصاد مي توانند هر چه مي خواهند اعلام كنند و هر طور مي خواهند عمل كنند؟ يا اين فقط ويژگي كشور عزيز ماست؟
پخش برنامه كوله پشتي كه در آن مجري برنامه - فرزاد حسني - با سردار رادان - فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ - در مورد چگونگي برخورد با اراذل و اوباش و نقض احتمالي قوانين در برخورد با آنان انتقاداتي را مطرح كرد. باعث بروز اعتراضاتي عليه مجري برنامه شد.
گذشته از برخورد بي ادبانه مجري برنامه با سردار رادان؛ بايد گفت كه چگونه مي توان از كساني كه همچون حيوانات وحشي به جان و مال و آبرو و ناموس رحم نمي كنند. دفاع كرد و از برخورد قانوني با آنان سخن گفت؟ آيا با سگ وحشي و هار مي توان برخورد منطقي كرد؟ بگذريم از اينكه چندي پيش يك قاضي مردي را كه دو تن از اراذل كه مست بوده و جلوي چشمش همسرش را مورد توهين قرار داده و قصد ربودنش را داشتند. و مرد يكي از آنها را به ضرب چاقو كشته بود به پرداخت ديه محكوم كرد. به اين دليل كه وي در دفاع زياده روي كرده بوده است! زياده روي در دفاع! در برابر سگاني هار! انسان نمي داند كه از حكم اين قاضي محترم بخندد يا بگريد؟
محض رضاي خدا؛ هم مردم و هم دستگاه قضايي و هم نيروي انتظامي دست از انسانيت و برخورد منطقي با اين حيوانات وحشي بردارند. فكر مي كنم كه هنوز فراتر از قانون فعلي بايد با آنان برخورد شود. امثال اينها در حكم محارب و مفسد في الارض هستند. و حكمشان مشخص است.
البته اين را هم بگويم كه مأموران نيروي انتظامي نيز گاهي با مردمي كه به هر علت سر و كارشان به پاسگاهها مي افتد. برخورد توهين آميزي دارند. و حتي با تأسف بايد گفت كه معدودي از افراد اين نيرو خود نيز از خلافكاران به شمار مي روند. اما با همه اينها باز بايد از برخورد با امثال اين خلافكاران تشكر كرد. و كاش روزي برسد كه مأموران محترم نيروي انتظامي ما مصداق اين آيه شريفه باشند كه:
محمد رسول الله و الذين معه رحماء بينهم و اشداء علي الكفار