تصوير بالا را در سايتي ديدم. ادعا شده كه اين تصوير مربوط به كتاب فارسي سال دوم دبستان در سال ۱۳۳۰ هجري شمسي است. آفرين بر دانش آموزاني كه در سال دوم دبستان اين متن را مي خوانده اند.
وضعيت دانش فارسي دانش آموزان فعلي ما چطور است؟
يكي دو سالي است كه از دانش آموزان ورودي سال اول متوسطه آزمون تشخيصي از برخي دروس سال سوم راهنمايي گرفته مي شود. ناهماهنگي نتايج اين آزمونها با نمراتي كه دانش آموزان از دوره راهنمايي در كارنامه تحصيلي خود دارند. بسيار عجيب است. تا جايي كه ما تصميم گرفتيم از سنجش معلومات دوره راهنمايي دانش آموزان بگذريم و معلومات رياضي آنان را در حد پايه پنجم ابتدايي ارزيابي كنيم. و البته يك نمونه نشان داد كه وضعيت آنجا هم چندان جالب نيست و در صد بالايي از دانش آموزاني كه معدل ميان ۱۵ تا ۱۹ دوره راهنمايي را داشتند. حتي در آزمون رياضي پنجم ابتدايي نيز نتوانستند نمره قابل قبولي بگيرند.
مشكل كجاست؟ مديركل محترم دفتر آموزش و پرورش راهنمايي تحصيلي، مي فرمايند كه: به كارگيري شيوههاي پليسي در امتحانات، سبب رشد افرادي تنگ نظر و حسود ميشود. اما به كار گرفتن شيوه هايي كه تنها به كسب نمره و بالا بردن درصد قبولي غير واقعي دوره راهنمايي و انداختن توپ به ميدان آموزش متوسطه مي شود. سبب رشد كدام مشكلات و خصايل منفي در دانش آموزان مي شود؟
شما را به خدا دانش آموزان را دريابيد! با ضعف شديد پايه معلومات درسي؛ دانش آموز سال اول متوسطه احساس مي كند كه توانايي فهم و يادگيري دروس مختلف را ندارد. و نمي داند كه مشكل او از ضعف معلومات و اطلاعات پايه است. و نه كمبود استعداد خدادادي!
به اصل خبر و فرمايشات ايشان توجه كنيد:
مديركل دفتر آموزش و پرورش راهنمايي گفت: براي ارتقاي مهارتهاي دانشآموزان در مقطع راهنمايي بايد محتواي كتب درسي تغيير كرده و مسالهمحور شوند.
به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» ايسنا، فضلي خاني در گردهمايي توجيهي ـ كاربردي كارشناس مسوولان استاني و كشوري مشاوره عمومي در يزد اظهار كرد: مهمترين رويكرد در دوره راهنمايي، احياي مشاوره بوده و فرآيند مشاوره بايد به نتيجهاي برسد كه حاصلش بردباري و آرامش باشد.
وي با اشاره به استراتژيهاي بهبود فرآيند مشاوره در مدارس گفت: به 90 هزار مشاور در مقطع ابتدايي و راهنمايي نيازمنديم.
وي با بيان اين كه مقدمه هر مشاوره و راهنمايي، مشاهده و شناخت است تصريح كرد: بايد براي مشاوره با شرايط موجود، استراتژي جديد ارائه داد كه در اين راستا سه عرصه رويكردي براي هدايت صحيح مشاوره وجود دارد كه در ابتدا بايد كتب و محتواي آموزشي با شرايط دانشآموزان در مقطع راهنمايي چيده شود.
فضلي خاني در ادامه گفت: كتب درسي همچنين بايد محتوا محور بوده و به آموزش مهارتهاي زندگي توجه داشته باشند، در غير اين صورت كتاب در كلاس ميماند و در زندگي كاربردي ندارد.
مديركل دفتر آموزش و پرورش راهنمايي تحصيلي، رويكرد دوم را نظام ياددهي و يادگيري در كلاس عنوان و خاطر نشان كرد: معلم بايد در اين جهت بستر لازم را فراهم كند، به طوري كه روشهاي تدريس بايد اكتشافي و تعاملي باشد.
وي افزود: به كارگيري شيوههاي پليسي در امتحانات، سبب رشد افرادي تنگ نظر و حسود ميشود.
وي سومين رويكرد را فرآيندهاي كيفي ساز در مدرسه دانست و گفت: مدرسه بايد مالامال از روابط انساني و شادابي باشد، چگونه ميتوان مدرسهاي كه رويكرد رفتار گرايانه دارد، به سمت مشاوره سوق داد.
مدير كل دفتر آموزش و پرورش راهنمايي تحصيلي در پايان با بيان اين كه ديوار مدرسه هم ميتواند مشاور باشد، تاكيد كرد: شوراي معلمان، نشستهاي دانشآموزان، انجمن اوليا و مربيان، مديريت مدرسه و چرخه انضباط در مدرسه ميتواند به امر مشاوره كمك كند و براي استقرار نظام مشاورهاي در آينده بايد به اين راهبردها و رويكردها توجه نشان داده شود.
بازهم زمان ثبت نام در مدارس است. و توصيه ادارات و سازمانها و بالاخره وزارت آموزش و پرورش به خانواده ها اين است كه نزديكترين مدرسه به محل سكونت آنان بهترين مدرسه است. ولي آيا به راستي اينگونه است؟ اگر پاسخ مثبت است. علت وجود مدارس شاهد و نمونه دولتي و غير انتفاعي هاي خاص و شهريه هاي ميليوني برخي از آنان چيست؟ آيا به راستي تفاوتي ميان مدرسه اي كه كتابخانه و آزمايشگاه و اتاق رايانه و زمين ورزش و ... ندارد. با آموزشگاهي كه امكانات استاندارد و حتي بالاتر از استاندارد دارد. نيست؟ پس چرا از خانواده ها توقع داريم به اولين مدرسه اي كه در محل مي بينند مراجعه و ثبت نام كنند؟ البته بگذريم كه برخي از مدارسي كه والدين محترم براي ثبت نام در آنها سر و دست مي شكنند. در واقع هيچگونه تفاوتي با مدارس ديگر ندارند و تنها به دليل وجود دانش آموزان مستعد و كمكهاي مالي اوليا توانسته اند به ظاهر نتيجه بگيرند.
به اميد روزي كه واقعاً مدارس با هم تفاوت معنا داري نداشته باشند. و بتوانيم به راستي ادعا كنيم كه:
بهترين مدرسه نزديكترين مدرسه است.
بالاخره با رأي اكثريت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وزير آموزش و پرورش در سمت خود ابقا شد.
پيش از برگزاري جلسه استيضاح؛ برخي نمايندگان از مخالفت ۷۰ درصد نمايندگان مجلس با وزير خبر مي دادند. و برخي از مسؤولين تشكل هاي فرهنگيان نمايندگان را از غضب فرهنگيان در انتخابات بعدي مجلس مي ترساندند. اما در نهايت نمايندگان رأي به ابقاي وزير دادند.
واقعيت اين است. كه برخي از دلايل استيضاح وزير فعلي با دلايل استيضاح وزراي قبلي يكسان بود. به عنوان مثال درصد پايين قبولي پايه هاي مختلف تا به حال يكي از دلايل استيضاح وزراي آموزش و پرورش بوده است. و همين حساسيت باعث شده تا مسابقه اي ميان معلمان و مدارس و نواحي و ... بر سر بالا بردن درصد قبولي با هر ترفند آغاز شود. و نتيجه اين مسابقه بالا رفتن درصد قبولي دانش آموزان و در كنار آن پايين آمدن معلومات آنان است. و اين خود ضربه اي اساسي بر آموزش و پرورش به شمار مي رود. و لابد كساني كه باني آغاز چنين مسابقه اي شده اند. اكنون به خود مي بالند. كه توانسته اند آمار قبولي دانش آموزان را بالا ببرند! اما به چه قيمتي؟ اين اصلاً مهم نيست!
مشكل اساسي در آموزش و پرورش به سيستم اين نظام آموزشي باز مي گردد. و ما براي حل اين مشكل - كه حتي آن را نمي بينيم - به دنبال تعويض افراد هستيم. كسي كه خودرو اش مشكل دارد. از تعويض راننده سودي نمي برد. اگر وضعيت رفاهي و حقوق فرهنگيان مطلوب نيست. مجموعه نظام كشور بايد با عزمي ملي اين مشكل را حل كنند. اگر فرهنگي ما از تبعيض - و نه فقط كمبود حقوق و مزايا - رنج مي برد. شخص وزير به تنهايي - هر كس كه مي خواهد باشد. - كاري از پيش نمي برد. اگر دانش آموز ما انگيزه اي براي تحصيل ندارد. - چون آينده خود را از نظر اشتغال و ... تيره و مبهم مي بيند. - اين فقط نظام آموزشي كشور و شخص وزير نيستند كه بايد فكري براي حل اين مشكل كنند. و ...
چه بايد كرد؟ به نظر من به عنوان يك فرهنگي؛ امنيت فكري فرهنگيان و بالا رفتن كيفيت - و نه فقط كميت - آموزشي دانش آموزان چند راه دارد.
اول: انگيزه بخشيدن به معلمين با رفع تبعيض در پرداختها: آن هم نه به شكلي كه اكنون با اضافه حقوق پلكاني انجام شده و حقوق افراد با مدارك مختلف و مسؤوليتهاي متفاوت نه تنها مساوي شده كه در برخي موارد افراد با سابقه و مدرك كمتر حقوق بيشتري دريافت مي كنند. بلكه به اين معنا كه دارندگان مدارك تحصيلي يكسان با سابقه يكسان و كار و مسؤوليت يكسان در ادارات و سازمانهاي مختلف حقوق و مزاياي يكسان دريافت كنند. و البته انجام اين طرح در شرايط فعلي كشور بسيار مشكل است. و به همين علت است كه در يادداشتهاي قبلي ام نوشته بودم كه اجراي اين طرح يعني نظام هماهنگ پرداخت حقوق در حقيقت يك انقلاب تمام عيار اقتصادي و اداري و اجتماعي به شمار مي رود. كه به هر دليل اين دولت نيز قادر به انجام آن نشد. و حتي به جاي حل مشكل با اجراي نظام افزايش پلكاني بر مشكلات قبلي نيز افزود.
در روزنامه دنياي اقتصاد روز پنجشنبه از رئيس جمهور محترم نقل قول شده بود كه: "
محمود احمدي نژاد گفت: افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت قانونيو متناسب با ميزان تورم بوده است.
به گزارش ايرنا، رييسجمهوري، افزايش پلكاني حقوق كاركنان دولت را علمي دانست و افزود: از ابتدا نيز گفته بوديم افزايش حقوق كاركنان دولت متناسب با تورم خواهد بود، نه دقيقا مانند رقم تورم.
وي خاطرنشان كرد: بر اساس اين تصميم طبقاتي كه حقوق پايين تري دريافت مي كنند، افزايش بيشتري خواهند داشت زيرا در دهكهاي پايين تورم شدت بيشتري دارد. "
نمي دانم كه چطور ممكن است تورم در دهك هاي پايين شدت بيشتري داشته باشد. يعني كارمندي مانند بنده كه به دليل مدرك فوق ليسانس و سابقه جبهه و گروه تشويقي تا به حال حقوق بالاتري نسبت به ديگر همكاران دريافت مي كرده ام. ديگر از اين پس ارزاق عمومي را با قيمت كمتري از ديگران تهيه خواهم كرد؟ و يا اينكه به اندازه اي كه ديگران نياز مادي دارند. من ندارم و ... با اينكه به صداقت ايشان اعتقاد دارم. اما گمان مي كنم كه در اينگونه اظهار نظرها بايد مبناي علمي و دقيقتري داشته باشيم.
دوم: كم شدن حساسيت نمايندگان و مسؤولين نسبت به درصد قبولي و دقت به اينكه تا پايه درسي دانش آموز از دوره ابتدايي قوي نباشد. وي در دوره هاي بعدي تحصيلي نيز موفق نخواهد شد. و دليل بالا بودن درصد مردودي دانش آموزان در پايه اول متوسطه نيز همين است. به نظر من بايد در وضعيت فعلي آموزش و تعداد دروس در پايه هاي مختلف و به ويژه پايه اول ابتدايي تجديد نظر كلي كرد. طرحي كه در اين مورد در ذهن دارم را در يادداشتهاي قبلي نوشته ام و توضيح بيشتر در مورد آن را در يادداشتهاي بعدي خواهم نوشت.
سوم: دانش آموز ما براي يادگيري و كسب مدرك انگيزه كافي ندارد. حل مشكل اشتغال و اعتبار بخشيدن به مدرك تحصيلي مي تواند اين انگيزه را تقويت كند. براي حل اين مشكل نيز عزمي ملي لازم است.
از زمانی که پای آموزش نوین در دوره قاجار به ایران باز شد. دست اندرکاران سعی کردند مقلد خوبی برای اجرای نظام آموزشی غرب در ایران باشند. و نهایت اینکه از فلان کشور استعمارگر معلمی نیاید و از کشوری دیگر معلم استخدام شود. اما بومی کردن نظام آموزشی در ایرن گویا قرار نیست اتفاق بیفتد.
یک نمونه روشن از این تقلید بدون تفکر، اجرای شیوه نیمسالی در مدارس ایران است. در کشورهایی که از نظام نیمسالی استفاده می شود. پایان نیمسال اول و امتحانات پایانی آن مصادف با آغاز سال جدید و تعطیلات کریسمس است. و پس از آن نیمسال دوم آغاز می شود و ...
اما در کشور ما با آغاز نیمسال دوم، هنوز دانش آموزان با حال و هوای نیمسال دوم عادت نکرده اند که مراسم دهه فجر آغاز می شود و اجرای مراسم تا حد زیادی مانع از اجرای دقیق کار کلاسها و تدریس دبیران می شود. و بعد از آن نوبت به تعطیلات نه چندان کوتاه عید نوروز می رسد. که گاه با احتساب تعطیلات بینام و غیر رسمی قبل و بعد از آن - که متأسفانه رسم ناپسندی در مدارس شده است- به حدود سه هفته می رسد. و بعد هم که معلوم است و پس از چند هفته آموزش، نیمسال دوم به پایان می رسد. و به همین دلیل است که در هنگام اجرای نظام ترمی واحدی در دبیرستانها، کتابهایی که در نیمسال اول به راحتی تدریس می شدند. در نیمسال دوم نیمه کاره می ماندند. و گاه دبیر مجبور می شد که با سرعتی غیر معمول کتاب را به پایان برد.
شاید بازگشت به نظام امتحانات سه گانه، که البته در سه ماهه اول معلم با نمرات کلاسی به دفتر نمره گزارش کند و در سه ماهه دوم که به تعطیلات عید ختم می شود. امتحانات انجام شود و بدین ترتیب دانش آموزان به اجبار امتحان هم که شده، باید تا پایان اسفند به مدرسه بیایند چاره ای برای حل این مشکل باشد.
فکر می کنم که بهتر بود به جای تغییر نظام آموزشی قبلی، نقاط ضعف آن برطرف می شد. و هنوز هم جای آن دارد که سیاستگذاران آموزش و پرورش مردانه به اشتباهات صورت گرفته تاکنون اعتراف کنند. و طرحی ملی و بومی در ایران پیاده کنند.
گویا تلقی مسؤولین از کارآمدی نظام آموزشی ما در درصد قبولی هر واحد آموزشی و مقطع تحصیلی خلاصه می شود. و دیگر کسی توجه به کیفیت آموزش و چگونگی به دست آمدن درصد قبولی ندارد. و جالبتر اینکه نمایندگان مجلس هم به عنوان یک سلاح علیه وزیر از کاهش درصد قبولی دوره های تحصیلی استفاده می کنند. و نتیجه این شده است که وزارت، سازمان، ادارات و در نهایت مدیران مدارس فقط به دنبال درصد قبولی دانش آموزان هستند و کسی جویای چند و چون این درصدها نیست.
وقتی معلمی خود طراح سؤال است و بعد هم خودش کار تصحیح اوراق را انجام می دهد. چه کسی جز وجدانش می تواند وی را متقاعد کند که حق دانش آموزان را بدهد. نه کمتر و نه بیشتر! ولی وقتی معلم ما می بیند که مدیر از او درصد قبولی می خواهد باید با روشهایی نشان دهد که کلاس وی نتایج خوبی به دست آورده است. و این روش ها از ارایه تعداد محدودی سؤال به دانش آموزان شروع می شود که امتحان فقط از آن سؤالات انجام می شود. و تا آنجا ادامه می یابد که گاهی در برگه دانش آموز دست برده می شود و گاه به عنوان ارفاق، نمره برگه از حق دانش آموز بیشتر می شود.
مدیر مدرسه هم سعی دارد که با افزایش درصد قبولی خود را کارآمد نشان دهد و برای این کار از توصیه به دبیران برای طرح سؤالات آسانتر شروع می کند و تا آنجا پیش می رود که ممکن است گاه برای دانش آموزان نزد دبیران وساطت کند و برایشان نمره بگیرد. و گاه دبیرانی را به عنوان مراقب تعیین کند که می داند کاری به تخلفات امتحانی دانش آموزان ندارند و ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
و بعد کار به جایی می رسد که دانش آموز در پایه های بالاتر احساس می کند که به هیچ عنوان توانایی درک مطالب درسی را ندارد. و به همین دلیل انگیزه خود را از دست داده و در نهایت ترک تحصیل می کند.
در جلسه ای یکی از مسؤولین محترم آموزش و پرورش می فرمودند که ما در دوره های ابتدایی و راهنمایی مشکل افت تحصیلی را نداریم. و مشکل تنها در متوسطه و آن هم بیشتر در سال اول متوسطه دیده می شود. جالب است. اتفاقاً مشکل در دوره ابتدایی است. و معلمان و مدیران محترم آن دوره مشکل را به راهنمایی پاس داده و آنها هم محبت کرده و مشکل را به دوره متوسطه تحویل می دهند. و برای همین است که مشکل در این دوره آشکار می شود.
باز هم به عنوان معلمی که از سال اول ابتدایی تا دوره لیسانس تدریس کرده است. به مسؤولین محترم آموزش و پرورش عرض می کنم که ریشه حل مشکلات آموزش و پرورش در دوره ابتدایی، و به ویژه در سال اول ابتدایی است. و این مشکل با روش جدید آموزش خواندن و نوشتن در سال اول ابتدایی بیشتر نیز شده است. و نیز حذف امتحانات در پایه های اول تا سوم ابتدایی نیز علیرغم ظاهر زیبایی که دارد مشکلات خود را در آینده نشان خواهد داد.
تا کی باید شاهد روش آزمون و خطا در مدارسمان باشیم؟
شاید شنیده یا خوانده باشید که بالاترین درصد اُفت تحصیلی یا درصد مردودی در نظام آموزشی ایران در پایه اول متوسطه است. آیا مسؤولی توجه کرده است که چرا باید در پایه اول دبیرستان این مشکل وجود داشته باشد؟
برای معلمی مثل من که در تمام پایه های تحصیلی، از اول ابتدایی تا متوسطه تدریس کرده است. ریشه مشکل کاملاً روشن است.
وقتی دانش آموزی که در دوره ابتدایی در درسی - مثلاً ریاضی - ضعیف است. آیین نامه امتحانات به وی اجازه می دهد که با استفاده از تبصره ماده ۷ قبول اعلام شده و به پایه بالاتر برود. و این اتفاق در پایه های دیگر هم رخ می دهد. و در نتیجه در پایه اول متوسطه در مدارس عادی دولتی ما شاهد ثبت نام دانش آموزانی هستیم که در درس زبان یا ریاضی با نمره صفر در پایه سوم راهنمایی قبول اعلام شده اند. نتیجه روشن نیست؟ این دانش آموز که در دوره ابتدایی و راهنمایی، ریاضی را متوجه نشده، چگونه می خواهد و می تواند که درس ریاضی دوره دبیرستان را بیاموزد؟
در چنین مواقعی هم دانش آموز به شدت بی انگیزه می شود و هم معلم. دانش آموزی که در دروسی مانند ریاضی و زبان انگلیسی و عربی ضعیف است. وقتی متوجه می شود که با این ضعف قادر به قبولی در پایان سال نیست و به فرض قبول شدن با استفاده از تبصره، که متأسفانه تا سه درس را هم شامل می شود. نمی تواند در رشته ای خوب و دلخواه پذیرفته شود. دیگر در دروسی هم که توان فهم آن را دارد. تلاش و کوششی از خود نشان نمی دهد. و معلمی هم در چنین کلاسهایی تدریس می کند. با مشاهده چنین دانش آموزانی اشتیاق خود را به کار از دست می دهد.
چاره چیست؟ آیا باید دانش آموزانی را که در یک درس ضعیف هستند مردود و محکوم به تکرار پایه کنیم؟
نظر من این است که اگر قرار است دانش آموز را با توجه به نمره مثلاً ریاضی زیر ۱۰ قبول اعلام کنیم. به وی فرصت بدهیم تا سال تحصیلی آینده این ضعف را جبران کرده و در امتحانات ریاضی هر دو پایه را با هم امتحان داده و نمره قبولی کسب کند و در غیر این صورت دیگر برای بار دوم به پایه بالاتر نرود. و البته باید در هر ناحیه و منطقه مدارس خاصی را برای این دانش آموزان در نظر بگیرند تا در وقت بیکاری و نوبت مخالف تحصیل دانش آموز دروسی را که وی در آن ضعیف است. با اخذ وجه به وی تدریس کنند.
و پیشنهاد دیگری که اگر شخصیت شجاعی در آموزش و پرورش پیدا شود. و آن را مطرح و پیاده کند. دعای خیر بسیاری از معلمین و دانش آموزان و اولیای آنان را در آینده خواهد داشت.
پیشنهاد من این است که بهترین معلمان را با شرایطی کاملاً مشخص و البته با مزایای بیشتر از سایر معلمان برای تدریس در پایه اول انتخاب کنند و از آنها درصد قبولی نخواهند و در پایان سال اول نیز امتحانی نهایی ـ بدون دخالت معلم و مدرسه مربوط - برگزار کنند و حداقل نمره قبولی در امتحان را هم ۱۵ قرار دهند. و در پایه اول هم فقط درس خواندن و نوشتن فارسی و آموزش دو عمل اصلی جمع و تفریق را قرار دهند و دیگر دروس را از این پایه حذف کنند. و مطمئن باشند که اگر دانش آموزی مجبور شود که دو و حتی سه سال پایه اول را تکرار کند. دیگر در هیچ پایه تحصیلی به مشکل برخورد نخواهد کرد.
اما برنامه ریزان نظام آموزشی ما که معلوم نیست آیا اصلاً پایشان به کلاسهای درس معمولی هم رسیده یا نه؟ با هدف کاهش درصد مردودی به دنبال حذف امتحانات در دوره ابتدایی هستند و استدلال آنها هم این است که دانش آموز دوره ابتدایی در سنی است که اعلام مردودی به وی باعث مشکلات روحی برای وی می شود و توجه ندارند که انتقال این مشکلات به پایه های بالاتر کار را به جایی می رساند که دیگر امکان جبران این ضعفهای درسی وجود ندارد. در حالی که تکرار پایه در پایه اول دبستان امکان جبران ضعفها را به راحتی فراهم می کند.
هنوز یادمان نرفته که سالیانی قبل والدین دانش آموزان پایه اول به اصرار از معلم می خواستند که چنانچه فرزندشان با وجود اخذ نمره قبولی، کاملاً آماده ورود به پایه بالاتر نیست. وی را مردود کنند تا با پایه درسی قویتر ادامه تحصیل دهد. و الآن می بینیم که همان والدین ظاهراً بیسواد بسیار بیشتر از برنامه ریزان فعلی ما صلاح و مصلحت و حقیقت را می فهمیدند.
به چه کسی باید گله کنیم که علت اصلی ضعف دانش آموزان دوره متوسطه ما در درسهایی مانند تاریخ، جغرافی و ... این است که آنان هنوز قادر به خواندن درست فارسی و فهم مطالب نیستند. و اگر هم متوجه مطلب باشند قادر به نوشتن مطالبی که در ذهن دارند نیستند. شاید در مطالب آینده نمونه هایی از سؤوالات ارائه شده در امتحانات و پاسخهای دانش آموزان را - البته بدون ذکر نام و مدرسه و ... ـ بنویسم.
به طور خلاصه پیشنهاد بنده این است:
۱- در دوره ابتدایی درسها حداقل تا پایه سوم فقط به درسهای خواندن و نوشتن فارسی و چهار عمل اصلی ریاضی محدود شود.
۲- در پایان سال اول ابتدایی امتحانات نهایی برگزار شده و شرط قبولی در هر درس نیز نمره حداقل ۱۵ در نظر گرفته شود.
۳- در پایه های بالاتر چنانچه باز هم دانش آموزی در یک درس خاص نمره قبولی کسب نکرد. ضمن ارتقا به پایه بالاتر، یک سال به وی فرصت داده شود که ضعف خود را جبران کند.
کتاب روشهای کلاسداری از نگاهی دیگر:

در این کتاب مطالبی در مورد نحوه کلاسداری آورده شده و هر مورد با مثالهایی عینی و واقعی از خاطرات همکاران ارجمند فرهنگی همراه است. در صورت تمایل به مطالعه متن کتاب از طریق اینترنت می توانید از قسمت پیوندهای همین وبلاگ به زیر سایت دبیرستان شهید غفوری مراجعه کرده و در قسمت مقالات جامعه شناسی مطالب کتاب را مطالعه فرمایید. همچنین در صورت تمایل به خرید کتاب به مبلغ ۶۰۰۰ ریال می توانید از طریق کتابفروشی و انتشارات ضریح آفتاب در مشهد اقدام فرمایید. و یا از طریق پست الکترونیکی با نویسنده وبلاگ تماس بگیرید.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:
بخش اول: آمادگيهاي لازم براي معلم پيش از آغاز اولين جلسهي كلاس
کسب اطلاعات لازم در مورد دانشآموزان
آماده كردن مطالبي براي ارائه در اولين جلسهي كلاس
ارائهي مطالبي در مورد فوايد تحصيل، با استفاده از نظرات دانشآموزان ارائهي اطلاعاتي در مورد نحوهي كلاسداري معلم و انتظارات وي از دانشآموزان
ارزشيابي آغازين از دانشآموزان معرفي خود به دانشآموزان
ارائهي مطالبي در مورد شيوههاي يادگيري و مطالعه، با توجه به درس مربوط
بخش دوم: بررسي واكنشهاي احتمالي معلمين در برابر مسايل انضباطي دانشآموزان
تأخير
غیبت
انجام ندادن تكاليف منزل
بينظمي در كلاس عوامل مخل نظم در كلاس
محيط فيزيكي كلاس معلم دانشآموزان درگيري دانشآموزان با هم اجازه به دانشآموزان براي خروج موقت از كلاس بخش سوم: ارزشيابي از آموختههاي دانشآموزان اهداف ارزشيابي مستمر شيوههاي ارزشيابي مستمر
ارزشيابي مستمر شفاهي شیوه هاي پرسش شفاهي ارزشيابي مستمركتبي چند نكته در طرح پرسشهاي امتحاني و نحوهي تصحيح برگهها تقلب در امتحانات
تعريف تقلب
چرا لازم است كه با تقلب در مدارس مقابله شود؟ انواع تقلب
تقلب دانشآموزان تقلب معلمين توصيههاي كلي در برگزاري هر چه بهتر جلسات امتحان از نظر جلوگيري از تقلب
چند تذكردر مورد ايجاد شرايط مساعد فيزيكي و ... ، در جلسات امتحان
ارفاق نمره
معضل شناخته شدن ارفاق نمره به عنوان يك ارزش در جامعهي فرهنگي
در برابر تخلفات دانشآموزان: چشم پوشي يا مجازات؟ نكاتي پراكنده در مورد روشهاي كلاسداري حاصل سخن منابع
منابع پيشنهادي براي مطالعهي بيشتر
http://www.iranculture.org/research/edupol/index.php
http://edu.tebyan.net/
http://dbase.irandoc.ac.ir/000032/328200.htm
http://dbase.irandoc.ac.ir/000032/325300.htm
http://bottle.blogfa.com/
http://pira.blogsky.com/?Cat=1