تبليغاتX
یادداشت های یک معلم

     باز هم به روزهاي پاياني اسفند رسيديم و با مشكل هميشگي تعطيلات بينام روبرو هستيم.

     گويا معلمين و دانش آموزان در قراري گفته و نوشته نشده؛ آغاز تعطيلات نوروزي را در هر سال با توجه به مقتضيات تقويم آن سال تعيين مي كنند و البته بعضي آموزشگاه ها در آغاز كردن اين تعطيلات پيشرو هستند.

     گمان مي كنم كه براي حل اين مشكل - اگر آن را مشكل بدانيم - تنها بايد بر روي نظر و عمل همكاران محترم دبير حساب كنيم. شنيده شده كه برخي از همكاران محترم در اين روزهاي پاياني سال درس و تدريس را تعطيل كرده و حتي دانش آموزاني را كه در كلاس حضور مي يابند بازخواست مي كنند. اگر اين شنيده ها حقيقت داشته باشد. - كه ان شاء الله چنين نيست - بايد علت اين تعطيلات زودرس و شيوه حل آن را نيز از همين همكاران سؤال كرد.

اگر معلم وجدان كاري نداشته باشد؛ چگونه دانش آموزان را تربيت خواهد كرد؟  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 18:32  توسط محمد احمدی  | 

     ديروز ۲۴ دي ماه طبق برنامه قبلي قرار بود امتحان در آموزشگاه برگزار شود. اما در اطلاعيه اي برگزاري امتحان لغو و قرار شد مدارس داير شده و كلاسها تشكيل شوند. با توجه به اينكه در ايام تعطيلات به مناسبت برگزاري امتحانات بوديم و برخي از همكاران كه نوبت مراقبت نداشتند با استفاده از اين فرصت به مسافرت رفته بودند و دسترسي به آنها ممكن نبود. كلاسها آن طور كه بايد و شايد تشكيل نشد.

     به نظر بيشتر همكاران بهتر بود ديروز امتحان طبق برنامه قبلي برگزار مي شد و بعد در جلسه امتحان به دانش آموزان اعلام مي شد كه از روز سه شنبه در مدرسه حاضر باشند.

     خلاصه وقت زيادي در اين دو روز از همكاران اداري گرفته شد. كاش دوستان در هنگام تصميم گيري مشورتي هم با اجرا كنندگان اين تصميمات مي كردند. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:15  توسط محمد احمدی  | 

     اين تلفن همراه هم به معضلي در مدارس تبديل شده است.

     توصيه شده ـ و البته به حق ـ كه همكاران در كلاس از تلفن همراه استفاده نكنند. و دانش آموزان نيز از به همراه آوردن تلفن همراه در مدارس خودداري كنند. و علت ممنوعيت نيز كاملاً روشن است.

     زنگ خوردن گوشي تلفن همراه دانش آموزان در كلاس؛ كه گاهي بر اثر شيطنت با زنگهايي نا متعارف با محيط كلاس نيز همراه است. سرگرم شدن برخي دانش آموزان با پيامك ها و تصاوير و فيلم هاي گوشي و توجه نكردن آنان به درس؛ گوشه هايي از مشكلات تلفن همراه دانش آموزان در كلاس و مدرسه است.

     اما براي حل اين مشكل چه بايد كرد؟

     ۱- برخي از همكاران و والدين دانش آموزان معتقدند كه در برابر موج جديد تكنولوژي نمي توان ايستادگي كرد.اما آيا درست است كه ما از ترس مرگ خودكشي كنيم؟

     ۲- برخي معتقدند كه مشكل از تلفن همراه نيست. بلكه بايد فرهنگ استفاده از تلفن همراه را به دانش آموزان آموخت. در جامعه اي كه بيشتر افراد بزرگسال نيز فرهنگ استفاده از تلفن همراه را ندارند. - همانطور كه فرهنگ استفاده از محيط زيست را ندارند و ... - چگونه مي توان از مدارس انتظار داشت كه تمام اين فرهنگ ها را به دانش آموزان بياموزند و اگر نمي توانند در برابر مشكلات هم كوتاه بيايند؟

     ۳- مسؤولين محترم نيز كه مشكل را احساس كرده اند از سويي توصيه ممنوع شدن تلفن همراه دانش آموزان در مدارس را مي كنند. و از سوي ديگر به دقت مشخص نمي كنند كه اگر دانش آموزي به اين توصيه عمل نكرد چه بايد كرد؟ و نتيجه اين شده كه در مدارس مختلف؛ از شيوه هاي گوناگوني براي مقابله با اين مشكل استفاده مي شود. حال كدام روش بهتر يا بدتر است بماند.

     ۴- البته اين نكته نيز قابل ذكر است كه در برخي موارد كه راه دانش آموزان تا آموزشگاه دور است و يا آموزشگاههاي خاص - مانند مدارس بزرگسالان و ... - از اين برخورد بايد مستثنا باشند. و براي حل مشكل آنان بايد راه ديگري انتخاب شود. مانند اينكه برخي از مدارس گوشي ها را به صورت خاموش در ابتداي ورود دانش آموزان تحويل گرفته و در هنگام خروج تحويل مي دهند.

براي مقابله با مشكل گوشي تلفن همراه در مدارس چه بايد كرد؟  

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 21:0  توسط محمد احمدی  | 

     جناب آقاي فرشيدي وزير محترم آموزش و پرورش در آخرين مصاحبه خود:

     وي همچنين بر واگذاري اختيار به مدارس دولتي در زمينه‌هاي مالي تاكيد كرد و افزود: توسعه فرهنگي و همياري مردم يكي از راه‌هاي ديگري است كه از طريق آن مي‌توان بسياري از مشكلات اقتصادي آموزش و پرورش برطرف كرد و اگر تاكنون در اين زمينه به اندازه كافي اقدام نشده است، مشكل اصلي را بايد از ناتواني مديران مدارس در جلب مشاركت مردم دانست، نه خود مردم.

     در فصل ثبت نام به شدت در رسانه هاي گروهي تبليغ مي شود كه مديران مدارس حق  گرفتن هيچ وجه و يا تعهد پرداخت وجهي را از اولياي دانش آموزان ندارند. و بعد از فصل ثبت نام هم كه مدارسي مانند ما بسياري از اولياي محترم را اصلاً و به هيچ بهانه و دليلي در مدرسه نمي بينند. تا چه رسد به اينكه سعي در جلب مشاركت آنان داشته باشند.

     اما به هر حال بايد حقيقت را پذيرفت و قبول كرد كه مديران مدارس ناتوانند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:53  توسط محمد احمدی  | 

     موج آرايش جديد مو و صورت آقا پسرها كم كم دارد مشكلش را به ما كه در شهر و منطقه اي مذهبي زندگي مي كنيم نيز نشان مي دهد.

     از وقتي كه ما به طور قاطع در برابر اين مد جديد ايستاده ايم و دانش آموزان را تا بازگشت به حالت عادي از حضور در آموزشگاه معاف كرده و او را به خانواده اش مي سپاريم. خوشبختانه تا حد زيادي اين مشكل را كم كرده ايم.

     اما در برابر اين سؤال دانش آموزان كه: اگر اين كار خوب نيست چرا برخي از مجريان سيماي جمهوري اسلامي و برخي از هنرپيشگان جوان نيز با همين وضعيت ظاهري در سيما مشغول فعاليت هستند. و كسي آنان را منع نمي كند. چه پاسخي بايد بدهيم؟

     اگر سيماي جمهوري اسلامي به عنوان دانشگاه بايد عمل كند. آيا اعمال كاركنان آن نبايد به عنوان سرمشق ديگران باشد؟  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 19:56  توسط محمد احمدی  | 

     اگر اولياي يك آموزشگاه اعم از مسؤولين مدرسه؛ دبيران؛ دانش آموزان و والدين آنان همت كنند. مي توان مدرسه اي معمولي را به مدرسه اي نمونه تبديل كرد!

     اگر والدين محترم همانگونه كه براي امور جزيي و نيازهاي دست چندم خانواده خود خرج مي كنند. نيم نگاهي نيز به آموزش فرزندشان داشته باشند. مي توان تجهيزات بسياري را براي مدارس تهيه كرد.

     والديني را مي شناسم كه در سال شايد ميليونها تومان براي مجالس عزاداري و اطعام و افطار ماه مبارك رمضان خرج مي كنند. اما هرگز به فكر صرف هزينه اي براي مدرسه فرزندشان نيستند. البته شكي نيست كه اطعام و افطار نيز ثواب بسيار دارد. اما عمري كه از فرزند اين دسته از والدين با مردودي هاي آشكار و پنهان تلف مي شود. ارزش ندارد؟

     والديني را مي شناسم كه در خريد وسايل رفاهي براي فرزندشان ترديد نمي كنند. و فرزند آنها داراي گوشي تلفن همراه و دستگاه پلي استيشن و ... است. اما دريغ از گوشه چشمي به وضعيت تحصيلي وي توسط والدين عزيز.

     همكاراني را مي شناسم كه در نزديك امتحانات پاياني هر نيمسال براي فرزندشان معلم خصوصي مي گيرند. و در صورتي كه رشته آنها اقتضا كند و بازار كار داشته باشد. خود از صبح زود تا دير وقت شب از اين كلاس خصوصي به آن كلاس خصوصي مي روند. اما از يك هفته مانده به امتحانات دانش آموزان كلاس اصلي خود را تعطيل مي كنند تا بهتر بتوانند مطالعه كنند!

     دانش آموزاني را مي شناسم كه گرانترين متاعشان را كه وقت و عمرشان باشد. بي دريغ مصرف مي كنند و هرگز در برابر مصرف آن به دنبال كسب نتيجه نيستند!

     اگر تمام اين عزيزان دست به دست هم دهند. چرا نتوان از مدرسه اي معمولي مدرسه اي نمونه ساخت؟

     به عنوان يك تجربه ما در مدرسه خودمان در حال تلاش براي ساختن مدرسه اي نمونه هستيم. و من از تمامي همكاران؛ دانش آموزان و اولياي محترم آنان را كه به راستي در تحقق اين امر مي كوشند. تشكر و قدرداني مي كنم.  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:56  توسط محمد احمدی  | 

      دیشب در خدمت چند نفر از همکاران فرهنگی که بعضی در اداره شاغل هستند. بودم. صحبت از درصد قبولی بود. با کمال تعجب شنیدم که حتی همکاری که من به شخصیت، دقت نظر و انصافش ایمان داشتم و دارم. و ایشان را از جمله افتخارات جامعه فرهنگیان می دانم. نیز نظرشان در مورد در صد قبولی این است که بالا بودن درصد قبولی یک آموزشگاه، نشاندهنده کارآیی، نظم و دیگر خصوصیات یک مدیر است.

      وقتی طرح سؤال و تصحیح برگه در پایه اول و دوم در اختیار دبیر است. و دبیر می تواند با روشهایی درصد قبولی خود را به صورت کاذب بالا ببرد. - همین مشکلی که فعلاً در دوره های ابتدایی و راهنمایی وجود دارد. - چگونه می توان به این درصدهای کذایی دلخوش کرد. و بالاتر از آن، این نتایج را ملاک تعیین کارآیی دبیر و مدیر دانست؟   

      ممکن است گفته شود که درصد قبولی در امتحانات نهایی را می توان در این مورد ملاک گرفت. البته اشکالات قبلی که در بالا نوشته شد. در مورد نتایج امتحانات نهایی وجود ندارد. اما اگر نتایج امتحانات نهایی را ملاک کارآمدی آموزشگاه در نظر بگیریم. مدارس می توانند با فدا کردن پایه های میانی - و به ویژه پایه اول در متوسطه - تمام تلاش خود را صرف نتیجه گرفتن در پایه سوم و امتحانات نهایی کنند. ولی آیا کمال مطلوب این است؟

      از همه اینها گذشته، وقتی مدرسه ای به دلایل مختلف، از سابقه درخشان مدرسه در دوره مدیریتهای قبلی گرفته تا موقعیت خوب جغرافیایی مدرسه و ... دارای شرایطی است که دبیر و دانش آموز فعال را جذب می کند. این چه افتخاری برای مدیر فعلی است که آموزشگاه وی درصد قبولی بالایی را دارد؟ و اگر مدیر دیگری در آن مدرسه بود. آیا این نتیجه تغییر می کرد؟

      فکر می کنم که برادران مسؤول در ادارات و سازمان های آموزش و پرورش و ستادهای وزارتی باید چشمها را بشویند و جور دیگری ببینند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 11:56  توسط محمد احمدی  | 

       یکی از مشکلاتی که معمولاً همکاران در مدارس مختلف دارند. نحوه اطلاع رسانی بخشنامه ها می باشد.

       روشهای قدیمی در این مورد، نصب بخشنامه ها در تابلو اعلانات، یا قراردادن آنها در پوشه ای مخصوص است که همکاران می توانند در صورت نیاز و علاقه آن پوشه را مطالعه کنند. البته در برخی مدارس که متصدی دفتری  و یا مدیر حساسیت بیشتری در این مورد دارد. ممکن است بخشنامه ها به اطلاع یکایک همکاران مربوط رسیده و از آنها امضاء نیز گرفته شود.

       در تمام روشهای یاد شده در بالا ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد. مثلاً تعداد زیاد بخشنامه ها، تابلو اعلانات را شلوغ کرده و امکان استفاده مفید از تابلو را مشکل می کند. و یا همکاران مجبورند با هر بار حضور در آموزشگاه، پوشه بخشنامه ها را برداشته و به تمام آنها - حتی اگر موضوع بخشنامه ربطی به آنها نداشته باشد. - حداقل نگاهی بیندازند. و یا اینکه وقت زیادی از دفتردار یا مدیر برای به اطلاع رساندن کلیه بخشنامه ها به صورت حضوری به همکاران گرفته می شود.

       به پیشنهاد آقای احتشامی متصدی محترم امور دفتری آموزشگاه، فرمی را تهیه و تکثیر کردیم. که در این فرم که در قطع کاغذ A3 تهیه شده است. در ۵ ستون خلاصه بخشنامه به اطلاع همکاران می رسد.

       در ستون اول شماره بخشنامه - که البته منظور شماره ای است که متصدی امور دفتری در گوشه بخشنامه با ماژیک رنگی می نویسد. - و در ستون دوم خلاصه بخشنامه، در ستون سوم مخاطبان آن بخشنامه - که ممکن است دبیران رشته ای خاص باشند و یا عموم همکاران -، در ستون چهارم مهلت پاسخ به بخشنامه و یا اقدام همکاران در صورت لزوم نوشته می شود. و بالاخره در ستون آخر میزان اهمیت آن بخشنامه - در صورت مهم بودن - نوشته می شود. و اصل بخشنامه ها به ترتیب شماره ای که دفتر بر روی آن نوشته است. در پوشه ای برای مطالعه ی همکاران علاقمند گذاشته می شود.

      به این ترتیب تمام همکاران پس از ورود به دفتر فقط کافی است به فرم نصب شده در تابلو اعلانات توجه کنند. و با مطالعه ستون مخاطبان ببینند که آیا بخشنامه ای مربوط به گروه درسی آنان و یا عموم همکاران وجود دارد یا نه؟ و در صورتی که بخشنامه ای مربوط به آنان وجود دارد. با دیدن شماره ی آن، به پوشه ی بخشنامه ها مراجعه کرده و به طور مستقیم به سراغ بخشنامه مذکور بروند. و در این صورت دیگر وقت آنان با مطالعه ی بخشنامه های غیر مربوط گرفته نخواهد شد. و نیز هیچ بخشنامه ای از دید آنان دور نخواهد ماند. البته ناگفته نماند که در مورد بخشنامه های بسیار مهم - مانند مسکن و ... ـ لازم است که از کلیه همکاران امضای رؤیت بخشنامه گرفته شود. و این روش در مورد بخشنامه هایی است که اهمیتی تا آن اندازه ندارند.

       نمونه این فرم در زیر با مثال آمده است. 

ردیف خلاصه بخشنامه مخاطبان مهلت اهمیت
۱ فراخوان مقالات فیزیک گروه فیزیک ۱/۱۲/۸۵
۲ ثبت نام ضمن خدمت عمومی کلیه همکاران ۱۵/۱۱/۸۵ مهم
۳ اصلاح فرم ۵۰۲ کلیه همکاران ۲۰/۱۰/۸۵ مهم
۴ ثبت نام المپیاد دانش آموزی رایانه برادر نوبهار ۱۵/۱۲/۸۵

         

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 8:57  توسط محمد احمدی  | 

      به این خبر که روز ۱۲ دی منتشر شده است. توجه کنید:

      مشاور وزير و مدير كل دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات آموزش و پرورش از ابلاغ دستورالعمل «مبصر بخاري» در كلاس‌هاي درس مدارس خبر داد.

      عباس رهي در گفت‌وگو با فارس افزود: وزارت آموزش و پرورش دستورالعملي را صادر كرده است كه بر اساس آن، هر كلاس درس يك «مبصر بخاري» داشته باشد.

      وي اضافه كرد: بر اساس اين طرح در هر كلاس درس يك دانش‌آموز آموزش‌هاي لازم درباره روشن، خاموش كردن و مواظبت از بخاري كلاس را مي‌بيند و مبصر بخاري كلاس مي‌شود.

      رهي ادامه داد: «مبصر بخاري» مواظبت مي‌‌كند كه ديگر دانش‌آموزان كلاس با بخاري بازي نكنند و حرارت بخاري بي‌مورد زياد و كم نشود و در نتيجه حادثه آتش‌سوزي در كلاس روي ندهد.

      وي اظهار داشت: سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور هم‌اكنون در حال جمع‌آوري چراغ‌هاي علاءالدين، بخاري‌هاي غير استاندارد و هيزم از مدارس است.

      مديركل دفتر ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايات آموزش و پرورش به ابلاغ دستورالعمل پيشگيري و مقابله با آتش‌سوزي در مدارس به تمام سازمان‌هاي آموزش و پرورش استان‌هاي كشور خبر داد و گفت: درحال حاضر كميته‌هاي پيشگيري و مقابله با آتش‌سوزي در مدارس در تمام مناطق آموزش و پرورش كشور فعال شده است.

      یادش بخیر. زمانی که در روستاهای قوچان و بعدها بخش رضویه مشهد، معلم کلاسهای چند پایه ایتدایی بودم. و با بخاریهای نفتی چکه ای و یا حتی با بخاریهای هیزم سوز محیط را گرم می کردم. برادرمان بخشنامه کرده اند که مبصر بخاری در مورد روشن و خاموش کردن و مواظبت از بخاری آموزش می بیند. تا جایی که یادم می آید. خود من هم با ۲۰ سال سن، کلی آزمایش و خطا کردم. تا نحوه درست کار با بخاری چکه ای را یاد گرفتم. و از آنجا که بیشتر این حوادث در روستاها اتفاق می افتد. و دانش آموزان این کلاسها در مقطع ابتدایی هستند. گمان نمی کنم سن کم آنان اجازه دهد. این روش برای جلوگیری از حوادثی از این دست کارساز باشد.

      همین که سعی شود. از بخاری های غیر استاندارد در مدارس استفاده نکنند. و معلم نیز فصل سرما، تا حد امکان کلاس را با وجود حضور دانش آموزان، ترک نکند. و نیز برای ذخیره مواد سوختی از محل مطمئنی که در مسیر رفت و آمد دانش آموزان است. استفاده نشود. به احتمال زیاد از وقوع حوادث تأسف باری چون حادثه روستای سفیلان جلوگیری خواهد کرد.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 7:43  توسط محمد احمدی  | 

مبصر خوب کسی است که از کلاسش خبری به دفتر مدرسه نرسد.

معلم خوب هرگز برای دفتر مدرسه، و معاون و مدیر دردسر و کار درست نمی کند.

مدیر و معاون وقتی خوب هستند که مشکلی از مدرسه آنان متوجه اداره نشود. و صدایی از آنها به گوش رؤسا نرسد.

... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

تا به حال چند نفر را مؤاخذه کرده اند که چرا از امکاناتی که در اختیار داشتی خوب استفاده نکردی؟

تا به حال از چند نفر پرسیده اند که در طول دوره مسؤولیت خود چه کردی؟

فقط باید مواظب بود که صدایی بلند نشود! شکایتی به جایی نشود! همه را مراعات کن! به کسی گیر نده! برای کسی غیبت و تأخیر رد نکن! از کسی ادای وظیفه نخواه!

سکوت! سکوت! سکوت! این است تنها چیزی که از تو می خواهند! انتظار زیادی است؟ اصلاً روزها و هفته ها خودت هم دور و بر محیط کارت نرو! به دنبال کسب رضایت دیگران باش! به حق و نا حق و درست و نادرست کار نداشته باش!

سکوت! سکوت! سکوت! این تنها چیزی است که از تو انتظار دارند! انتظار زیادی است!؟

به دنبال یک الگوی مدیریتی باش! کسی که توانسته همه را راضی نگهدارد! کسی که با دشمنانش هم مهربان است! کسی که به همه عطا می کند!

مبادا به ابوتراب فکر کنی! او که همه را از خود ناراضی می کرد! او که حتی نتوانست برادرش عقیل را در کنار خودش نگهدارد! او که دختر خودش را تهدید به قطع دست کرد! (۱) او که با عملش یاران پیامبر را از خودش دور کرد! (۲)

اما نامید نشو! باز هم بگرد! جوینده یابنده است! مدیر خوب کسی است که همه را از خودش راضی نگهدارد! به حفظ اصول فکر نکن! حق و ناحق را فعلاً فراموش کن! درست و نادرست وجود ندارد!

سکوت! سکوت! سکوت! این تنها چیزی است که از تو می خواهند!

پس تا دیر نشده به دنبال الگویی باش که همه را از خود راضی نگه می داشت. برای کسب رضایت دیگران بکوش. و اگر نمی توانی ...

--------------------------------------------------------------------------------------

توضیحات: ۱- امام علی (ع) وقتی شنید که دخترش گردنبندی را از مسؤول بیت المال به صورت عاریه مضمونه گرفته است. به شدت به این عمل اعتراض کرده و فرمودند که: اگر این گردنبند را به صورت عاریه مضمونه نگرفته بودی. اولین هاشمی بودی که دستت را به جرم دزدی از بیت المال قطع می کردم. ایشان همچنین مسؤول بیت المال را نیز به دلیل این اقدام مؤاخذه فرمودند.

۲- طلحه و زیبر از اصحاب پیامبر (ص) و از نزدیکان خود امام بودند که وقتی دیدند در حکومت امام سهمی برایشان در نظر گرفته نشده است. آشوب و جنگ جمل را با یاری عایشه همسر پیامبر علیه ایشان به راه انداختند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 20:13  توسط محمد احمدی  | 

معمولاً دبیرستان های ما از چند نقطه ضربه پذیری بیشتری دارند. یکی از این نقاط ضربه پذیر همکاران مشاور، مربی پرورشی و مربی تربیت بدنی هستند. کسانی که اگر بخواهند کار کنند. کارشان تمامی ندارد. و اگر خدای نکرده دل به کار ندهند. کسی نمی تواند آنان را وادار به انجام کاری مفید کند. و نیز متصدیان امور دفتری که سلامت کار مدرسه بسته به صداقت و دقت آنان است.

از روزی که به این مدرسه آمده ام. این سه قسمت را بکلی متفاوت با مدارس دیگری که تا به حال به عنوان دبیر و .. در آن بوده ام. دیدم.

مشاور مدرسه دکتر صدری، که انصافاً کمتر فردی را تا به حال دیده ام که تا این حد به کارش علاقمند و خوشفکر و بی ریا باشد. وجود دکتر برای مدرسه ما نعمتی بزرگ است.

مربیان پرورشی مدرسه نیز افرادی خوشفکر و بسیار علاقمند هستند. به ویژه حاج آقای مرتضوی که از سلامت نفسش همین بس که با وجود اینکه دو سال قبل مدیریت همین مدرسه را بر عهده داشته، پس از استعفا نیز در همینجا مانده و وقت زیادی را در داخل و خارج مدرسه صرف آموزشگاه می کند.

مربی تربیت بدنی آقای باقری نیز وقتش را در اختیار مدرسه گذاشته و زحماتش در شناخت استعداد ورزشی دانش آموزان و هدایت تیمهای آموزشگاه قابل بیان نیست.

متصدی امور دفتری آقای احتشامی نیز نه تنها در حیطه کاری خود با تمام وجود زحمت می کشد. بلکه حتی در اموری نیز که هیچگونه ارتباط سازمانی با پست وی ندارد. با کمال علاقمندی همکاری می کند.

با وجود اینکه دبیرستان ما جزو مدارس حاشیه ناحیه به شمار می رود. یقین دارم که جمع چنین همکارانی در کمتر مدرسه ای  وجود دارند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 4:3  توسط محمد احمدی  | 

     امسال در آموزشگاه با مساعدت برخی از همکاران و به ویژه حاج آقای مرتضوی، مربی محترم امور پرورشی، اقدام با تشکیل شورای کلاسی کردیم. این شورا از ۵ نفر از دانش آموزان منتخب کلاس - از سوی دانش آموزان - تشکیل می شود. که البته سه تن از آنان باید از دانش آموزان ممتاز درسی کلاس باشند.

     اعضای این شورا رابط دانش آموزان آن کلاس با مسؤولین دبیرستان هستند. وضعیت درسی، انضباطی، پرورشی و دیگر مسایل، مشکلات و نیازهای کلاس و دانش آموزان از طریق اعضای این شورا به اطلاع مسؤولین آموزشگاه می رسد. انتخاب نماینده کلاس نیز با رأی اکثریت اعضای این شورا صورت می گیرد. البته برای رفع نیازهای روزمره هر کلاس، یک کمد به هر کلاس اختصاص داده شده که در آن وسایلی مانند: گچ، کاغذ، توپ والیبال، فوتبال، پینگ پنگ و ... قرار داده شده است. بنا بر این دانش آموزان برای تهیه این وسایل نیازی به مراجعه مکرر به دفتر ندارند.

     درست است که تهیه ۲۴ توپ به جای یک توپ، و یا اختصاص حداقل یک بسته کاغذ به هر کلاس، و یا هزینه تهیه ۲۴ کمد در ابتدای اجرای این طرح هزینه به آموزشگاه تحمیل می کند. اما فواید واگذاری این وسایل و امور به دانش آموزان بسیار زیاد است. به عنوان مثال از ابتدای اجرای این طرح، دانش آموزان برخی از کلاسها با هدایت اعضای شورا اقدام به پاکیزه سازی شیشه ها - که در اغلب مدارس متأسفانه پاکیزگی آن زیاد مورد توجه قرار نمی گیرد. - کرده اند. همچنین تزیین کلاس با تصاویر مناظر طبیعی، آوردن گلدان گل به کلاس - که من در طول خدمتم در دبیرستان های پسرانه کمتر آن را دیده ام. -  و صرفه جویی در مصرف کاغذ، گچ و ... و نگهداری از اموال کلاس بسیار از گذشته بهتر شده است.

     لازم به ذکر است که همکاری دانش آموزان در اجرای این طرح بسیار مهم است. که اکثریت دانش آموزان ما با همیاری خود موجب اجرای هر چه بهتر آن شده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 0:10  توسط محمد احمدی  | 

تأخیر ورود دانش آموزان به مدرسه به ویژه در نوبت صبح مشکلی است که موجب اخلال در کار تدریس معلمین می شود. با مشورت معاونین تصمیم گرفتیم که تا سه بار در طول هر نوبت سال تحصیلی، تأخیر دانش آموزان را موجه تلقی کنیم. از بار سوم تا ششم دانش آموز با حضور مادر در مدرسه پذیرفته خواهد شد. و از بار هفتم به بعد در صورت تأخیر باید همراه با پدرش در آموزشگاه حاضر شود.

به نظر می رسد که درگیر کردن والدین دانش آموز در تأخیر وی باعث کم شدن این مشکل شود. و البته تا همین الآن هم نتیجه مورد انتظار بدست آمده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 17:15  توسط محمد احمدی  | 

     در مطلب قبلی نوشتم که بعضی مدارس دانش آموزان را از نظر معدل در کلاس های مختلف تقسیم می کنند، اما هیچ تمهید یا امکانات خاصی برای آنان در نظر نمی گیرند.

     مشکلی که برای دانش آموزان تکرار پایه در پایه اول متوسطه وجود دارد این است که مجبور به شنیدن دوباره درس هایی است که شاید در سال قبل از آن درس های نمرات خوبی هم گرفته باشند. اما در کلاسی که بیشتر دانش آموزان آن برای سال اولی است که این درس ها را می شنوند. نمی توان امکان خاصی برای دانش آموزان تکرار پایه در نظر گرفت.

     پیشنهاد بنده این است که این دسته از دانش آموزان در کلاس جداگانه ای باشند و همکارانی که در این کلاس تدریس دارند با توجه به سابقه تحصیلی دانش آموزان درس خود را تدریس کنند. به عنوان مثال همکار مدرس درس برنامه ریزی تحصیلی بهتر است به جای تدریس دوباره عین مطالب کتاب، به علل عدم موفقیت دانش آموزان در سال قبل از زبان خودشان پرداخته و راهکارهای مناسب و عملی برای رفع مشکل آنان ارایه دهد. به عنوان مثال باید به دانش آموزانی که فاقد انگیزه تحصیل هستند و آینده را مبهم و تار می بینند با دلایل روشن و منطقی امید به آینده داد. و دانش آموزانی را که علیرغم داشتن انگیزه کافی، به دلیل آشنا نبودن با روش های مطالعه قادر به یادگیری مناسب دروس نیستند. راهنمایی کرده و روش های جدید مطالعه و استفاده از حافظه کوتاه مدت و بلند مدت را به آنان بیاموزد.

     در درس هایی مانند ادبیات و زبان فارسی و ... دبیر می تواند درس های چند جلسه معمولی را در یک جلسه مرور کرده و در جلسه بعد از محتوای آن دروس ارزشیابی به عمل آورد و در صورتی که دانش آموزان مطالب را به خوبی فرا گرفته باشند. جلسه بعدی را به بازدید دانش آموزان از یک موزه، دیدن یک فیلم با استفاده از امکانات آموزشگاه، یا حتی ورزش با دانش آموزان در حیاط مدرسه اختصاص دهد.

     در درس هایی مانند فیزیک و ریاضی که احتمال بیشتری می رود دانش آموزان در آنها از سال تحصیلی قبل مشکل داشته باشند باید ساعت بیشتری به آن درس ها اختصاص داد و ارزشیابی های مستمر به صورت منظم از دانش آموزان داشت و البته بهتر است این ساعات اضافی تدریس به دبیر همان کلاس داده شود که هم اشراف کاملی به وضعیت درسی و پیشرفت دانش آموزان داشته باشد و هم از نظر مالی تشویقی برای این همکاران باشد که در اینگونه کلاس های خاص تدریس می کنند.

     لازم به ذکر نیست که تمام این اقدامات باید با این پیش زمینه انجام شود که در ابتدای سال تحصیلی دانش آموزان و خانواده های آنان کاملاً با تمهیدات آموزشگاه برای این کلاس های خاص آشنا شوند. و دقت شود که نه تنها این جداسازی اثر منفی روحی در این دسته از دانش آموزان بجا نگذارد. بلکه آنان این کلاس ها را در راستای خدمات بهتر و ویژه آموززشگاه برای خودشان بدانند.

     دیگر چه اقداماتی می توان برای بهتر شدن وضعیت مدارس داشت؟      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 10:11  توسط محمد احمدی  | 

      در مطلب قبل اشاره شد که یکی از دلایل رویکرد والدین به ویژه والدین دانش آموزان ممتاز درسی، به ثبت نام فرزندشان در مدرسه ای جز محل سکونتشان این است که در برخی مدارس دولتی به هر علتی، طیفی از دانش آموزان ممتاز گرد هم جمع شده اند. حال این ممکن است به دلیل منطقه جغرافیایی مدرسه باشد و یا سابقه نمونه مردمی داشتن مدرسه و خوشنامی حاصل از آن و یا علل دیگر، به هر حال در اینگونه مدارس دانش آموزانی با معدل بالای ۱۷ و ۱۸ و حتی بالاتر جمع می شوند و دبیران نیز، چنین مدرسه ای را که نیاز به تلاش برای تفهیم مطلب و یا کوشش برای ایجاد نظم در کلاس ندارد. به دیگر مدارس ترجیح می دهند. چرا که تجربه نشان می دهد. دانش آموزانی که از نظر درسی وضعیت بهتری دارند معمولاً از نظر انضباطی مشکلی ندارند و بالعکس. و این دور ادامه می یابد. یعنی در سال بعد هم همه دانش آموزان ممتاز در آن مدرسه جمع می شوند و دبیران هم آن مدرسه را به مدارس دیگر دولتی ترجیح می دهند. و جالب اینکه در برخی از این دسته مدارس به واقع هیچگونه فعالیت خاص آموزشی و پرورشی انجام نمی شود و حتی دانش آموزانی که با معدل مثلاً ۱۹ وارد اینگونه مدارس می شوند در پایان سال با معدل ۱۵ و ۱۶ خارج می شوند. ولی باز هم مسؤولین مدرسه با افتخار مدعی ۱۰۰ درصد قبولی هستند و گویا قرار بوده که با دانش آموزانی ممتاز نتیجه ای جز این حاصل شود.

      روی دیگر این سکه این است که در مدارس دیگر آن ناحیه آموزش و پرورش دانش آموزانی ضعیف از نظر درسی و اخلاقی در یکجا جمع می شوند و یا این وجود دیگر از آموزش و پرورش در آن مدارس اثری باقی نمی ماند. و خدا نکند که معلم در اینگونه مدارس کمی بی تجربه باشد و نتواند دانش آموزان نابهنجار را کنترل کند. نتیجه معلوم است. کلاس در دست چند نفر که به ناحق عنوان دانش آموز را یدک می کشند، می افتد و چند نفر دانش آموز واقعی که از بد حادثه در آن جا هستند باید تاوان این مشکل را بپردازند.

      چاره چیست؟

      به نظر می رسد که یکی از بهترین راه هایی که می تواند به مدارس معمولی در کنترل و نتیجه گرفتن بهتر کمک کند. همگن و یکدست کردن دانش آموزان هر کلاس تا حد ممکن است. مثلاً دانش آموزان تکرار پایه در سال اول متوسطه - که البته ۹۰ درصد مشکلات انضباطی در دوره متوسطه هم مربوط به همین پایه است. - از دیگران دانش آموزان جدا شوند. و یا دانش آموزان بر اساس معدل در کلاس ها تقسیم شوند.

      البته این طرح در بسیاری از مدارس به صورت خام اجرا شده و با جدا شدن دانش آموزان از نظر معدل، دانش آموزان ضعیف به حل خود رها شده اند. و تنها نتیجه به دست آمده، ضربه ندیدن دانش آموزان مستعد بوده است.

       مواردی که به نظر می رسد در اجرای این طرح باید مد نظر قرار گیرد. در مطلب بعدی خواهد آمد و در این فاصله از نظر بازدید کنندگان نیز می توان یاری جست.    

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 5:36  توسط محمد احمدی  | 

      تا جایی که یادم می آید، در قدیم مشکل ثبت نام به شکل امروز وجود نداشت. چرا؟ شاید هنوز عده ای به مزایای تحصیل پی نبرده بودند. شاید تعداد داوطلبین تحصیل هنوز تا این حد زیاد نشده بود و شاید...

      اما امروز مشکل ثبت نام به هر حال وجود دارد و با وجود تلاش دست اندرکاران هنوز هم به طور کامل حل نشده است.

      یکی از مشکلات در فصل ثبت نام که موجب نارضایتی اولیای دانش آموزان از مدارس می شود. مسأله لزوم رعایت محدوده محل سکونت دانش آموزان است و از آنجایی که مرغ همسایه غاز است - و البته شاید هم باشد - هر خانواده ای مدارس محل سکونت خود را شایسته تحصیل فرزندش ندیده و سعی دارد حداقل یکی دو محل بالاتر از محل زندگی اش، نسبت به ثبت نام فرزندش اقدام کند و این اول مشکلات است. تهیه مدارک جعلی برای ثبت نام، اجبار به راضی کردن مسؤولین مدرسه برای ثبت نام و ...  و البته این مربوط به مدارس دولتی است.

      چرا همه سعی دارند که در مدرسه ای جز محل سکونت خود ثبت نام کنند. چرا سطح مدارس به نحوی نیست که اولیای دانش آموزان با خیال راحت در نزدیکترین مدرسه فرزند خود را ثبت نام کنند. اولیای امور می فرمایند که بهترین مدرسه نزدیکترین مدرسه است. اما چرا خود مسؤولین فرزندانشان را در نزدیکترین مدرسه ثبت نام نمی کنند. اگر می شد آماری از مدارس محل تحصیل مسؤولین محترم و فاصله آن با محل سکونتشان گرفت بهتر می شد در این باره اظهار نظر کرد. و اگر می شد نوع این مدارس را هم مشخص کرد که مدرسه دولتی عام است یا شاهد یا غیر انتفاعی و ... باز بهتر بود. ولی از آنجا که مشت نمونه خروار است. می توان به فرزندان بسیاری از همکاران فرهنگی اشاره کرد که حاضر به تحصیل فرزندشان در مدرسه ای که خود تدریس می کنند نیستند. وقتی فرزند یک فرهنگی با هزاران مشکلات مادی و ... در مدارس شاهد و غیر انتفاعی تحصیل می کند آیا می توان پذیرفت که مسؤولین رده های بالاتر مانند رئیس اداره آموزش و پرورش و رئیس سازمان و فرماندار فرزند خود را در نزدیکترین مدرسه به محل سکونت خود ثبت نام کرده باشند؟  چرا تلاش نمی کنیم که سطح مدارس را به هم نزدیک کنیم؟ بگذریم که برخی از مدارس دولتی که به هر دلیلی نام بزرگی دارند و با هزار شرط و شروط پیدا و پنهان ثبت نام خارج از محدوده اصلی خود را انجام می دهند در عمل فقط به دلیل حضور تعداد زیادی از دانش آموزان ممتاز و مستعد توانسته اند در حد بالایی نتیجه بگیرند و البته آن هم به گرفتن ورودی معدل در حد ۱۹ و خروجی در حد ۱۶ و حتی پایین تر و به محض اینکه متوجه ضعف درسی دانش آموزی شوند که حتی در ابتدا با معدل بالا در آن مدرسه ثبت نام کرده و بدون اینکه دقت کنند که چه کار خاصی در آن مدرسه برای این دانش آموز انجام شده، بلافاصله برای حفظ موقعیت مدرسه به هر لطایف الحیلی سعی در اخراج آن دانش آموز دارند تا خدای نکرده نام نیکشان لکه دار نشود.

      از سال گذشته با بودجه خوبی که دولت برای سرانه دانش آموزی در نظر گرفته، به نظر می رسد که می توان در جهت کم کردن فاصله میان مدارس برخوردار و محروم تلاش کرد. اما هنوز نحوره توزیع این بودجه مساوی و یکنواخت است و به نظر می رسد که این عادلانه نباشد. چرا که مدرسه ای که در سال های گذشته با کمک گرفتن اجباری یا داوطلبانه از اولیای دانش آموزان توانسته سرو سامانی به اوضاع مدرسه بدهد و به هر حال آزمایشگاه و کتابخانه و کارگاه رایانه و ... ایجاد کند. و هنوز هم مبالغ قابل توجهی در حساب دارد که نمی داند چگونه آن را هزینه کند. با مدرسه ای که هیچیک از این امکانات را ندارد و با این بودجه تازه پا در راه بهره مندی از این امکانات گذاشته، نیازشان به بودجه دولتی یکسان نیست. و این موضوع نباید از چشم سیاست گذاران آموزشی پنهان بماند.

      سخن در این موضوع بسیار است. تا فرصتی دیگر  

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 8:31  توسط محمد احمدی  |