تبليغاتX
یادداشت های یک معلم

      مهندس تشكري هاشمي - معاون ترافيك شهرداري تهران - درمصاحبه اي گفته است: " معاون ترافيك شهردار تهران با تاكيد بر اينكه جريمه 13 هزار توماني ورود به محدوده طرح ترافيك و احتمال جريمه هزار و 300 توماني روزانه به هيچ وجه بازدارنده نيستند گفت: حتي اگر اين جريمه پرداخت مي‌شد شايد بازدارندگي داشت اما اين طور نيست چرا كه وجود هيأت‌هاي حل اختلاف كه كار كاهش مبلغ جرايم را برعهده دارند، همين بازدارندگي را هم كاهش داده است.

      وي با تاكيد بر اينكه در تمام دنيا سخت‌گيرانه‌ترين جرايم مربوط به تخلفات رانندگي است گفت: متاسفانه قوانين ما نه تنها بازدارنده نيست بلكه مشوق متخلفين است.

      معاون ترافيك شهردار تهران ادامه داد: به عنوان مثال در انگليس جريمه ورود به محدوده طرح ترافيك 80 پوند است كه در پايان روز 120 پوند شده و بعد از يك هفته اگر پرداخت نشود شخص بايد به دادگاه برود.

وقتي اين مطلب را مي خواندم به ياد مواردي نظير اين مقايسه افتادم. به عنوان مثال:

- بهاي بنزين در ايران نسبت به كشورهاي اروپايي و ... خيلي ارزان است.

 - قيمت دارو در ايران از كشورهاي اروپايي و امريكا بسيار ارزانتر است.

- و ....

       اما چرا كسي حقوق كارگران و كارمندان در ايران را با هم كارگران وكارمندان اروپايي مقايسه نمي كند؟ يا چرا قيمت خودرو و كيفيت آن در ايران و اروپا مقايسه نمي شود؟ 

در مقام مقايسه بايد همه موارد سنجيده شود.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:4  توسط محمد احمدی  | 

      گويا در ايران رسم شده است كه پس از بركناري يك مقام مسؤول در سطح وزير؛ وي را به عنوان مشاور منصوب مي كنند و همين اتفاق درمورد دانش جعفري وزير سابق اقتصاد و دارايي افتاد و پس از بركناري همراه با انتقاد تند رئيس جمهور از وي در سخنراني قم و پاسخ وزير سابق در مراسم توديع؛ براي ايشان حكم مشاور عالي رئيس جمهور درامور اقتصادي صادر شده است. و البته گويا وزير معزول اين پست را نپذيرفته است.

      سؤال اين است كه اگر وجود ايشان در مقام وزارت مشكل ساز بوده؛ چه مشورتي مي تواند به رئيس جمهور بدهد؟

      اگر قرار است از كسي دلجويي شود؛ راه هاي ديگري نيز وجود دارد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:56  توسط محمد احمدی  | 

      ايتاليايي ها راه هاي مختلفي براي اعتراض كشف كرده اند. يكي از تازه ترين اين راه ها خوردن برگه رأي به جاي انداختن آن به صندوق است. پليس ايتاليا اعلام كرد در انتخابات هفته گذشته اين كشور پليس ناپل يك نفر را به دليل خوردن برگه رأي بازداشت كرد. پليس ناپل اعلام كرده است اين مرد چهل و يك ساله كه بازرگاني خرده پا است در اعتراض به سياستمداران اين كشور اين اقدام را مقابل دوربين هاي تلويزيوني انجام داده است. او گفته است تمام سياستمداران ايتاليايي فاسد هستند و اقدام او عملي سمبليك درمبارزه با كل سيستم بيمار ايتاليا است.

به نقل از روزنامه اعتماد؛ سه شنبه ۲ ارديبهشت ۸۷؛ صفحه ۹ 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 6:19  توسط محمد احمدی  | 

     به طور معمول همكاران فرهنگي زيادي در انتخابات مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي اسلامي شهرها داوطلب نمايندگي مي شوند. بررسي اهداف اين همكاران ارجمند شايد بتواند براي ديگران نيز آگاهي بخش باشد.

     چرا يك فرهنگي داوطلب نمايندگي مجلس و ... مي شود؟

     ۱- شايد اين دوستان گمان مي كنند كه با حضور فرهنگيان در مجلس مي توان حقوق از دست رفته آنان را باز پس گرفت. اما آيا هم اكنون تعداد زيادي از همكاران فرهنگي ما در مجلس حضور ندارند؟ و آيا رئيس محترم مجلس يك فرهنگي نيست؟

     ۲- برخي از اين دوستان تصور مي كنند كه تعداد زيادي از شهروندان نسبت به آنان به عنوان معلم؛ همكار و ... شناخت دارند. و به اين ترتيب زمينه رأي آوردن خود را قوي مي بينند. اما توجه نمي كنند كه اين تعداد چند درصد رأي دهندگان آن شهر را شامل مي شوند؟ و آيا صرف شناختن دليل بر رأي دادن آنان به اين همكار عزيز مي شود؟

بهتر نيست همكاران فرهنگي در اين مورد كمي واقع بينانه عمل كنند؟  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 13:30  توسط محمد احمدی  | 

      متأسفانه ۲۹ اسفند ماه؛ روز ملي شدن نفت در ايران از نظر زماني در وقتي واقع شده كه تمام توجه مردم به حلول سال جديد و آماده شدن براي آن است. ديد و بازديد؛ مسافرت؛ خانه تكاني ؛ خريد پوشاك و وسايل نو و ... وقتي براي توجه مردم به اين رويداد مهم تاريخي نگذاشته است. اما فراموش نكنيم كه عزت و افتخار ما به عنوان يك ايراني در اين واقعه اثبات شد.

مقاله ايسنا در مورد ملي شدن نفت     

ياد تمامي تلاشگران ملي شدن نفت ايران گرامي باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 19:9  توسط محمد احمدی  | 

     شايع شده كه ممكن است دولت محترم در ايام تعطيلات عيد نوروز بنزين را به نرخ آزاد توزيع كند. خدا كند كه اين شايعه صحت نداشته باشد. زيرا اكنون مي توانيم با قيمت هر ليتر ۳۰۰ تومان بنزين آزاد تهيه كنيم. اما اگر قيمت بنزين آزاد از سوي دولت محترم بيش از اين قيمت اعلام شود. هرگز نمي توان بنزين را با قيمت قبلي تهيه كرد.

آيا با بنزين به نرخ آزاد نرخ تورم يك رقمي محقق خواهد شد؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:45  توسط محمد احمدی  | 

     اگر فرموده امام خميني (ره) را كه مجلس در رأس امور است؛ به عنوان اساس تصميم گيري هاي سياسي در ايران به شمار بياوريم. مي توان گفت كه به روح اين جمله ايمان آورده و به آن عمل كرده ايم.

     از زماني كه پادشاهان خود را نماينده خدا و از جانب او صاحب اختيار مال و جان - و حتي ناموس - مردم مي دانستند مدت زيادي نگذشته است. و هنوز هم كساني بودند و هستند كه اگر چه عنوان پادشاه را ندارند اما همچون پادشاهان گذشته مي انديشند و عمل مي كنند. صدام و ... نمونه هايي از اين طرز تفكر هستند.

     مطابق قانون اساسي ما مالك اصلي جهان خداست. و هم او به انسان اختيار و حق تعيين سرنوشت خود را داده است. مردم نيز لازم است با توجه كامل به رهنمودهاي الهي در مورد سرنوشت و كشور خود تصميم بگيرند.

بايد به اين حق انسان ها احترام گذاشت. اما چگونه؟    

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 17:52  توسط محمد احمدی  | 

     روز ۲۴ اسفند انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي برگزار مي شود. براي مشاركت هر چه بيشتر و حداكثري مردم بايد اين باور در صاحبان تمامي انديشه ها و سلايق سياسي ايجاد شود كه حضورشان مفيد و كارساز است.

چگونه مي توان اين باور را ايجاد كرد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 6:17  توسط محمد احمدی  | 

     از طرفي سران دولت خود را به حق خدمتگذار مردم مي دانند و از طرفي رابطه يكسويه و يكطرفه دولت و ملت به ضرر مردم از قديم جريان داشته و گويا هنوز هم اميدي به تغيير در آن نمي رود.

     اگر پرداخت قبض جريمه رانندگي را بيش از يك ماه به تأخير بيندازيد بايد مبلغ را دو برابر پرداخت كنيد. اگر قبض هاي آب؛ برق؛ گاز و تلفن را به موقع پرداخت نكنيد. بنا به تشخيص سازمان و شركت مربوطه يا بايد جريمه تأخير بپردازيد و يا در صورتي كه مايل بودند مي توانند خدمات خود را تا پرداخت بدهي شما به حال تعليق درآورند. اگر از كسي شكايتي داشته باشيد تا زماني كه مبلغ تمبر را به حساب قوه قضاييه پرداخت نكنيد به شكايت شما رسيدگي نخواهد شد. مگر اينكه ابتدا عدم توانايي خود را در پرداخت مبلغ مورد نظر اثبات كنيد. اگر بخواهيد بيماري را در بيمارستان بستري كنيد ابتدا از شما وجه نقد درخواست مي كنند و بعد به مشكل رسيدگي مي كنند. و مواردي از اين دست.

     اما اگر طرف متعهد دولت باشد ... 

آيا نسل ما پاسخگو بودن دولت را در ايران خواهد ديد؟

 متن كامل را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط محمد احمدی  | 

       جناب ابطحي از هنگام آغاز طرح جمع آوري قليان از اماكن عمومي سه مطلب خود را به قليان اختصاص داده است. آيا مي توان اصلاح طلب بود و با قليان مخالف؟ خدا نكند! يكي از نشانه هاي روشنفكر و اصلاح طلب و فهميده و ... بودن قليان كشيدن است به نحوي كه كاملاً بچسبد! و انجام اين فعل توسط علامه مجلسي هم جوابي دندان شكن براي تمامي مخالفان! پس دوستان اصلاح! طلب از حالا مي توانند حداقل روي رأي قلياني ها در انتخابات آينده حساب كنند!  

مطلب اول: ۲۰ آذر جاري

قلیان و علامه مجلسی

 

           می گویند مرحوم مجلسی که از علمای معروف نامدار شیعه است، اهل قلیان بود. یکی از علمای نجف که خیلی با دخانیات بد بود، رساله ای در حرمت و مذمت قلیان نوشت و آن را داخل بقچه ای گذاشت و با احترام برای علامه مجلسی فرستاد. علامه هم در پاسخ این رساله، دستور داد از بهترین تنباکوی اصفهان کمی آوردند و آن را داخل همان بقچه گذاشت و برای آن عالم نجفی فرستاد تا دیگر چنین رساله ای ننویسد.

همین جوری!

 

 

مطلب دوم:  روز ۱ دي ماه جاري:

مبارزه با قلیان

          چند روزی است که قلیان­ها از سطح شهر تهران و کافه­ها و تفریح­گاه­ها جمع­آوری شده است. وزارت بهداشت و نیروی انتظامی در یک همکاری مشترک بر این مهم نظارت دارند و همکاری می­کنند. مبارزه­ی نرم با استعمال دخانیات مثل سیگار، بدون دخالت پلیس در همه دنیا مرسوم است؛ اما در عوض در همه­ی دنیا جوانان امکانات تفریحات مختلف را دارند. در شرایط فعلی کشور که اکثریت جامعه را جوانان تشکیل می­دهند، و ده­ها دلیل برای نیاز این جامعه به تفریح وجود دارد، گستردگی افسردگی­ها در نسل جوان، یأس و ناامیدی نسبت به آینده، گرانی مسکن و مشکل شدن ازدواج و طبعاً کم شدن امید به زندگی، محدودیت­های فوق­العاده برای حضور و رفت و آمد در شهر، مشکلات کنکور دانشگاه­ها و اخیراً مشکل گزینش در دانشگاه­ها، بخشی از زندگی عمومی نسل جوان است که شاید تفریح کوچکی بار آنان را برای مدت کوتاهی تقلیل دهد. دولت وظیفه دارد که برای چنین جامعه­ای امکان تفریح را فراهم کند. این لطف نیست، یک وظیفه است. در شرایطی که این وظیفه به کلی فراموش شده، عده­ای از دست­اندرکاران حکومتی فقط به محدود کردن اندک تفریح ممکن اقدام می­کنند. مبارزه با قلیان کشیدن در کنار رودخانه­ای یا در رستورانی، مبارزه با دخانیات و عملی برای حفظ سلامت جامعه تلقی نمی­شود؛ این کار مبارزه با حداقل تفریحی است که جامعه می­تواند داشته باشد. آلودگی­های هوای تهران به مراتب بیشتر از چند پک قلیان به سلامت آدم­ها آسیب می­رساند. وفور مواد مخدر در شهر کار خطرناکی است که هر روز گسترش می­یابد. . دولت اگر به مسائل جامعه به طور همه جانبه می­نگریست و برای آرامش و تفریح نسل جوان احترام قائل بود،  حداقل تفریح را سامان و گسترش می­داد تا برای ارضای حداقلی نیاز جوانی جامعه چاره­ای اندیشیده باشد. تا به جوانان حرمتی قائل شود. کم کردن اشتیاق به دخانیات البته کار مثبتی است ولی تفریح باید جدی گرفته شود

 

مطلب سوم:  ۲ دي ماه جاري:

 

            روز پنجشنبه نهار آبگوشت و کوفته ی معروف تبریزی خوردیم. بعد از نهار هم قلیانی کشیدیم. خیلی چسبید.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 20:10  توسط محمد احمدی  | 

        مرتضي مبلغ معاون سياسي وزير كشوردردولت گذشته در مصاحبه با ايسنا گفت: طبق فراخوان آقاي خاتمي، اصلاح‌طلبان مذاكره و دعوت از افراد فرهيخته و باتجربه را به شكل راهبردي دنبال مي‌كنند و اميدوارم به صورت مثمرثمري بتوانند كارها را پيش ببرند.

      اميدواريم كه اين افراد فرهيخته و با تجربه از امثال مرتضي حاجي - رئيس محترم ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي كه به عنوان پاداش به وزارت تعاون و آموزش و پرورش رسيد. - و يا نابغه علم سياست جناب اقاي ابطحي -  كه نبوغشان پس از شهادت دايي گراميشان شهيد هاشمي نژاد كشف شد. و از ابتداي جواني تاكنون در مسؤوليت هاي مهم به خدمت به خلق خدا مشغولند - نباشند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:26  توسط محمد احمدی  | 

      به چه زباني بايد به دوستان اصلاح طلب گفت كه رأي تحريمي ها را به حساب خود نگذارند؟ گويا دوستان تمام رأي هاي ممتنع و مخالفين بدون رأي را در دسته ي خود مي بينند؟ و هنوز هم دلشان از كساني كه در انتخابات شركت نكرده اند خون است. چرا كه به زعم آنان اگر تحريمي ها در انتخابات شركت مي كردند حتماً به آنان رأي مي دادند. نمي دانم توهم اين دوستان به ظاهر با هوش تا كي ادامه خواهد داشت.

      عزيزان؛ گروهي از مردم از دست شما و ريا كاريهايتان از نظام بيزار شدند و عده اي هم به اردوگاه مخالف پيوستند. من هنوز هم از اينكه كسي مانند حاجي را در رأس وزارت آموزش و پرورش ببينم. احساس چندش مي كنم. ممكن است كسي بگويد كه آيا جانشين حاجي لايقتر از او بود؟ بايد بگويم كه حداقل حضرات چون شما شعار دهان پركن شايسته سالاري نمي دادند. شايستگاني كه از ابتداي انقلاب به دليل شهادت برادر و دايي گراميشان شايسته شدند. و اكنون به زمين و زمان فخر عقل وشعور مي فروشند و گويا به راستي باورشان شده كه از ديگران بيشتر مي فهمند و براي مردم نسخه مي پيچند. به افاضات جناب ابطحي در اين مورد توجه كنيد:

      ابطحي اصلي و كاري‌ترين ضربه به جريان اصلاح طلبي را در انتخابات گذشته تحريم هاي بي دليلي دانست كه جمعي در درون جامعه انجام دادند بطوري كه 11 ميليون تحريم انتخاباتي رياست جمهوري در حالي شد كه بين آخرين فرد اصلاح طلب و آقاي احمدي نژاد 300 هزار اختلاف راي بود. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 21:21  توسط محمد احمدی  | 

     وزير آموزش و پرورش نيز از كابينه دولت نهم خداحافظي كرد. اما آيا مشكلات اين وزارتخانه با تغيير وزير حل خواهد شد؟

     واقعيت اين است كه مشكلات وزارت آموزش و پرورش ارتباط مستقيمي با شخص وزير ندارد. و تا زماني كه عزمي ملي براي حل مشكلات مالي و نيز تغيير نگاه مسؤولين نظام به اين وزارتخانه توليدي - و نه مصرفي - صورت نگيرد. با تغيير اشخاص هيچ مشكلي حل نخواهد شد.

به تحليل ايسنا از استعفاي وزير در ادامه مطلب توجه كنيد و ببينيد كه كدام يك از مشكلات اعلام شده فقط و فقط با تغيير وزير حل خواهد شد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 21:6  توسط محمد احمدی  | 

   

     رئيس‌جمهور روز چهارشنبه هفتم آذر، از تداوم طرح سهميه‌بندي بنزين حداكثر تا پايان سال آينده و توقف آن خبر داد.

 

     ان شاء الله مشكلات ناشي از سهميه بندي شتابزده بنزين با تمام شدن سال آينده؛ تمام خواهد شد. بنا بر اين مردم مي توانند با خيال راحت براي انتخاب رئيس جمهور آينده تصميم بگيرند.

    

        خدا كند كه در هر سال حداقل يك انتخابات داشته باشيم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 22:47  توسط محمد احمدی  | 

     جمعه شب در يك مجلس ميهماني؛ چند نفر از برادران مهاجر افغاني در مورد وضعيت خود در كشورمان صحبت مي كردند.

      يك نفر از ميان جمع از كارت هاي جديدي كه براي مهاجرين صادر شده و اندازه آن از يك كارت معمولي بزرگتر است گله داشت و ارايه آن را در ميان ديگران توهين آميز مي دانست. چند نفر ضمن تآييد اين گله مي گفتند كه براي به همراه بردن اين كارت جيب كفايت نمي كند و بايد آن را با نخي به گردن آويخت.

      ديگري از اينكه به فرزندان مهاجرين اجازه تحصيل درمراكز خاص آموزشي مانند استعدادهاي درخشان و ... داده نمي شود گله مند بود و ...

      البته همين برادران و نيز ديگر حاضران از جمهوري اسلامي و نقش آن در توازن منطقه و دفاع از شيعيان در منطقه دفاع مي كردند. و حتي اين گله ها را نيز با اعتراف به حمايت هاي ايران از مهاجرين در اين سالها همراه مي كردند.

      گاهي فكر مي كنم كه بايد تصميم قاطعي در اين مورد گرفته شود. يعني يا تمامي اين مهاجرين عزيز به هر شكل ممكن - و البته منطقي؛ انساني و شرعي - به كشور خودشان بازگردانده شوند. و يا تا زماني كه در ايران ساكن هستند. با عزت و احترام كامل با آنان برخورد و رفتار شود. زيرا با اين طرز برخورد و رفتار از سويي هزينه هاي حضور اين عزيزان بر مردم ما تحميل مي شود. و با اين وجود در ذهن برخي از آنان اين رفتارها ممكن است به كينه و دشمني منجر شود.

حرمت ميهمان واجب است. به ويژه وقتي كه هم كيش ما باشد.   

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 20:59  توسط محمد احمدی  | 

          جناب آقاي خاتمي در مشهد و در سالن شهيد بهشتي سخنراني داشتند. متن سخنراني ايشان را به نقل از ايسنا مي توانيد در ادامه مطلب مطالعه فرماييد. اما مطلبي كه براي من جالب بود. انتقادهاي آشكار و پنهان ايشان از دولت نهم است. هيچ انسان منصفي منكر اشكالات دولت نهم و يا هر دولت و شخص ديگري نيست. اما جالب اينجاست كه برخي از انتقادات ايشان از سنخ همان انتقاداتي است كه در دوره مسؤوليت از خود ايشان نيز مي شد.

     به عنوان مثال آيا در دوره ايشان كسي در زندان نبود؟ ممكن است گفته شود كه ايشان مسؤول قوه قضاييه نبود. اما اظهار نظر ايشان در مورد زندانيان نبايد از ياد مردم رفته باشد.

     يا شعار شايسته سالاري ايشان كه همگان ديدند و تجربه كردند. آقاي مرتضي حاجي به عنوان وزير آموزش و پرورش شايسته بود؟ يا برادرش مهدي حاجي در رأس صندوق ذخيره فرهنگيان؟ و يا فردي مانند حسين زاده ملكي در رأس سازمان آموزش و پرورش استان خراسان؟  از تصويري كه ايسنا در مراسم منتشر كرده معلوم مي شود كه شايستگان از نظر ايشان چه كساني هستند! هنوز فراموش نشده كه سفير ايران در تركمنستان چگونه انتخاب شد! و يا چگونه سازمان بهزيستي به عنوان سهم الارث فلان حزب دست به دست مي شد!

     آقاي خاتمي بسيار عزيز و ارجمند هستند. اما گمان مي كنم كه بهتر است اطرافيانشان از استفاده ابزاري و تبليغاتي از ايشان دست بردارند و اجازه دهند ايشان به عنوان يكي از چهره هاي فرهنگي كشور فعاليت كنند. سعي در ورود مجدد به عرصه سياست ـ كه خود ايشان نيز به شدت از آن ابا دارند ـ براي اين سيد عزيز مساوي با نابودي باقيمانده شخصيت فرهنگي ايشان است.

     به تصوير شايستگان آينده در دوره احتمالي حكومت ايشان نگاه كنيد و متن كامل سخنراني ايشان را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد.

چرا مردم میان اين و آن مرددند؟!

گزينه ديگري نيست؟!

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 9:30  توسط محمد احمدی  | 

     شركت ايرانسل با تبليغات فراوان توانسته است تا حدودي در ميدان رقابت بر شركت ارتباطات سيار برتري يابد. اما فقدان نظارت در بازار ايران؛ باعث سوء استفاده اين شركت از اعتماد خريداران شده است.

     در چند روز گذشته؛ چند نفر از بستگان كه از سيم كارتهاي اعتباري ايرانسل استفاده مي كنند. كارت شارژ ۵۰۰۰ توماني ايرانسل را به مبلغ ۵۵۰۰ تومان خريداري كردند. اين كارتها پس از كسر ماليات و ... در حدود ۴۷۰۰ تومان اعتبار دارد. و اعتبار اين كارتها نيز از نظر زماني نامحدود است.

     جالب است كه يكي از اين كارتها به جاي حدود ۵۰۰۰ تومان حدود ۱۰۰۰۰ تومان اعتبار داشت. اما كارت ديگري كه همزمان با آن كارت خريداري شده بود. نه تنها اعتباري نداشت. بلكه دارنده آن پس از وارد كردن شماره كارت با اعلام بدهي ۳۷۰۰ توماني روبرو شد. كارت ديگري كه با مبلغ ۵۵۰۰ خريداري شده بود فقط ۲۰۰۰ تومان اعتبار داشت. و جالب تر از آن سيم كارت خريداري شده جديد كه بايد با اعتبار ۵۰۰۰ تومان ارائه مي شد. هيچ اعتباري نداشت و خريدار مجبور به خريد كارت شارژ مجدد شد.

     گمان مي كنم كه گردانندگان ايرانسل از فقدان نهادهاي نظارتي در ايران اطلاعات كافي دارند. و با استفاده از اين اطلاعات نه تنها هزينه تمام امتيازات و جوايز اعلام شده شركت را از مشتركان دريافت مي كنند. كه شايد حتي درآمدي بسيار بيشتر نيز به دست اورند.

     نمي دانم كه در كشورهاي ديگر نيز فعالان بازار و اقتصاد مي توانند هر چه مي خواهند اعلام كنند و هر طور مي خواهند عمل كنند؟ يا اين فقط ويژگي كشور عزيز ماست؟      

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 18:59  توسط محمد احمدی  | 

     پخش برنامه كوله پشتي كه در آن مجري برنامه - فرزاد حسني - با سردار رادان - فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ - در مورد چگونگي برخورد با اراذل و اوباش و نقض احتمالي قوانين در برخورد با آنان انتقاداتي را مطرح كرد. باعث بروز اعتراضاتي عليه مجري برنامه شد.

     گذشته از برخورد بي ادبانه مجري برنامه با سردار رادان؛ بايد گفت كه چگونه مي توان از كساني كه همچون حيوانات وحشي به جان و مال و آبرو و ناموس رحم نمي كنند. دفاع كرد و از برخورد قانوني با آنان سخن گفت؟ آيا با سگ وحشي و هار مي توان برخورد منطقي كرد؟ بگذريم از اينكه چندي پيش يك قاضي مردي را كه دو تن از اراذل كه مست بوده و جلوي چشمش همسرش را مورد توهين قرار داده و قصد ربودنش را داشتند. و مرد يكي از آنها را به ضرب چاقو كشته بود به پرداخت ديه محكوم كرد. به اين دليل كه وي در دفاع زياده روي كرده بوده است! زياده روي در دفاع! در برابر سگاني هار! انسان نمي داند كه از حكم اين قاضي محترم بخندد يا بگريد؟ 

     محض رضاي خدا؛ هم مردم و هم دستگاه قضايي و هم نيروي انتظامي دست از انسانيت و برخورد منطقي با اين حيوانات وحشي بردارند. فكر مي كنم كه هنوز فراتر از قانون فعلي بايد با آنان برخورد شود. امثال اينها در حكم محارب و مفسد في الارض هستند. و حكمشان مشخص است.

     البته اين را هم بگويم كه مأموران نيروي انتظامي نيز گاهي با مردمي كه به هر علت سر و كارشان به پاسگاهها مي افتد. برخورد توهين آميزي  دارند. و حتي با تأسف بايد گفت كه معدودي از افراد اين نيرو خود نيز از خلافكاران به شمار مي روند. اما با همه اينها باز بايد از برخورد با امثال اين خلافكاران تشكر كرد. و كاش روزي برسد كه مأموران محترم نيروي انتظامي ما مصداق اين آيه شريفه باشند كه:

محمد رسول الله و الذين معه رحماء بينهم و اشداء علي الكفار

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:44  توسط محمد احمدی  | 

     شنيدم كه برخي از نمايندگان مجلس پيشنهاد طرحي سه فوريتي را براي متوقف شدن سهميه بندي بنزين داده اند كه البته گفته مي شود كه اين طرح به دليل وجود بعضي اشكالات در آن؛ از سوي هيأت رئيسه مجلس اعلام وصول نشد. بعد هم كه تا آخر تير ماه مجلس جلسه نخواهد داشت.

     اگر مطلبي كه شنيده ام و در بالا نقل كرده صحت داشته باشد. خيلي جالب مي شود. نمايندگاني كه خودشان سهيمه بندي بنزين را تصويب كرده اند. حالا به فكر جلوگيري از اجراي آن افتاده اند. دولتمردان هم كه مناسب ترين زمان را براي اجراي اين طرح انتخاب كردند. و درست در آغاز فصل تابستان و مسافرتهاي مردم؛ ضربه اي كاري را بر گردشگري و مشاغل وابسته به آن زدند. تا به حال هم وضعيت گردشگري خيلي مناسب نبود. و اين ماجرا هم مشكل را دو چندان كرد.

     كاش دولتمردان و مسؤولين ما كه صداقت خود را به همه مردم كشور اثبات كرده اند. در حل ماجراي بنزين به جاي پاك كردن صورت مسأله تلاشي در جهت حل آن مي كردند. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 20:7  توسط محمد احمدی  | 

بالاخره تكليف سهميه بندي بنزين روشن شد. و جدول سهميه هاي مختلف نيز اعلام شد. 

چند ملاحظه در مورد سهميه بندي بنزين:

۱- ديشب حدود ساعت ۱۰ شب در پارك مشغول ورزش بوديم كه متوجه صف طولاني و وحشتناك جلوي پمپ بنزين شدم. نمي دانم آيا استفاده مقداري بيشتر از سهميه اعلام شده ارزش آن همه ايستادن در صف و خرد شدن اعصاب و استهلاك خودرو را دارد؟

۲- مسؤولين محترم كشور علت اصلي سهميه بندي بنزين را قيمت پايين و در نتيجه خروج غير قانوني آن از كشور اعلام مي كردند. آيا نمي شد جز سهميه بندي به اين شكل راه ديگري براي كنترل وضعيت مصرف بنزين پيدا كرد؟ آيا براي كشوري كه خود صاحب نفت است ( هر چند كه بنزين را وارد مي كند. ) و در وضعيت كنوني جهان زشت نيست كه مانند اوايل انقلاب و دوره جنگ تحميلي باز به روش سهميه بندي و فسادهاي اجتماعي و اقتصادي ناشي از آن متوسل شود؟ نمي شد كه فقط با استفاده از كارتهاي هوشمند پس از چندي مشخص مي شد كه چه كساني سوخت را بسيار بيش از ميزان معمول استفاده مي كنند و تنها با آنان برخورد مي شد؟

۳- مسؤولين محترم براي تمام خودروهاي سواري ميزان ۱۰۰ ليتر در ماه را در نظر گرفته اند. سؤال اين است كه چطور در هنگام دريافت عوارض خودرو و بيمه شخص ثالث و نيز در هنگام نقل و انتقال خودرو از خودروهاي مدل بالا و گران قيمت مبالغ بيشتري اخذ مي شود. اما در هنگام تخصيص سهميه سوخت براي تمام خودروها ميزان يكنواخت سهميه اعلام مي شود. آيا عدالت فقط در هنگام دريافت عوارض و ماليات توسط دولت است؟ و نه استفاده از منابع از سوي صاحبان اين خودروها؟

۴- فكر مي كنم كه مردم در انتخابات بعدي بايد به اين شيوه مملكت داري توجه كرده و سعي كنند افرادي را انتخاب كنند كه براي حل مشكلاتي از اين دست راه حلهاي بهتري را ارايه دهند.

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 21:24  توسط محمد احمدی  | 

از هفته گذشته طرح نيروي انتظامي در برخورد با اراذل و اوباش آغاز شد. گزارش جانشين فرمانده نيروي انتظامي در باره اين اجراي اين طرح چنين است:

سردار ذوالفقاري با اعلام ادامه داشتن طرح افزايش امنيت اجتماعي با اصلاحات و جهت‌دهي مناسبتر خاطرنشان كرد: نيروي انتظامي طي اجراي اين طرح، با دستگيري 3 هزار و 500 تن از اراذل و اوباش و عناصر ايجاد كننده رعب و وحشت در ميان مردم، اخاذي و زورگيري را از جامعه پاك كرده است.

وي اضافه كرد: از ميان اراذل و اوباش دستگير شده در تهران، حدود دو هزار و 333 نفر از قبل شناسايي شده و در سطح يك و دو قرار مي‌گيرند. تعدادي نيز پس از دستگيري مورد مشاوره قرار گرفتند.

به گزارش ايسنا، جانشين فرمانده ناجا در خصوص نگراني شهروندان از بازگشت اين متهمان تأكيد كرد: براي افراد شرور سابقه‌دار پس از انتقال به مراجع قضايي و تحمل مجازات، پرونده‌اي در نيروي انتظامي تشكيل مي‌شود تا در مقاطع زماني مختلف تحت كنترل و نظارت پليس قرار بگيرند؛ از اين رو در صورت ارتكاب هرگونه تخلف يا حركت خلافكارانه مجازات شديدتري براي آنها در نظر گرفته مي‌شود.

چند نكته در اين رابطه:

۱- براي هر كشوري امنيت شرط اساسي زندگي است. و براي كشوري اسلامي نبودن امنيت زندگي براي مردم ننگ است. ننگي كه به فرموده امام علي (ع) اگر انساني از اين ننگ بميرد بر او سرزنشي نيست. در گزارش هايي كه از چگونگي اجراي اين طرح منتشر مي شد. از جمله به دستگيري كساني استناد مي شد كه جرايم قبلي آنان تجاوز به نواميس مردم بود. جالب است. اگر اين طرح اجرا نمي شد. آيا بايد چنين حيواناتي هنوز در ميان انسان ها زندگي مي كردند؟

۲- از مأموران نيروي انتظامي در چگونگي برخورد با اين حيوانات انتقاد هايي شده بود. و اينكه شيوه برخورد با اين مجرمين؛ خشن و غير قانوني بوده است. نمي دانم انتقاد كنندگان به كدام قانون نظر دارند. به گمان من برخورد با اين حيوانات نياز به قانون خاص دارد. امثال اين حيوانات مفسدند. و حكمشان بايد بدون توجه به جرايمي كه انجام داده اند اعدام باشد. جامعه بايد از لوث وجود چنين مفسداني پاك شود.

۳- دعاوي حقوق بشر و انتقادهاي از حكومت نيز نبايد در اين ميان وارد شود. همه؛ چه موافقين و چه مخالفين اين حكومت - و هر حكومتي در هر جاي جهان - به امنيت به عنوان يكي از نيازهاي ضروري و اوليه زندگي نياز دارند.

من به سهم خودم از تمامي پرسنل نيروي انتظامي كه در اجراي اين طرح شركت داشته اند تشكر مي كنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 19:35  توسط محمد احمدی  | 

     چندي پيش اعلام شد كه فرزندان فرهنگيان براي استخدام در آموزش و پرورش در اولويت خواهند بود. تا جايي كه شنيده ام اين اولويت در استخدام در برخي از سازمانهاي دولتي از قبل سابقه داشته است. و صد البته كه استخدام در اين سازمانها به عنوان يك مزيت به شمار مي رود. اما اينكه چطور اين اولويت در وزارتخانه اي اجرا مي شود كه برخي از كاركنان فعلي آن از وضعيت حقوق و مزاياي خود رضايتي ندارند. كمي عجيب است.

     از منظر ديگري نيز مي توان به اين اولويت در استخدام نگاه كرد. اينكه آيا ما با اين اقدام دوباره به عصر ايران پيش از اسلام و طبقات نفوذ ناپذير و مشاغل ارثي بر نمي گرديم؟ و در اين صورت و با رعايت اين اولويتها چگونه يك نفر از طبقات و مشاغل ديگر مي تواند وارد شغلي جز شغل پدرش شود؟

     بهتر است اشتباه ديگر سازمانها را اصلاح كرد. نه اينكه ما هم به دنبال آن اشتباهات؛ اشتباه بعدي را مرتكب شويم.  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 2:24  توسط محمد احمدی  | 

     در چند روز گذشته، سؤالات آزمون ضمن خدمت معلمان تهران در مورد سیره نبوی، دیگر موضوعات مربوط به این وزارت را تحت الشعاع خود قرار داد. و حتی دامنه آن به بیرون از وزارت نیز کشیده شد.

     در اینکه سؤالات توهین آمیز بوده - البته به نقل از منابعی که برخی سؤالات را مطرح کرده اند - شکی نیست. اما مطلبی که در این میان عجیب است. این است که برخی از منتقدین تقاضای استعفای وزیر را مطرح می کنند. در مورد اقدامات وزیر آموزش و پرورش از ابتدای روی کار آمدن دولت نهم تا کنون می توان از جنبه های گوناگون سخن گفت. و نقاط قوت و ضعف عملکرد وی را بررسی کرد. اما اینکه توقع داشته باشیم. وزیری برای کار خلافی که در زیر مجموعه وی اتفاق افتاده، استعفا بدهد. غیر منطقی است. آیا می توان انتظار داشت که وزیر بر ریزترین اقدامات زیر مجموعه خود - و از جمله طرح سؤال آزمون ضمن خدمت در یکی از شهرها - نظارت تام و کامل داشته باشد؟ اگر وزیر پس از مشخص شدن خلاف، کار را پیگیری نکند و با خاطی برخورد قانونی و معقول نکند. می توان از وی انتقاد کرد. اما اگر به محض وقوع مشکلی در زیر مجموعه، توقع استعفای وزیر را داشته باشیم. کدام وزیر می تواند با این وضعیت کار کند؟

     به نظر می رسد که منتقدین از این فرصت بدست آمده برای تصفیه حسابهای خود استفاده می کنند. و اگر اینطور باشد. نباید از احساسات مردم و مراجع مایه بگذارند. به نظر می رسد که پخش کردن سؤالات و شیوع توهینهای شاید ناخواسته و ندانسته یک نفر در کل کشور - و شاید بیرون از آن - کار عاقلانه ای نیست. و جرم پخش کنندگان این مطالب شاید بسیار بیشتر از کسی باشد که در ابتدا مرتکب این خلاف - عمد یا غیر عمد - شده باشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 19:9  توسط محمد احمدی  | 

وزير آموزش و پرورش گفت: رئيس‌جمهور با طرح بازنشستگي زود هنگام فرهنگيان موافق است و تنها مشكل اين طرح، تأمين منابع مالي آن است. به گزارش آموزش نیوز محمود فرشيدي افزود: طرح بازنشستگي زودهنگام فرهنگيان هم‌اكنون در دولت است و مهم‌ترين بحث آن، تأمين اعتبار پاداش پايان خدمت فرهنگيان است كه رقم بالايي را مي‌طلبد. وي اضافه كرد: هر كارمندي كه بازنشسته مي‌شود به ازاي هر سال سابقه، يك ماه معادل حقوقش پاداش مي‌گيرد كه 30 ماه پاداش مي‌شود. فرشيدي اظهار داشت: ميزان پاداش پايان خدمت بستگي به حقوق كارمندان، متفاوت است اما مبلغي به صورت ميانگين حدود 15 ميليون تومان براي هر فرهنگي بازنشسته مي‌شود. وي افزود: بر اساس طرح بازنشستگي زودهنگام فرهنگيان هر فرهنگي كه حداقل 25 سال سابقه فعاليت داشته باشد، در صورتي كه ‌خود تمايل به بازنشستگي داشته باشد و سازمان مربوطه وي نيز موافقت كند، بازنشسته مي‌شود. البته سابقه فعاليت براي اين دسته از فرهنگيان 30 سال محسوب مي‌شود. وزير آموزش و پرورش گفت: اين طرح باعث مي‌شود كه زمينه اشتغال جوانان علاقه‌مند و با استعداد در آموزش و پرورش فراهم شود

به مطلبی که از وزیر محترم آموزش و پرورش نقل کرده ام دقت کنید. ایشان فرموده اند که:  ميزان پاداش پايان خدمت بستگي به حقوق كارمندان، متفاوت است اما مبلغي به صورت ميانگين حدود 15 ميليون تومان براي هر فرهنگي بازنشسته مي‌شود.

با توجه به این مطلب لابد حقوق فرهنگیان با سابقه باید بسیار بیشتر از میانگین ۵۰۰ هزار تومان در ماه باشد. بنده با مدرک کارشناسی ارشد، ۲۵ سال سابقه خدمت، گروه ۱۸ با داشتن سه گروه تشویقی، حدود ۴۵۰ هزار تومان دریافتی دارم. و با این حساب می بینم که هنوز باید حقوقهایی بسیار بالاتر از من هم وجود داشته باشد. که میانگین آنها از حقوق دریافتی من هم بالاتر است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 7:20  توسط محمد احمدی  | 

      از وقتی که یادم می آید. ماکیاول را به عنوان نماد حیله گری در عالم سیاست و کسی که اخلاق را برای فرمانروایان امری غیر لازم می دانسته به ما معرفی می کرده اند. اما با نظری به کتاب " شهریار " چهره دیگری از ماکیاول به نظر می آید. به قسمتی از کتاب شهریار توجه کنید:

 

      " ... و اما در باب رعایا، آنگاه که از بیرون کشور هیچ جای نگرانی نباشد، می باید نگران ایشان بود که توطئه نکنند. و از این نیز می توان در امان ماند اگر که شهریار در چشم مردم خوار و نفرت انگیز نشده باشد و مردم را از خویش خرسند داشته باشد. همانا پرهیز از خوار و نفرت انگیز شدن در چشم مردم، چنانکه به شرح بازگفتم، نکته ای است بس سترگ و یکی از کارآمدترین اسبابها در دست شهریار به ضد توطئه گران، زیرا توطئه گر همیشه در این گمان است که با کشتن شهریار مردم را خرسند خواهد کرد، و اگر بداند که با این کار خشم مردم را به جوش خواهد آورد، دلِ آن را نخواهد داشت که دست به چنین کاری زند، زیرا راهِ توطئه گری راهی ست پر از دشواری ها و، چنانکه تجربه نشان داده است، توطئه همیشه بسیار بوده اما کمتر به سرانجام رسیده است. توطئه گر هرگز به تنهایی کاری از پیش نتواند برد و وی را به یارانی نیاز است که جز از میانِ آنان که ناخرسند می نمایند نتوان برگزید. ...

      پس، تا زمانی که مردم در حق شهریار نیک اندیش اند، نمی باید از توطئه ها غمی به دل راه داد، اما آن گاه که مردم دشمن وی باشند و از او بیزار، می باید از هر چیز و هر کس بهراسد. دولت های بسامان و شهریاران خردمند همواره سخت در اندیشه ی آن بوده اند که والاتباران را از خویش نرنجانند و مردم را خرسند و آسوده دارند، زیرا که این یکی از سترگترین کارهایی است که بر شهریار است.

 

     کتاب شهریار از نیکولو ماکیاوللی ترجمه داریوش آشوری ، ص 116 تا 118

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:50  توسط محمد احمدی  | 

      امروز صبح خبرگزاری فارس از اعدام صدام در آینده بسیار نزدیک خبر داد.

      وقتی در مراسم خاکسپاری کسی شرکت می کنیم. به بی اعتباری دنیا یقین می کنیم و به حال خودمان که چگونه تمام قوای خود را صرف امور دنیوی کرده ایم. تأسف می خوریم و تصمیم جدی می گیریم که از آن به بعد تغییرات کلی در نحوه زندگی خود بدهیم. اما صد افسوس که برگشت از گورستان همان و فراموش شدن تقدیر حتمی آدمی همان. و باز مراسمی دیگر و تصمیمی دیگر.

      اعدام صدام، اعدام یک شخص نیست. اعدام صدام باید به مراسم به خاکسپاری زورگویی و تک صدایی در جهان تبدیل شود. دیروز نیازاف مرد. و فردا صدام اعدام می شود. و هنوز زمان آن نرسیده که دیگر فرمانروایانی که گمان می کنند هرگز مرگی برایشان متصور نیست به خود آیند. و پا از راهی که تاکنون در آن می رفته اند. بردارند و به سرنوشت محتوم انسان بیندیشند. و از خود سؤال کنند که آیا عمر کوتاه آدمی ارزش این همه زورگویی و جنایت را دارد؟ صدام اگر در زمان مرگ لحظه ای فکر کند. تمام خوشیهای زندگی اش را تنها خوابی گذرا خواهد دید و آیا این خواب کوتاه ارزش این را داشت که به چنین عاقبتی برسد و از آن بدتر معاوضه خسارت بار زندگی کوتاه و ننگین دنیایش با زندگی آخرت؟

      پرزیدنت بوش کی به خود خواهد آمد؟ ملاعمر؟ قذافی؟ و ...

      به امید روزی که تک صدایی از جهان رخت بربندد. و من مدیر نیز بدانم که نباید خواسته های خودم را - هر چند درست و منطقی ـ به دیگر همکارانم دیکته کنم. چرا که در صورت قدرتمندی مدیر، تنها تا زمانی که وی در آن مدرسه هست نظراتش ظاهراً محترم است و دیگران برای رفتنش لحظه شماری می کنند. و من معلم نیز باید بدانم که حتی قوانین انضباطی کلاسم در صورتی با طیب خاطر از سوی دانش آموزان پذیرفته می شود که به تأیید اکثریت آنان رسیده باشد.

      ... و باز به امید روزی که تک صدایی در خانواده های ما نیز وجود نداشته باشد. شخص سالاری در ذات خود ناپسند است. حال چه زن سالاری باشد و چه مرد سالاری و چه فرزند سالاری.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 7:7  توسط محمد احمدی  | 

دیروز خبر مرگ صفر مراد نیازاف، رئیس جمهور مادام العمر ترکمنستان منتشر شد.

بازتاب خلاصه ای از زندگی سیاسی وی را آورده بود. که قسمتی را در اینجا می آورم:

نيازاف از زمان اتحاد جماهير شوروي سابق اداره امور ترکمنستان را که کشوري با منابع غني گاز است، بر عهده داشت. وي در سال 1985 رهبر حزب کمونيست ترکمنستان شد.

«صفرمراد نيازاف» در سال 1991 به عنوان اولين رئيس‌جمهور ترکمنستان مستقل انتخاب شد. در سال 1999 نهاد عالي قانونگذاري ترکمنستان، نيازاف را رئيس‌جمهور مادام‌العمر اين کشور کرد.
وي در ترکمنستان داراي نوعي کيش شخصيت بود و بسياري از شهرها و فرودگاه‌ها به نام اوست.

عید سال ۷۶ فرصتی دست داد تا همراه کاروانی از دانشکده ادبیات دکتر شریعتی مشهد بازدیدی از ترکمنستان داشته باشم.

نکته ای که درترکمنستان جلب توجه می کرد. مسأله سلطه مشهود و همه جانبه نیازاف در آن کشور بود. صرف نظر از خصوصیات مثبت و منفی شخصیتی و سیاسی نیازاف، باید گفت که کیش شخصیت در ذات خود ضد ارزش است. اگر قرار باشد کشوری بر اساس توانمندی های - حال مثبت یا منفی - فقط یک نفر اداره شود. هر آن ممکن است که با حذف وی امور آن کشور با اخلال روبرو شود. همان اتفاقی که در گذشته در ایران رخ می داد. در درس تاریخ به دانش آموزان می گفتم که به عنوان یک مشکل همیشگی، پس از مرگ هر پادشاهی در ایران کشور با آشوب داخلی و گاه با تهاجم خارجی مواجه می شد. و علت هم روشن است. وقتی تصمیم گیری فقط بر عهده یک نفر باشد. حداقل نزدیکان به مراکز قدرت - که در گذشته فرزندان شاه قبلی بودند. - در برابر انتخاب همه یا هیچ قرار می گرفتند. یعنی یا شاه می شدند و تمام قدرت را در دست می گرفتند و یا ممکن بود که حتی جانشان را با دست نیافتن به قدرت از دست بدهند.

مشکل دیگری که این روش اداره حکومت ایجاد می کند. این است که زمینه برای تربیت جانشینان شایسته خالی می شود. می گویند که یکی از ویژگی های موجود زنده، تولید مثل است. تولید مثل به معنای فیزیکی را تقریباً تمام موجودات زنده به طور طبیعی انجام می دهند. اما هنر انسان باید این باشد که کسی را تربیت کند که توانایی های وی را داشته باشد. و این معنای تولید مثل انسانی است.

چرا در کشورهای جهان سوم از گذشته تاکنون تولید مثل انسانی ضعیف است؟ شاه عباس و امثال وی صرف نظر از جنبه های ارزشی افرادی قدرتمند بودند. اما نخواستند یا نتوانستند افرادی قدرتمند مانند خود را تربیت کنند. و باید گفت که علل ضعف بسیاری از حکومتها، نه شاهان ضعیف آخر، که شاهان قوی قبل از آنان بودند.

امروز کدام یک از مدیران ما جدای از انجام امور جاری واحد تحت مدیریت خود، برای تربیت نیروی جایگزین خود تلاش می کنند؟ البته اگر خود نیروی توانایی برای اداره آن واحد هستند.  

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 8:42  توسط محمد احمدی  | 

     بالاخره انتخابات تجمیع شده شوراها و خبرگان هم انجام شد. بررسی برخی موضع گیریها و اظهار نظرهای قبل و بعد از انتخابات جالب است. از جمله یادداشتهای جناب آقای ابطحی - معاون و مشاور جناب آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری ایشان - در این مورد بسیار جالب است.  ایشان در نهم آذر ماه پس از اینکه اصلاح طلبان توانستند به توافق رسیده و لیست واحدی را برای انتخابات اعلام کنند. با خوشحالی تمام خبر این ائتلاف را اعلام کرده و نوشتند: محافظه کاران که انتظار این ائتلاف را نداشتند دچار شوک رسانه ای شدند. پس به نظر ایشان لیست واحد خوب است و تشتت بد. و اصلاح طلبان توانسته بودند که حداقل در این مورد گوی سبقت را از محافظه کاران بربایند. بخوانید و قضاوت کنید:

شوک رسانه ای محافظه کاران و ائتلاف اصلاح طلبان

 

دیروز که لیست ائتلافی اصلاح طلبان برای انتخابات شوراها اعلام شد، با اینکه خبر مهمی بود ولی حتی در میان دوستان اصلاح طلب تصور نمیرفت که اینقدر برای جناح محافظه کار این ائتلاف تلخ و سخت باشد. این را میشد از نحوه برخورد رسانه ای آنان با لیست اصلاح طلبان فهمید. دیشب بعد از مصاحبه ی آقای حاجی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و اعلام نهائی شدن لیست و مصاحبه ی آقای زمانی از سوی حزب اعتماد ملی و تأیید همان لیست که طبیعتاً مهترین خبر انتخاباتی تلقی میشود، بسته خبری انتخاباتی بخش معروف ۲۰:۳۰ اصلاً به آن اشاره نکرد. سایت های محافظه کار هم در گیجی کامل به جای اشاره به این خبر به سرعت یکی دو نفر را پیدا کردند که بگویند اینها از اصلاح طلبان هستند و لیست ائتلافی را قبول ندارند. کیهان یک جمله از مصاحبه چند روز پیش آقای حاجی را پیدا کرد و آن را تیتر کرد. روزنامه های  دیگر محافظه کار هم که ماشاالله تعدادشان روز به روز بیشتر میشود یا سکوت کردند و یا فقط انتخابات خبرگان را پوشش دادند. این کار رسانه ای خبر خوشی برای اصلاح طلبان تلقی میشود. معلوم شد که چه هوشمندانه این ائتلاف صورت گرفته است. در این کمبود رسانه ای، روزنامه های معدود اصلاح طلبان و سایتهای خبری شان و نیز بروبچه های وبلاگ نویس خوبست به اهمیت شرایط استراتژیک سیاسی فعلی توجه کنند و ائتلاف رسانه ای برای تبلیغ این ائتلاف ایجاد نمایند؛ حتی اگر گمان میکنند که کسان بهتری از این افراد میتوانستند کاندیدا شوند. در این مرحله آنچه پر اهمیت است، وحدت و یکپارچگی است. فکر میکنم مسائل یکساله ی گذشته، در خیلی ها این ظرفیت را به وجود آورده باشد که به جای اندیشیدن به خود و حزب خود و یا درگیر شدن به توقعات غیر واقعی، هوشمندانه شرایط تعیین کننده ی فعلی را مد نظر قرار دهند.

 

 

و حالا یادداشت ایشان در تاریخ ۲۲ آذرماه، گویا هنوز هم لیست واحد اصلاح طلبان خوب است و مایه خوشحالی ایشان:

 

لیست اصلاح طلبان و تخصص های شهری

 

من خیلی در جریان انتخاب اسامی افراد برای لیست تهران نبودم. برایم هم اصلاً مهم نبوده که چه کسانی کاندیدای اصلاح طلبان در شورای شهر تهران خواهند بود. دلواپسی های من همیشه سیاسی  بوده و در این ماجرا هم مثل خیلی از دوستان تلاش داشتم که ائتلاف شکل بگیرد تا روی آن لیست کار و تبلیغ کنیم. تجربه ی تلخ انتخابات ریاست جمهوری که اختلافات ما عامل پیروزی رقیب گردید کافی بود. اکنون که خوشبختانه اصلاح طلبان موفق شدند لیست واحدی ارائه کنند، به لیست کاندیداهای تهران نگاه خریدارانه کردم. خدا وکیلی از نظر تخصصی در مسائل مختلف شهر هم یک سر و گردن از لیست های دیگر بلندتر است. اگر در مسائل شهری، مدیریت، جوانان، شهرسازی، محیط زیست، مسائل فرهنگی، شهری، کارگری، ورزش، زنان از اهمیت برخوردار باشد که هست، حضور نجفی به عنوان رئیس سازمان برنامه وبودجه و وزیر آموزش و پرورش و آموزش عالی برای مدیریت و برنامه ریزی و جوانان، حنایی با تخصص شهرسازی، تقی زاده خامسی با تخصص و تجربه آشنایی با مسائل آب و فاضلاب، خانم ابتکار فرد شناخته شده جهانی در مسئله محیط زیست، خانم نوری باسابقه ی سالها مدیریت شهرداری در مناطق تهران، مسجد جامعی با ۱۵ سال سابقه در مدیریت معتدل فرهنگی برای مسائل فرهنگسراها و سینماها و روزنامه نگاران و سایر مسائل فرهنگی، حبیب زاده با آشنایی به مسائل کارگری، شهاب طباطبائی و جوانان، ساعی و شناخت مشکلات و مسائل ورزشی شهر تهران، ترکیب کامل و جامعی به وجود آورده است. ممکن است کسانی بگویند از اینها بهتر هم هستند. این حرف را در مورد همه ی انتخابها البته میشود گفت، ولی کسی نمیتواند انکار کند که این نیز لیست کارشناسانه و با توجه به همه ی مسائل مورد نیاز شهر تهران تنظیم و ارائه شده است؛ که اگر هم نبود، وحدت اصلاح طلبان آنقدر مهم بود که باز هم همه ی کسانی که از وضع موجود کشور و سیاستهای دولت ناراحتند، به این لیست رأی بدهند و زمینه را برای انتخابات مهمتر بعدی فراهم کنند.

 

 

حالا به یادداشت ایشان در ۲۹ آذر وپس از پایان انتخابات توجه کنید:

كاش محافظه‌كاران ليست واحدی داشتند

 اگر در اين انتخابات، می‌شد كاری كرد كه محافظه‌كاران مثل اصلاح‌طلبان تابلوی واحدی داشتند، نتيجه اين انتخابات خيلی به نفع اصلاح‌طلبان تغيير پيدا می‌كرد. هوشمندی محافظه‌كاران در اين بود كه با ليست‌های متفاوت و با نام‌های آشنا در صحنه انتخابات حاضر شدند. تنها طرفداران احمدی‌نژاد با تابلوی نام‌دار خانم پروين احمدی‌نژاد آمدند كه مردم ليست را شناختند و رای آن‌ها هم كه معلوم است. كاش ساير محافظه‌كاران و اصول‌گرايان هم تابلويی مشخص داشتند. چمران و طلايی و خادم و دبير و شيبانی و حتی ساعی كه در صدر ليست فعلی با همه اتفاقات ناروا هستند را هيچ‌كس جزء حاميان جريانی نمی‌شناسد. ولی اگر ليست واحدی را محافظه‌كاران می‌دادند نتيجه غير از اين بود.

حالا ایشان معتقد است که محافظه کاران با هوشمندی لیست واحد ندادند و با همین ترفند توانستند کفه را به نفع خود سنگین کنند. ما که متوجه نشدیم از دید ایشان بالاخره ائتلاف و لیست واحد هوشمندانه تر و بهتر است و یا جدایی لیستها؟

ولی باید به ایشان و همفکرانشان توصیه کرد: بهتر است در مشکلات بوجود آمده برای گروهشان - و نه اصلاح طلبان، زیرا اصلاح طلبی همیشه بوده و هست و بشریت در ذات خود اصلاح طلب و خواهان تحول و تکامل است. و قرار نیست که تمامی اصلاح طلبان زیر پرچم ایشان و همفکرانشان سینه بزنند. - را در خودشان بجویند و سعی در اصلاح داخلی کنند. نمی دانم که اگر به فرض ایشان و همفکرانشان دوباره با اعتماد مردم روبرو می شدند و سکان قوای مجریه و مقننه و شورای شهر را به دست می گرفتند. چه اتفاقی جز آنچه که در فاصله سالهای ۷۶ تا ۸۴ می افتاد. قرار بود بیفتد. یعنی باز گناه تمام ناکامی های خود را به گردن این یکی و آن یکی نمی انداختند. و امروز مگر چه اتفاق جدیدی افتاده و چه چیزی نسبت به آن سالها عوض شده است؟   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 6:45  توسط محمد احمدی  | 

      با آغاز ریاست جمهوری نهم، شعار عدالت و مهرورزی به عمل تبدیل شد. اما گویا برادران عزیز در ادارات آموزش و پرورش کمی در عمل به این شعار دچار افراط و اشتباه شده اند. چرا که برخی از عزیزان مسؤول در ادارات آموزش و پرورش تصورشان از عدالت، تقسیم ساعات اضافه کار آموزشی میان معلمین به تساوی است. و کسی گویا به این نکته توجه ندارد که عدالت را باید برای دانش آموزان پیاده کرد و دبیری را به کلاس فرستاد که توان تدریس و تفهیم دارد. و نمی توان با هدف اجرای عدالت میان معلمین دانش آموزان را به کسی سپرد که در اداره کلاس و ساعات تدریس موظف خود نیز مشکل دارد.

      سؤال این است که که آیا عدالت در مثلاً بیمارستانها به این است که بیماران را میان جراحان تقسیم کرد؟ و یا باید اجازه دهیم که هر بیمار به پزشکی مراجعه کند که وی را ماهر و حاذق می داند؟ و اینکه منظور از اجرای عدالت برای بیمار است و یا تقسیم مساوی درآمد میان پزشکان؟

      مسأله دیگر مهرورزی است که به سازش با دانش آموزان مشکل دار تعبیر شده است. و اینکه در هر حال، و حتی به قیمت آسیب دیدن دیگر دانش آموزان، با هر کسی که در مدرسه ثبت نام کرده و به ظاهر دانش آموز است. باید با مهرورزی رفتار کرد. و نمی دانم که چرا همین روش را در جامعه به کار نمی گیرند؟ و دست از سر مجرمین برنمی دارند؟ ممکن است گفته شود که دانش آموز با بزرگسال متفاوت است. درست است. و قرار هم نیست که مجازات آنها یکسان باشد. ولی اینکه کسی با جرم یکسان - مثلاً صدمه رساندن عمدی به دیگران - در مدرسه بی مجازات بماند و در صورتی که همین جرم را بیرون درب مدرسه انجام داد. از سوی نیروی انتظامی - به حق - مورد تعقیب و مجازات قرار گیرد. از معماهایی است که باید برای آن پاسخی منطقی یافت.   

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 4:32  توسط محمد احمدی  | 

      جناب آقاي خاتمي، چند روز پيش در ذكر الطاف خود نسبت به معلمين فرمودند كه در دوره‌ي رياست جمهوري من حقوق معلمين ۵ برابر شده است. به فيش‌هاي حقوقم مراجعه كردم و ديدم الحق و الانصاف ايشان راست مي‌گويد. اما ايشان احتمالاً فراموش كرده است كه بگويد در اين مدت حقوق اساتيد دانشگاه، قضات دادگستري و ... چند برابر شده است!

      براي اينكه ايشان در اين روزهاي آخر كار لازم نباشد كه به دنبال پاسخ اين سؤال بروند، خودم مقايسه‌اي ميان حقوق خودم كه كارشناس ارشد در آموزش و پرورش هستم، با يكي از دوستان كه كارشناس ارشد و عضو هيأت علمي دانشگاه هستند، كرده‌ام كه نتيجه را خدمت ايشان و ديگران ارائه مي‌دهم:

۱ ـ سابقه‌ي من چهار برابر، ساعات تدريس هفتگي من دو برابر، زحمت كاري من چند برابر دوستم، و بالاخره حقوق و مزاياي دوستم دو برابر من است!!!

آقاي خاتمي از الطاف بيكران شما نسبت به معلمين متشكريم!!!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 7:32  توسط محمد احمدی  |