تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - به چه زباني؟!

      به چه زباني بايد به دوستان اصلاح طلب گفت كه رأي تحريمي ها را به حساب خود نگذارند؟ گويا دوستان تمام رأي هاي ممتنع و مخالفين بدون رأي را در دسته ي خود مي بينند؟ و هنوز هم دلشان از كساني كه در انتخابات شركت نكرده اند خون است. چرا كه به زعم آنان اگر تحريمي ها در انتخابات شركت مي كردند حتماً به آنان رأي مي دادند. نمي دانم توهم اين دوستان به ظاهر با هوش تا كي ادامه خواهد داشت.

      عزيزان؛ گروهي از مردم از دست شما و ريا كاريهايتان از نظام بيزار شدند و عده اي هم به اردوگاه مخالف پيوستند. من هنوز هم از اينكه كسي مانند حاجي را در رأس وزارت آموزش و پرورش ببينم. احساس چندش مي كنم. ممكن است كسي بگويد كه آيا جانشين حاجي لايقتر از او بود؟ بايد بگويم كه حداقل حضرات چون شما شعار دهان پركن شايسته سالاري نمي دادند. شايستگاني كه از ابتداي انقلاب به دليل شهادت برادر و دايي گراميشان شايسته شدند. و اكنون به زمين و زمان فخر عقل وشعور مي فروشند و گويا به راستي باورشان شده كه از ديگران بيشتر مي فهمند و براي مردم نسخه مي پيچند. به افاضات جناب ابطحي در اين مورد توجه كنيد:

      ابطحي اصلي و كاري‌ترين ضربه به جريان اصلاح طلبي را در انتخابات گذشته تحريم هاي بي دليلي دانست كه جمعي در درون جامعه انجام دادند بطوري كه 11 ميليون تحريم انتخاباتي رياست جمهوري در حالي شد كه بين آخرين فرد اصلاح طلب و آقاي احمدي نژاد 300 هزار اختلاف راي بود. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 21:21  توسط محمد احمدی  |