
چند روز قبل سالروز اعدام صدام ديكتاتور عراق بود. وقتي به تصوير بالا كه پس از دستگير شدن وي گرفته شده نگاه مي كردم. به اين فكر افتادم كه اگر او به قواعد مردم سالاري احترام مي گذاشت و هنگامي كه ديد در ميان اكثريت مردم جايگاهي ندارد. - و البته اين علم فقط در پي يك انتخابات كاملاً آزاد حاصل مي شود. - الآن چه وضعيتي داشت؟ آيا گورباچف تصميم درستي نگرفت؟ آيا ساندينيستها وقتي پس از پيروزي در انقلاب و انجام انتخابات متوجه شدند كه در ميان مردم نيكاراگوئه اكثريت ندارند و از حكومت كنار كشيدند كار درستي نكردند؟ به طور قطع تصميم درست؛ احترام گذاشتن به تصميم مردم است. در اين صورت صدام هم مي توانست مانند گورباچف و ... يك زندگي آرام داشته باشد. ولي وي؛ پسران؛ خانواده و حتي نزديكان و قوم قبيله اش؛ به تقاص ريختن خون ديگران و چند صباحي بيشتر به زور بر گرده مردم سوار بودن تاوان سنگيني پرداختند. و مهمتر از آن مردمي كه براي به زير كشيدن وي از قدرت بهايي سنگين دادند.
آيا اكنون مشرف در پاكستان مي داند كه چه مي كند؟
تنها در پي انتخاباتي آزاد مي توان مطمئن بود كه مردم چه كسي يا گروهي را براي واگذاري قدرت شايسته مي دانند. و مردم سالاري واقعي يعني همين!
فاعتبروا يا اولوا الابصار