يك خبر كوتاه و دو خاطره:
در اواخر بهار سال ۱۳۸۴ یک آگهی ترحیم در روزنامه خراسان درگذشت
مسعود دانشآموز استاد بازنشستهي دانشگاه را اعلام کرده بود.دو خاطره از این معلم واقعی شاید بتواند گوشه ای از شخصیت والای وی را به دیگرانی که کلاس ایشان را ندیده اند. نشان دهد:
1 ـ سال 1360، در بحبوحهي انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها، تنها راه مشتاقان ادامهي تحصيل ورود به مراكز تربيت معلم بود. و البته اين مورد براي من كه از دوره راهنمایی به بعد تنها به عشق معلمي ادامهي تحصيل داده بودم، مشكلي نبود. پس از اينكه اسامي پذيرفته شدگان اعلام شد، براي ثبت نام مراجعه كردم. يكي از شرايط ثبت نام ضمانت محضري يك كارمند از دانشجوي پذيرفته شده اعلام شده بود و براي خانوادهي ما ـ كه به تازگي از تهران به مشهد مهاجرت كرده بوديم ـ يافتن كسي براي ضمانت محال بود. پس از ترديد و دودلي بسيار راهي منزل استاد دانشآموز شدم و مشكلم را با ايشان مطرح كردم. ايشان بدون لحظهاي درنگ با من به محضر آمدند و تعهد نامه را امضا كردند.
2 ـ سال 1362، در پي تقاضاي برخي از دانشآموزان قديمي، ايشان در تعطيلات عيد نوروز كلاسي رايگان براي آموزش زبان فرانسه تشكيل دادند و براي تدريس به منزلي خالي و متروكه در محلهي دروي تشريف ميآوردند. شايد برخي از آن دانشآموزان زبان فرانسه را آنطور كه بايد و شايد نياموختند. اما بي ترديد همهي آنان درس محبت و ايثار را از استاد آموختند.
در سال 1359 كه دانشگاهها به علت انقلاب فرهنگي به طور موقت تعطيل شده بودند، زنده ياد دانشآموز، كه استاد زبان فرانسه در دانشگاه فردوسي بود، به تدريس ادبيات فارسي در دبيرستان مشغول شده بود و اين سعادت به دانشآموزان دورهي شبانهي دبيرستان شهيد آقا مصطفي خميني ـ نصرت الملك ملكي سابق ـ روي آورده بود كه شاهد حضور معلمي دانشمند و انساني فرهيخته در كلاس ادبيات باشند. گذشته از تسلط كامل ايشان به ادبيات فارسي و بيان بسيار گيرا و دلپذير، خصوصيتي كه ايشان را براي دانشآموزان دوست داشتني تر جلوه ميداد، وقتي بود كه به بررسي كارهاي ادبي و كلاسي آنان اختصاص ميداد و به طور غير مستقيم زمينهي آشنايي و ارتباط فكري آنان با يكديگر را فراهم ميكرد.
براي كساني كه زنده ياد مسعود دانشآموز را ميشناختند، خبر درگذشت ايشان بسيار تلخ بود. وي به عنوان يك معلم رابطهاي نزديك با دانشجويان و دانشآموزانش داشت. تمامي كساني كه كلاس شادروان دانشآموز را درك كردهاند، هرگز خاطرهي اين معلم واقعي را از ياد نخواهند برد.
روانش شاد.