تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - ابراز نگرانی وزیر محترم نفت از اجرای نظام هماهنگ پرداخت حقوق

      وزیر محترم نفت از اجرای نظام پرداخت حقوق کارکنان دولت ابراز نگرانی کرده و از رئیس جمهور خواستند که برای رفع نگرانی کارکنان محترم وزارت نفت - که به نظر ایشان کار  فوق العاده سختی را نسبت به دیگر کارکنان دولت بر عهده دارند و برخی از آنان شرایط کاری دشواری دارند. - اقدامی انجام دهند. همچنین ایشان در همانجا اعلام فرمودند که حداکثر حقوق این کارکنان ۵/۳ میلیون تومان است.

      در اصل اینکه برخی از کارکنان دولت نسبت به بقیه در شرایط سخت تری فعالیت می کنند و یا اینکه شرایط ویژه ای دارند. شکی نیست. بنده هم تصور می کنم که نباید به یک پزشک جراح قلب ماهر که سمت استادی دانشگاه را دارد. به چشم یک دکترای معمولی نگاه کرد. و به یک نسبت به هر دو حقوق داد. در صورتی که وی می تواند با ترک کار دولتی درآمد بسیار بیشتری به دست آورد. و یا یک قاضی اگر به درستی از نظر مالی تأمین نشود. ممکن است خدای نخواسته برای تأمین نیازهای مالی خود به راه خلاف کشیده شود. و مثالهایی از این دست. گر چه که در همین موارد نیز باید به ملاحظاتی توجه کرد. از جمله اینکه: درست است که امروز این جراح ماهر می تواند به جای تدریس، به کار جراحی بپردازد و درآمد بیشتری کسب کند. اما آیا ایشان تخصص خود را از درآمد عمومی همین کشور و با استفاده از امکانات نظام آموزشی کسب نکرده است؟ و آیا تخصص عملی ایشان با کار در بیمارستانهای دولتی و در حقیقت با کسب تجربه عملی بر روی جان همین مردم به دست نیامده است؟ پس در حقیقت مردم نیز سهمی در تخصص امروزه ایشان دارند و توقع اختصاص بخشی از وقت ایشان برای همین مردم خیلی هم دور از انصاف نیست. ولی در هر صورت باز هم می پذیریم که این گروه - و مانند آنان - از حقوق و امکاناتی جدای از سایر کارکنان دولت استفاده کنند. ولی آیا تمامی کارکنان شریف دادگستری و دانشگاه نیز همین شرایط را دارند؟ یعنی چه تفاوتی میان سختی شرایط کار یک اپراتور رایانه در وزارت نفت، دادگستری، دانشگاه، بانکها، وزارت خارجه، سازمان مدیریت و ... با کار همین پست در آموزش و پرورش وجود دارد. که حقوق و مزایای آنان تا این حد متفاوت است؟ یا تفاوت سختی شرایط کار برای یک دکترای روانشناسی، تاریخ و ... در دانشگاهها و آموزش و پرورش در چیست که تفاوت حقوق آنان گاه تا یک میلیون تومان در ماه می رسد. و آنان که در هر دو شرایط - هم در دانشگاه و هم در آموزش و پرورش -تدریس کرده اند به خوبی می دانند که سختی شرایط کار در آموزش و پرورش بسیار بیشتر است و ساعات کار آنان نیز حدود دو برابر است. اما حقوقشان حدود یک چهارم همتاهای آنان در آموزش عالی است. آیا این عدالت است؟

      چنانچه دولت فعلی بتواند به واقع - تأکید می کنم که به واقع - نظام هماهنگ پرداخت را - حتی با وجود رعایت استثنائات - عملی کند. این کار را تا حد یک انقلاب می توان ارزیابی کرد. البته به شرط آنکه این نظام هماهنگ هم به سرنوشت نظام هماهنگ قبلی پرداخت دچار نشود. و کارکنان وزارتخانه های مختلف، تحت عناوین متفاوت مبالغی را خارج از لیست - به عنوان حق نهار و رفت و آمد و مأموریتهای نرفته و اضافه کارهای انجام نشده و کمکهای غیر نقدی و ... - دریافت نکنند.

      فراموش نکنیم که اجرای این واقعی این قانون مخالفینی سرسخت دارد و ممکن است چالش هایی جدی را برای دولت در پی داشته باشد. به همین دلیل است که عرض کردم که اجرای واقعی این قانون را نمی توان عادی دانست. و انقلابی بزرگ از نظر اداری و اقتصادی در این اقدام نهفته است. و البته باعث دلگرمی اکثریت کارکنان دولت خواهد شد.  

      نارضایتی بسیاری از کارکنان دولت تنها دریافت حقوق کم نیست. بی عدالتی در پرداختها است که موجب نارضایتی می شود. انسان نمی تواند بر سر سفره ای بنشیند که یک نفر نان خالی می خورد. یکی نان و پنیر و دیگری مرغ و بره بریان. اگر همه غذایی را بخورند که اختلاف آن چنانی نداشته باشد. و یا در صورت اختلاف برای عقل سلیم توجیه آن امکان پذیر باشد. کسی ناراضی نخواهد بود.

      البته همین جا اشاره کنم که بیرون از دایره کارکنان رسمی دولت نیز باید به فکر بود. من به سهم خودم باید بگویم که همانطور که از اختلاف زیاد و بدون دلیل حقوق خودم با برخی از کارکنان محترم دولت که بسیار بیشتر از بنده دریافت دارند. رنج می برم. به همین نسبت - و حتی بیشتر - از اینکه عده ای از هموطنان ما به حداقل هایی از زندگی نیز دسترسی ندارند. از دریافت همین حقوق نیز شرمنده هستم. کارگر ساده ای که اگر روزی کار نکند. روی برگشت به منزل را ندارد. کسانی که به هر دلیل - موجه - توان انجام کار ندارند. و ... باید مورد توجه قرار گیرند.

      به هر حال مسؤولین محترم دولت و به ویژه شخص رئیس جمهور محترم بدانند که اگر مردم صداقت آنان را در عمل به وعده هایشان به واقع ببینند. پشتیبان آنان خواهند بود.         

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 1:53  توسط محمد احمدی  |