تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - عدالت و مهرورزی در آموزش و پرورش

      با آغاز ریاست جمهوری نهم، شعار عدالت و مهرورزی به عمل تبدیل شد. اما گویا برادران عزیز در ادارات آموزش و پرورش کمی در عمل به این شعار دچار افراط و اشتباه شده اند. چرا که برخی از عزیزان مسؤول در ادارات آموزش و پرورش تصورشان از عدالت، تقسیم ساعات اضافه کار آموزشی میان معلمین به تساوی است. و کسی گویا به این نکته توجه ندارد که عدالت را باید برای دانش آموزان پیاده کرد و دبیری را به کلاس فرستاد که توان تدریس و تفهیم دارد. و نمی توان با هدف اجرای عدالت میان معلمین دانش آموزان را به کسی سپرد که در اداره کلاس و ساعات تدریس موظف خود نیز مشکل دارد.

      سؤال این است که که آیا عدالت در مثلاً بیمارستانها به این است که بیماران را میان جراحان تقسیم کرد؟ و یا باید اجازه دهیم که هر بیمار به پزشکی مراجعه کند که وی را ماهر و حاذق می داند؟ و اینکه منظور از اجرای عدالت برای بیمار است و یا تقسیم مساوی درآمد میان پزشکان؟

      مسأله دیگر مهرورزی است که به سازش با دانش آموزان مشکل دار تعبیر شده است. و اینکه در هر حال، و حتی به قیمت آسیب دیدن دیگر دانش آموزان، با هر کسی که در مدرسه ثبت نام کرده و به ظاهر دانش آموز است. باید با مهرورزی رفتار کرد. و نمی دانم که چرا همین روش را در جامعه به کار نمی گیرند؟ و دست از سر مجرمین برنمی دارند؟ ممکن است گفته شود که دانش آموز با بزرگسال متفاوت است. درست است. و قرار هم نیست که مجازات آنها یکسان باشد. ولی اینکه کسی با جرم یکسان - مثلاً صدمه رساندن عمدی به دیگران - در مدرسه بی مجازات بماند و در صورتی که همین جرم را بیرون درب مدرسه انجام داد. از سوی نیروی انتظامی - به حق - مورد تعقیب و مجازات قرار گیرد. از معماهایی است که باید برای آن پاسخی منطقی یافت.   

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 4:32  توسط محمد احمدی  |