معمولاً وقتی معلمین با مشکل کم سوادبودن یک دانش آموز روبرو می شوند. تقصیر را بر گردن معلمین و مسؤولین سالیان قبل دانش آموز می اندازند. بنا بر این معلمین دوره راهنمایی، متهمین مورد نظر معلمان دوره دبیرستان و به همین سیاق، معلمین دوره ابتدایی، متهمین موردنظر دوره راهنمایی هستند.
اما به گمان من که در هر سه دوره تحصیلی تدریس کرده ام. مقصر اصلی نظام آموزشی ناهماهنگ و بی ریشه و اساس ماست. این نظام آموزشی، که هر کس برای اصلاح آن از جایی چیزی بریده و برای مثلاً کارآمدی آن چیزهایی را از هر جا که رسیده به آن اضافه کرده است.
مقصر نظام آموزشی کشور است که تنبیه را در مدارس ممنوع کرد و پیشنهاد دهنده و طراح آن نفهمید که تنبیه بدنی در کشورهایی غیر مجاز است که حتی پدر و مادر هم در هیچ صورتی حق تنبیه فرزندشان را ندارند و در صورتی که چنین کنند. کودک می تواند از پدر و مادر خود به مراجع قانونی شکایت برد. و به هر صورت وی به حق یا نا حق، نه در منزل و نه در مدرسه تنبیه نمی شود. نه در کشوری که به قول برخی از همکاران، دانش آموز در منزل فحش می شنود و کتک می خورد. و وقتی به مدرسه می رسد و می بیند که در اینجا از آن حرفها خبری نیست. دیگر - نعوذ با ...- خدا هم جلودارش نیست. و عقده منزل را هم در مدرسه باز و چاره می کند.
در کشوری که تنبیه بدنی ممنوع است. اعدام هم ممنوع است. و مجرمین به جای مجازات، روان درمانی شده و به اجتماع برمی گردند و آنقدر جنایت می کنند که همان روانشناسان فردگرا هم مجبور می شوند که بر خلاف میلشان وی را تا ابد در زندان نگه دارند. به عبارت بهتر در آن کشورها قانون مدرسه و اجتماع یکی است و فرقی نمی کند که فرد جرمی را در مدرسه انجام دهد یا بیرون. و در هر حال نگاه جامعه و قانون به وی یکی است. اما در مملکتی که دانش آموز با انجام جرمی واحد، چنانچه آن جرم در مدرسه اتفاق افتاده باشد. به مشاور معرفی می شود. و در صورتی که همان جرم در بیرون در مدرسه اتفاق افتاد باشد. سر و کارش با پاسگاه و دادگاه و شلاق و زندان و ... است. این دوگانگی در برخورد جامعه و مدرسه چه معنایی دارد؟
اصولاً مگر قرار نیست که مدرسه دانش آموز را برای ورود به جامعه آماده کند؟ این چه آماده کردنی است که دانش آموز با برخوردها و قوانینی روبرو می شود که هرگز آن برخوردها و قوانین در جامعه وجود ندارد؟ در این صورت آیا دانش آموز پس از ورود به جامعه با تعارض در هنجارها و ارزشها روبرو نمی شود؟
همین جا برای اینکه به این سؤال همیشگی پاسخ داده باشم. عرض می کنم که منظور من از برخورد با جرایم و مشکلات دانش آموزان مختص به مواردی است که دانش آموز مجرم از نظر قانونی و شرعی مسؤول اعمال خود به شمار آید. بنا بر این دانش آموزی که هنوز بالغ و عاقل – به مفهوم شرعی و قانونی – نشده، منظور این نوشتار نیست.
بیاییم واقع بین باشیم. در برابر جرایم انجام شده توسط دانش آموز چه باید کرد؟ مثلاً در صورتی که دانش آموزی عاقل، بالغ و مکلف در محیط مدرسه آسیب جدی بدنی و جسمی به دانش آموز دیگر وارد کرد. مسؤولین مدرسه چه باید بکنند؟
الف – وی را به مراجع قانونی و قضایی وارد کنند. تا پاسخگوی عمل خود باشد.
ب- وی و خانواده اش را با مصدوم و خانواده اش روبرو کنند تا خودشان مشکل را حل کنند؟ و مسؤولین مدرسه نیز باید میانجیگری و پا در میانی کرده و مشکل را با کدخدا منشی حل کنند؟
ج- خودشان وظیفه عوامل قانونی را بر عهده گرفته و ضارب را مجازات کنند؟
مورد اول که قطعاً با مخالفت مسؤولین ادارات مواجه شده و عزیزان با کشیده شدن پای مراجع قانونی به مدرسه مخالفند.
مورد دوم را در صورت صدمه دانش آموز چگونه می توان انجام داد؟ یعنی در صورتی که مثلاً مصدوم با مشکل خونریزی مواجه است. چگونه می توان وی را معطل کرد تا خانواده طرفین از راه برسند و نتیجه مذاکرات آنها مشخص شود. و اگر مصدوم برای رسیدگی پزشکی به بیمارستان فرستاده شود. ممکن است خانواده وی اعتراض کرده و خواهان اعزام وی به پزشکی قانونی برای پیگیری های بعدی شوند. و در این صورت کسی که مصدوم را برای مداوا فرستاده، باید پاسخگو باشد.
مورد آخر که منتفی است. متولیان فعلی نظام آموزشی ما که بیش از روانشناسان غربی بر کرامت فردی انسان – هر که می خواهد باشد و هر کار که می خواسته انجام داده باشد. – تکیه و تأکید دارند و در هیچ صورتی تنبیه و توهین را حتی در مورد مقصر و مجرم روا نمی دانند. و البته مسؤولین مدارس ما هم عاقل هستند و خود را هرگز در گیر چنین مواردی نمی کنند.
پس چه باید کرد؟ معمولاً مسؤولین مدارس در اینگونه مواقع تا حد امکان سعی دارند که موضوع را به نحوی فیصله دهند. حق و باطل، درست و نادرست هم مطرح نیست. فقط باید به گوش مسؤولین بالاتر نرسد که در فلان مدرسه مشکلی به وجود آمده است. در این صورت اگر خانواده ای از مسایل قانونی سر در نیاورند و یا بزرگواری داشته باشند مشکل خود بخود حل است و با مقداری توپ و تشر به مجرم، ماجرا خاتمه می یابد. اما آیا این برخورد زمینه را برای تکرار اینگونه خطاها در آن محیط آموزش فراهم نمی کند؟ پاسخ روشن است.
فکر می کنم که یک بار برای همیشه باید آیین نامه انضباطی روشنی برای مدارس تدوین شود. و تکلیف برخورد با مشکلات درسی، اخلاقی، تأخیر، غیبت و دیگر مشکلات دانش آموزان روشن شود. در غیر این صورت مشکلات همچنان ادامه خواهد داشت.