بالاخره انتخابات تجمیع شده شوراها و خبرگان هم انجام شد. بررسی برخی موضع گیریها و اظهار نظرهای قبل و بعد از انتخابات جالب است. از جمله یادداشتهای جناب آقای ابطحی - معاون و مشاور جناب آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری ایشان - در این مورد بسیار جالب است. ایشان در نهم آذر ماه پس از اینکه اصلاح طلبان توانستند به توافق رسیده و لیست واحدی را برای انتخابات اعلام کنند. با خوشحالی تمام خبر این ائتلاف را اعلام کرده و نوشتند: محافظه کاران که انتظار این ائتلاف را نداشتند دچار شوک رسانه ای شدند. پس به نظر ایشان لیست واحد خوب است و تشتت بد. و اصلاح طلبان توانسته بودند که حداقل در این مورد گوی سبقت را از محافظه کاران بربایند. بخوانید و قضاوت کنید:
شوک رسانه ای محافظه کاران و ائتلاف اصلاح طلبان
دیروز که لیست ائتلافی اصلاح طلبان برای انتخابات شوراها اعلام شد، با اینکه خبر مهمی بود ولی حتی در میان دوستان اصلاح طلب تصور نمیرفت که اینقدر برای جناح محافظه کار این ائتلاف تلخ و سخت باشد. این را میشد از نحوه برخورد رسانه ای آنان با لیست اصلاح طلبان فهمید. دیشب بعد از مصاحبه ی آقای حاجی به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان و اعلام نهائی شدن لیست و مصاحبه ی آقای زمانی از سوی حزب اعتماد ملی و تأیید همان لیست که طبیعتاً مهترین خبر انتخاباتی تلقی میشود، بسته خبری انتخاباتی بخش معروف ۲۰:۳۰ اصلاً به آن اشاره نکرد. سایت های محافظه کار هم در گیجی کامل به جای اشاره به این خبر به سرعت یکی دو نفر را پیدا کردند که بگویند اینها از اصلاح طلبان هستند و لیست ائتلافی را قبول ندارند. کیهان یک جمله از مصاحبه چند روز پیش آقای حاجی را پیدا کرد و آن را تیتر کرد. روزنامه های دیگر محافظه کار هم که ماشاالله تعدادشان روز به روز بیشتر میشود یا سکوت کردند و یا فقط انتخابات خبرگان را پوشش دادند. این کار رسانه ای خبر خوشی برای اصلاح طلبان تلقی میشود. معلوم شد که چه هوشمندانه این ائتلاف صورت گرفته است. در این کمبود رسانه ای، روزنامه های معدود اصلاح طلبان و سایتهای خبری شان و نیز بروبچه های وبلاگ نویس خوبست به اهمیت شرایط استراتژیک سیاسی فعلی توجه کنند و ائتلاف رسانه ای برای تبلیغ این ائتلاف ایجاد نمایند؛ حتی اگر گمان میکنند که کسان بهتری از این افراد میتوانستند کاندیدا شوند. در این مرحله آنچه پر اهمیت است، وحدت و یکپارچگی است. فکر میکنم مسائل یکساله ی گذشته، در خیلی ها این ظرفیت را به وجود آورده باشد که به جای اندیشیدن به خود و حزب خود و یا درگیر شدن به توقعات غیر واقعی، هوشمندانه شرایط تعیین کننده ی فعلی را مد نظر قرار دهند.
و حالا یادداشت ایشان در تاریخ ۲۲ آذرماه، گویا هنوز هم لیست واحد اصلاح طلبان خوب است و مایه خوشحالی ایشان:
لیست اصلاح طلبان و تخصص های شهری
من خیلی در جریان انتخاب اسامی افراد برای لیست تهران نبودم. برایم هم اصلاً مهم نبوده که چه کسانی کاندیدای اصلاح طلبان در شورای شهر تهران خواهند بود. دلواپسی های من همیشه سیاسی بوده و در این ماجرا هم مثل خیلی از دوستان تلاش داشتم که ائتلاف شکل بگیرد تا روی آن لیست کار و تبلیغ کنیم. تجربه ی تلخ انتخابات ریاست جمهوری که اختلافات ما عامل پیروزی رقیب گردید کافی بود. اکنون که خوشبختانه اصلاح طلبان موفق شدند لیست واحدی ارائه کنند، به لیست کاندیداهای تهران نگاه خریدارانه کردم. خدا وکیلی از نظر تخصصی در مسائل مختلف شهر هم یک سر و گردن از لیست های دیگر بلندتر است. اگر در مسائل شهری، مدیریت، جوانان، شهرسازی، محیط زیست، مسائل فرهنگی، شهری، کارگری، ورزش، زنان از اهمیت برخوردار باشد که هست، حضور نجفی به عنوان رئیس سازمان برنامه وبودجه و وزیر آموزش و پرورش و آموزش عالی برای مدیریت و برنامه ریزی و جوانان، حنایی با تخصص شهرسازی، تقی زاده خامسی با تخصص و تجربه آشنایی با مسائل آب و فاضلاب، خانم ابتکار فرد شناخته شده جهانی در مسئله محیط زیست، خانم نوری باسابقه ی سالها مدیریت شهرداری در مناطق تهران، مسجد جامعی با ۱۵ سال سابقه در مدیریت معتدل فرهنگی برای مسائل فرهنگسراها و سینماها و روزنامه نگاران و سایر مسائل فرهنگی، حبیب زاده با آشنایی به مسائل کارگری، شهاب طباطبائی و جوانان، ساعی و شناخت مشکلات و مسائل ورزشی شهر تهران، ترکیب کامل و جامعی به وجود آورده است. ممکن است کسانی بگویند از اینها بهتر هم هستند. این حرف را در مورد همه ی انتخابها البته میشود گفت، ولی کسی نمیتواند انکار کند که این نیز لیست کارشناسانه و با توجه به همه ی مسائل مورد نیاز شهر تهران تنظیم و ارائه شده است؛ که اگر هم نبود، وحدت اصلاح طلبان آنقدر مهم بود که باز هم همه ی کسانی که از وضع موجود کشور و سیاستهای دولت ناراحتند، به این لیست رأی بدهند و زمینه را برای انتخابات مهمتر بعدی فراهم کنند.
حالا به یادداشت ایشان در ۲۹ آذر وپس از پایان انتخابات توجه کنید:
كاش محافظهكاران ليست واحدی داشتند
اگر در اين انتخابات، میشد كاری كرد كه محافظهكاران مثل اصلاحطلبان تابلوی واحدی داشتند، نتيجه اين انتخابات خيلی به نفع اصلاحطلبان تغيير پيدا میكرد. هوشمندی محافظهكاران در اين بود كه با ليستهای متفاوت و با نامهای آشنا در صحنه انتخابات حاضر شدند. تنها طرفداران احمدینژاد با تابلوی نامدار خانم پروين احمدینژاد آمدند كه مردم ليست را شناختند و رای آنها هم كه معلوم است. كاش ساير محافظهكاران و اصولگرايان هم تابلويی مشخص داشتند. چمران و طلايی و خادم و دبير و شيبانی و حتی ساعی كه در صدر ليست فعلی – با همه اتفاقات ناروا – هستند را هيچكس جزء حاميان جريانی نمیشناسد. ولی اگر ليست واحدی را محافظهكاران میدادند نتيجه غير از اين بود.
حالا ایشان معتقد است که محافظه کاران با هوشمندی لیست واحد ندادند و با همین ترفند توانستند کفه را به نفع خود سنگین کنند. ما که متوجه نشدیم از دید ایشان بالاخره ائتلاف و لیست واحد هوشمندانه تر و بهتر است و یا جدایی لیستها؟
ولی باید به ایشان و همفکرانشان توصیه کرد: بهتر است در مشکلات بوجود آمده برای گروهشان - و نه اصلاح طلبان، زیرا اصلاح طلبی همیشه بوده و هست و بشریت در ذات خود اصلاح طلب و خواهان تحول و تکامل است. و قرار نیست که تمامی اصلاح طلبان زیر پرچم ایشان و همفکرانشان سینه بزنند. - را در خودشان بجویند و سعی در اصلاح داخلی کنند. نمی دانم که اگر به فرض ایشان و همفکرانشان دوباره با اعتماد مردم روبرو می شدند و سکان قوای مجریه و مقننه و شورای شهر را به دست می گرفتند. چه اتفاقی جز آنچه که در فاصله سالهای ۷۶ تا ۸۴ می افتاد. قرار بود بیفتد. یعنی باز گناه تمام ناکامی های خود را به گردن این یکی و آن یکی نمی انداختند. و امروز مگر چه اتفاق جدیدی افتاده و چه چیزی نسبت به آن سالها عوض شده است؟