تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - مرگ صفر مراد نیازاف

دیروز خبر مرگ صفر مراد نیازاف، رئیس جمهور مادام العمر ترکمنستان منتشر شد.

بازتاب خلاصه ای از زندگی سیاسی وی را آورده بود. که قسمتی را در اینجا می آورم:

نيازاف از زمان اتحاد جماهير شوروي سابق اداره امور ترکمنستان را که کشوري با منابع غني گاز است، بر عهده داشت. وي در سال 1985 رهبر حزب کمونيست ترکمنستان شد.

«صفرمراد نيازاف» در سال 1991 به عنوان اولين رئيس‌جمهور ترکمنستان مستقل انتخاب شد. در سال 1999 نهاد عالي قانونگذاري ترکمنستان، نيازاف را رئيس‌جمهور مادام‌العمر اين کشور کرد.
وي در ترکمنستان داراي نوعي کيش شخصيت بود و بسياري از شهرها و فرودگاه‌ها به نام اوست.

عید سال ۷۶ فرصتی دست داد تا همراه کاروانی از دانشکده ادبیات دکتر شریعتی مشهد بازدیدی از ترکمنستان داشته باشم.

نکته ای که درترکمنستان جلب توجه می کرد. مسأله سلطه مشهود و همه جانبه نیازاف در آن کشور بود. صرف نظر از خصوصیات مثبت و منفی شخصیتی و سیاسی نیازاف، باید گفت که کیش شخصیت در ذات خود ضد ارزش است. اگر قرار باشد کشوری بر اساس توانمندی های - حال مثبت یا منفی - فقط یک نفر اداره شود. هر آن ممکن است که با حذف وی امور آن کشور با اخلال روبرو شود. همان اتفاقی که در گذشته در ایران رخ می داد. در درس تاریخ به دانش آموزان می گفتم که به عنوان یک مشکل همیشگی، پس از مرگ هر پادشاهی در ایران کشور با آشوب داخلی و گاه با تهاجم خارجی مواجه می شد. و علت هم روشن است. وقتی تصمیم گیری فقط بر عهده یک نفر باشد. حداقل نزدیکان به مراکز قدرت - که در گذشته فرزندان شاه قبلی بودند. - در برابر انتخاب همه یا هیچ قرار می گرفتند. یعنی یا شاه می شدند و تمام قدرت را در دست می گرفتند و یا ممکن بود که حتی جانشان را با دست نیافتن به قدرت از دست بدهند.

مشکل دیگری که این روش اداره حکومت ایجاد می کند. این است که زمینه برای تربیت جانشینان شایسته خالی می شود. می گویند که یکی از ویژگی های موجود زنده، تولید مثل است. تولید مثل به معنای فیزیکی را تقریباً تمام موجودات زنده به طور طبیعی انجام می دهند. اما هنر انسان باید این باشد که کسی را تربیت کند که توانایی های وی را داشته باشد. و این معنای تولید مثل انسانی است.

چرا در کشورهای جهان سوم از گذشته تاکنون تولید مثل انسانی ضعیف است؟ شاه عباس و امثال وی صرف نظر از جنبه های ارزشی افرادی قدرتمند بودند. اما نخواستند یا نتوانستند افرادی قدرتمند مانند خود را تربیت کنند. و باید گفت که علل ضعف بسیاری از حکومتها، نه شاهان ضعیف آخر، که شاهان قوی قبل از آنان بودند.

امروز کدام یک از مدیران ما جدای از انجام امور جاری واحد تحت مدیریت خود، برای تربیت نیروی جایگزین خود تلاش می کنند؟ البته اگر خود نیروی توانایی برای اداره آن واحد هستند.  

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 8:42  توسط محمد احمدی  |