تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - اعدام صدام

      امروز صبح خبرگزاری فارس از اعدام صدام در آینده بسیار نزدیک خبر داد.

      وقتی در مراسم خاکسپاری کسی شرکت می کنیم. به بی اعتباری دنیا یقین می کنیم و به حال خودمان که چگونه تمام قوای خود را صرف امور دنیوی کرده ایم. تأسف می خوریم و تصمیم جدی می گیریم که از آن به بعد تغییرات کلی در نحوه زندگی خود بدهیم. اما صد افسوس که برگشت از گورستان همان و فراموش شدن تقدیر حتمی آدمی همان. و باز مراسمی دیگر و تصمیمی دیگر.

      اعدام صدام، اعدام یک شخص نیست. اعدام صدام باید به مراسم به خاکسپاری زورگویی و تک صدایی در جهان تبدیل شود. دیروز نیازاف مرد. و فردا صدام اعدام می شود. و هنوز زمان آن نرسیده که دیگر فرمانروایانی که گمان می کنند هرگز مرگی برایشان متصور نیست به خود آیند. و پا از راهی که تاکنون در آن می رفته اند. بردارند و به سرنوشت محتوم انسان بیندیشند. و از خود سؤال کنند که آیا عمر کوتاه آدمی ارزش این همه زورگویی و جنایت را دارد؟ صدام اگر در زمان مرگ لحظه ای فکر کند. تمام خوشیهای زندگی اش را تنها خوابی گذرا خواهد دید و آیا این خواب کوتاه ارزش این را داشت که به چنین عاقبتی برسد و از آن بدتر معاوضه خسارت بار زندگی کوتاه و ننگین دنیایش با زندگی آخرت؟

      پرزیدنت بوش کی به خود خواهد آمد؟ ملاعمر؟ قذافی؟ و ...

      به امید روزی که تک صدایی از جهان رخت بربندد. و من مدیر نیز بدانم که نباید خواسته های خودم را - هر چند درست و منطقی ـ به دیگر همکارانم دیکته کنم. چرا که در صورت قدرتمندی مدیر، تنها تا زمانی که وی در آن مدرسه هست نظراتش ظاهراً محترم است و دیگران برای رفتنش لحظه شماری می کنند. و من معلم نیز باید بدانم که حتی قوانین انضباطی کلاسم در صورتی با طیب خاطر از سوی دانش آموزان پذیرفته می شود که به تأیید اکثریت آنان رسیده باشد.

      ... و باز به امید روزی که تک صدایی در خانواده های ما نیز وجود نداشته باشد. شخص سالاری در ذات خود ناپسند است. حال چه زن سالاری باشد و چه مرد سالاری و چه فرزند سالاری.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 7:7  توسط محمد احمدی  |