دیشب در خدمت چند نفر از همکاران فرهنگی که بعضی در اداره شاغل هستند. بودم. صحبت از درصد قبولی بود. با کمال تعجب شنیدم که حتی همکاری که من به شخصیت، دقت نظر و انصافش ایمان داشتم و دارم. و ایشان را از جمله افتخارات جامعه فرهنگیان می دانم. نیز نظرشان در مورد در صد قبولی این است که بالا بودن درصد قبولی یک آموزشگاه، نشاندهنده کارآیی، نظم و دیگر خصوصیات یک مدیر است.
وقتی طرح سؤال و تصحیح برگه در پایه اول و دوم در اختیار دبیر است. و دبیر می تواند با روشهایی درصد قبولی خود را به صورت کاذب بالا ببرد. - همین مشکلی که فعلاً در دوره های ابتدایی و راهنمایی وجود دارد. - چگونه می توان به این درصدهای کذایی دلخوش کرد. و بالاتر از آن، این نتایج را ملاک تعیین کارآیی دبیر و مدیر دانست؟
ممکن است گفته شود که درصد قبولی در امتحانات نهایی را می توان در این مورد ملاک گرفت. البته اشکالات قبلی که در بالا نوشته شد. در مورد نتایج امتحانات نهایی وجود ندارد. اما اگر نتایج امتحانات نهایی را ملاک کارآمدی آموزشگاه در نظر بگیریم. مدارس می توانند با فدا کردن پایه های میانی - و به ویژه پایه اول در متوسطه - تمام تلاش خود را صرف نتیجه گرفتن در پایه سوم و امتحانات نهایی کنند. ولی آیا کمال مطلوب این است؟
از همه اینها گذشته، وقتی مدرسه ای به دلایل مختلف، از سابقه درخشان مدرسه در دوره مدیریتهای قبلی گرفته تا موقعیت خوب جغرافیایی مدرسه و ... دارای شرایطی است که دبیر و دانش آموز فعال را جذب می کند. این چه افتخاری برای مدیر فعلی است که آموزشگاه وی درصد قبولی بالایی را دارد؟ و اگر مدیر دیگری در آن مدرسه بود. آیا این نتیجه تغییر می کرد؟
فکر می کنم که برادران مسؤول در ادارات و سازمان های آموزش و پرورش و ستادهای وزارتی باید چشمها را بشویند و جور دیگری ببینند.