تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - عصر عاشورا

      الآن عصر عاشوراست. و ساعتی دیگر شام غریبان آل رسول ا... (ص) آغاز می شود. شبی که طولانی ترین شب عالم است. شبی که گویا برای بازماندگان فاجعه کربلا صبح نمی شود.

      امام حسین (ع) و یاران وفادارش آزادی و عزت و کرامت و حرمت انسانی خود را پاس داشتند. و با افتخار شهادت در راه خدا، از این جهان خاکی به جهان باقی رفتند.

      خاندان حسین(ع) و دیگر شهدای کربلا، امشب در غم غربت ظاهری حضرت و یارانش غریبانه می گریند. و ما نیز در غم آنان عزاداریم.

      اما جز گریستن در عزای امام (ع)، ما  برای خودمان نیز بایدبگرییم. برای خودمان که شاید، گاهی، عزت انسانی خود را باخته و می بازیم. برای خودمان، که نمی دانم اگر امام (ع) اکنون حاضر بود. چند نفر از ما به ندای " هل من ناصرٍ ینصرنی " او پاسخ می دادیم؟ برای خودمان که گاهی برای حفظ عزت و آزادگی و انسانیت و دینمان، نه تنها همچون امام خود، حاضر به از دست دادن جان و ایجاد مشکلات مادی برای خانواده مان نیستیم. که حتی حاضر به از دست دادن امتیازات دنیوی هم نیستیم. و عزت و آزادگی خود را با همه چیز ـ پست و پول و ... ـ معامله می کنیم.

      الآن عصر عاشوراست. و امام حسین (ع) به شهادت رسیده است. امشب را برای ایشان و خاندان پاکش می گرییم. و از فردا برای خودمان باید بگرییم. که چه ها داده و در مقابل به چه چیزهایی دست یافته ایم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 16:26  توسط محمد احمدی  |