خروج ما از مشهد به قصد دارالعباد يزد؛ عصر روز پنجشنبه ۲۴ اسفند بود.
راه خروج از مشهد به طرف بسياري از شهرها از جمله نيشابور و تربت حيدريه و جام و ... بالاخره راه رفتن مردم مشهد در آخرين پنجشنبه سال ۸۵ به بهشت رضا از جاده معروف به سنتو كه در حقيقت راه كمربندي مشهد است. مي گذرد. كه به همت مسؤولين عزيز شهرداري مشهد؛ درست در چنين روز شلوغ و پر رفت و آمدي كار ترميم آسفالت آن انجام مي شد. و به همين دليل ترافيك سنگيني ايجاد شده بود. خودروها نيز به ناچار از راه شهرك سيدي و پارك جنگلي طرق استفاده مي كردند. كه كشش اين ترافيك سنگين را نداشت. محشري برپا شده بود. فكر مي كنم كه حدود يك ساعت و نيم طول كشيد كه با درايت! مسؤولين شهري مشهد توانستيم از شهر خارج شويم.
شب در كاشمر بوديم. اول قصد داشتيم در زائرسراي نزديك سيد مرتضي استراحت كنيم كه زيارت و سياحتي نيز كرده باشيم. اما مسؤول زائر سرا نبود. و پس از كلي معطلي و گشتن؛ ايشان را در زيارتگاه پيدا كرديم. و البته فرمودند كه زائرسرا وسايل گرم كننده ندارد. و در آن هواي سرد اقامت در آنجا مشكل بود. - آيا اين همه خرج ايجاد ساختمان زائرسرا كردن و بي استفاده ماندن آن در روزهاي سرد سال نشان از بي برنامگي و بي سليقگي نيست؟ ياد خانه معلم درود نيشابور به خير كه آنجا هم در تابستان وسايل خنك كننده نداشت! - ناچار با آدرسي كه دادند به خانه معلم رفتيم. و شب را اقامت كرديم. امكانات خانه معلم بسيار خوب و هزينه آن هم پايين بود. - اتاق ۶ تخته با امكاناتي از جمله: تلويزيون و يخچال و ... و بسيار تميز و مرتب. ۹ هزار تومان - اين از شب اول سفر. و فردا صبح به طرف طبس حركت كرديم.