تبليغاتX
یادداشت های یک معلم - در راه طبس

     صبح روز جمعه ۲۵ اسفند از كاشمر به طرف طبس حركت كرديم. راه خلوت بود. اما در برخي از نقاط بسيار خراب. به خصوص از ده محمد تا طبس. گويا براي صرفه جويي در اين راه پل نزده اند. و به جاي آن در هر جا كه پل لازم بود. جاده را در سطح رود ساخته اند. و به همين دليل هر از چندي خودرو داخل يكي از اين فرو رفتگيها پايين و بالا مي شد. و تعداد اين فرورفتگيها كم هم نبود. و البته تابلوي راهنما هم گذاشته بودند. ولي چه فايده كه تا ماشين دور مي گرفت. ناچار به كاهش سرعت مي شديم. و يك نكته جالب ديگر اينكه در اين جاده تعداد زيادي تابلوي خطر مرگ بود. و هر جا قرار بود به پيچ نزديك شويم. تابلو هشدار مي داد كه خطر مرگ نزديك است. و جالب اينكه بعضي از اين پيچها اصلاً انحناي زيادي نداشتند. و گويا اين تابلوها اضافه آمده بوده و مجبور شده بودند. آنها را در  آنجا نصب كنند. و تابلوي خطر برخورد با شتر هم زياد بود. ولي ما شتري نديدم. حالا يا فصلش نبود. و يا تعداد شترها كم شده است.

     ظهر جمعه طبس بوديم و نهار را در پارك معروف شهر خورديم. و دنبال پليكانهاي مشهور طبس گشتيم كه نبودند. براي زيارت هم مي خواستيم برويم كه محل زيارتگاه را براي ورود رئيس جمهور بسته بودند. و بايد پياده مي رفتيم كه وقت نداشتيم. و به طرف يزد رفتيم.

اين هم دو تصوير زيبا از بوستان شهر طبس: 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 13:0  توسط محمد احمدی  |