روستاي اخلمد در نزديكي شهر چناران قرار دارد. و با وجود فاصله به نسبت زياد آن با مشهد؛ براي مردم اين شهر نيز يكي از ييلاقات محبوب به شمار مي رود.
عصر روز پنجشنبه ۱۳ ارديبهشت طبق قرار قبلي با برخي از همكاران عزيز راهي اخلمد شديم. و البته برخي ديگر از همكاران نيز صبح روز بعد به ما پيوستند.
محل استقرار ما خانه معلم روستاي اخلمد بود. خانه معلم كه قبلاً مدرسه راهنمايي بوده؛ ۸ اتاق دارد. كه به جز يك اتاق كه گويا همواره در اختيار رئيس اداره آموزش و پرورش چناران است. بقيه اتاقها را براي استراحت همكاران گرفته بوديم. كرايه هر اتاق مبلغ ۴۵۰۰ تومان و بسيار مناسب است. اما نحوه اجاره اتاقها كمي وقت گير است. حدود دو هفته قبل از عزيمت به اخلمد با تماس تلفني با قسمت تعاون اداره چناران هماهنگ كرديم. و يك هفته بعد براي گرفتن نامه و پرداخت وجه به چناران رفتم كه شايد اين رفت و آمد براي برخي كه از چناران دورترند مقرون به صرفه و امكان پذير نباشد. البته سرايدار خانه معلم مي گفت كه مي توان تلفني نيز نامه را گرفت. و مبلغ اجاره را به ايشان پرداخت كه اگر اينطور باشد بهتر است.
در هر حال عصر پنجشنبه و كمي زودتر از همكاران براي بررسي و فراهم كردن امكانات به اخلمد رفتم و چون نامه اداره را گم كرده بودم. سرايدار محترم تنها بعد از گرفتن اجاره به عنوان امانت تا تعيين تكليف و اينكه روشن شود كه آيا ما مبلغ را قبلاً پرداخته ايم. اجازه ورود به ما داد. - فكر مي كنم برخورد ايشان در برابر همكاران فرهنگي خيلي فرهنگي و مناسب نيست. - در هر حال امكانات خانه معلم به نسبت خوب است. و فقط تعداد تخت در اتاقها كم است. يك تخت دو نفره! براي هر اتاق - بهتر نبود تخت دو طبقه به تعداد بيشتري گذاشته مي شد؟ - يخچال هم به تعداد زياد در آشپزخانه موجود بود. كه گويا قرار است در هر اتاق يك دستگاه يخچال قرار دهند. پنكه سقفي هم براي تابستان پيش بيني شده بود. جز اين يك حمام هم در محوطه براي استفاده مسافرين قرار داشت. ظروف مورد نياز هم توسط سرايدار محترم در صورت نياز در اختيار مسافرين گذاشته مي شد.
از اينها كه بگذريم. از طبيعت زيباي اخلمد بسيار لذت برديم. صبح زود ساعت ۶ عازم آبشار شديم. راه خلوت؛ هوا خنك و مناظر اطراف خيلي زيبا بود.
و اما چند نكته:
۱- براي پيدا كردن خانه معلم كمي سرگردان شديم. خوب بود تابلوي راهنما نصب مي شد.
۲- شب تصميم گرفتيم در كوچه هاي روستا قدم بزنيم. ولي دريغ از نور. كاش شوراي روستا بجاي نامگذاري ميدانها و كوچه ها و چهاررراههاي روستا؛ يكي دو تا لامپ هم در كوچه ها نصب مي كرد.
۳- در برخي از قسمتهاي كنار رودخانه به طرف آبشار؛ راه بسيار كم عرض است. و فقط امكان عبور يك نفر وجود دارد. در برگشت ما در حدود ساعت ۱۱ تعداد زيادي تازه در حال رفتن به آبشار بودند. كه در برخي از نقاط بايد مدت زيادي معطل عبور ديگران مي شديم. آيا امكان ايجاد راه رفت و برگشت وجود ندارد؟
۴- اين بار هم مانند دفعه قبل كه به اخلمد رفته بوديم. بوي بد قليان كه يا مردم آورده بودند. و يا توسط دكه داران عرضه مي شد. نفرت انگيز بود. و زباله هاي زيادي نيز نشانگر مردم با فرهنگي بود كه قبلاً از اين طبيعت زيبا استفاده كرده بودند.
۵- خوب است براي آبادي روستا از گردشگراني كه به روستا مي روند. مبلغي گرفته شود. و البته اين مبلغ صرف بهسازي روستا و ايجاد امكانات رفاهي براي مسافرين شود.
۶- دو سال قبل هم كه با خانواده به اخلمد رفته بوديم. يادداشتي در مورد وضعيت روستا و مسير آبشار نوشتم: يك روز در روستاي اخلمد
اين هم تصويري از يكي از آبشارهاي اخلمد:
