تا جایی که یادم می آید، در قدیم مشکل ثبت نام به شکل امروز وجود نداشت. چرا؟ شاید هنوز عده ای به مزایای تحصیل پی نبرده بودند. شاید تعداد داوطلبین تحصیل هنوز تا این حد زیاد نشده بود و شاید...
اما امروز مشکل ثبت نام به هر حال وجود دارد و با وجود تلاش دست اندرکاران هنوز هم به طور کامل حل نشده است.
یکی از مشکلات در فصل ثبت نام که موجب نارضایتی اولیای دانش آموزان از مدارس می شود. مسأله لزوم رعایت محدوده محل سکونت دانش آموزان است و از آنجایی که مرغ همسایه غاز است - و البته شاید هم باشد - هر خانواده ای مدارس محل سکونت خود را شایسته تحصیل فرزندش ندیده و سعی دارد حداقل یکی دو محل بالاتر از محل زندگی اش، نسبت به ثبت نام فرزندش اقدام کند و این اول مشکلات است. تهیه مدارک جعلی برای ثبت نام، اجبار به راضی کردن مسؤولین مدرسه برای ثبت نام و ... و البته این مربوط به مدارس دولتی است.
چرا همه سعی دارند که در مدرسه ای جز محل سکونت خود ثبت نام کنند. چرا سطح مدارس به نحوی نیست که اولیای دانش آموزان با خیال راحت در نزدیکترین مدرسه فرزند خود را ثبت نام کنند. اولیای امور می فرمایند که بهترین مدرسه نزدیکترین مدرسه است. اما چرا خود مسؤولین فرزندانشان را در نزدیکترین مدرسه ثبت نام نمی کنند. اگر می شد آماری از مدارس محل تحصیل مسؤولین محترم و فاصله آن با محل سکونتشان گرفت بهتر می شد در این باره اظهار نظر کرد. و اگر می شد نوع این مدارس را هم مشخص کرد که مدرسه دولتی عام است یا شاهد یا غیر انتفاعی و ... باز بهتر بود. ولی از آنجا که مشت نمونه خروار است. می توان به فرزندان بسیاری از همکاران فرهنگی اشاره کرد که حاضر به تحصیل فرزندشان در مدرسه ای که خود تدریس می کنند نیستند. وقتی فرزند یک فرهنگی با هزاران مشکلات مادی و ... در مدارس شاهد و غیر انتفاعی تحصیل می کند آیا می توان پذیرفت که مسؤولین رده های بالاتر مانند رئیس اداره آموزش و پرورش و رئیس سازمان و فرماندار فرزند خود را در نزدیکترین مدرسه به محل سکونت خود ثبت نام کرده باشند؟ چرا تلاش نمی کنیم که سطح مدارس را به هم نزدیک کنیم؟ بگذریم که برخی از مدارس دولتی که به هر دلیلی نام بزرگی دارند و با هزار شرط و شروط پیدا و پنهان ثبت نام خارج از محدوده اصلی خود را انجام می دهند در عمل فقط به دلیل حضور تعداد زیادی از دانش آموزان ممتاز و مستعد توانسته اند در حد بالایی نتیجه بگیرند و البته آن هم به گرفتن ورودی معدل در حد ۱۹ و خروجی در حد ۱۶ و حتی پایین تر و به محض اینکه متوجه ضعف درسی دانش آموزی شوند که حتی در ابتدا با معدل بالا در آن مدرسه ثبت نام کرده و بدون اینکه دقت کنند که چه کار خاصی در آن مدرسه برای این دانش آموز انجام شده، بلافاصله برای حفظ موقعیت مدرسه به هر لطایف الحیلی سعی در اخراج آن دانش آموز دارند تا خدای نکرده نام نیکشان لکه دار نشود.
از سال گذشته با بودجه خوبی که دولت برای سرانه دانش آموزی در نظر گرفته، به نظر می رسد که می توان در جهت کم کردن فاصله میان مدارس برخوردار و محروم تلاش کرد. اما هنوز نحوره توزیع این بودجه مساوی و یکنواخت است و به نظر می رسد که این عادلانه نباشد. چرا که مدرسه ای که در سال های گذشته با کمک گرفتن اجباری یا داوطلبانه از اولیای دانش آموزان توانسته سرو سامانی به اوضاع مدرسه بدهد و به هر حال آزمایشگاه و کتابخانه و کارگاه رایانه و ... ایجاد کند. و هنوز هم مبالغ قابل توجهی در حساب دارد که نمی داند چگونه آن را هزینه کند. با مدرسه ای که هیچیک از این امکانات را ندارد و با این بودجه تازه پا در راه بهره مندی از این امکانات گذاشته، نیازشان به بودجه دولتی یکسان نیست. و این موضوع نباید از چشم سیاست گذاران آموزشی پنهان بماند.
سخن در این موضوع بسیار است. تا فرصتی دیگر