اگر اولياي يك آموزشگاه اعم از مسؤولين مدرسه؛ دبيران؛ دانش آموزان و والدين آنان همت كنند. مي توان مدرسه اي معمولي را به مدرسه اي نمونه تبديل كرد!
اگر والدين محترم همانگونه كه براي امور جزيي و نيازهاي دست چندم خانواده خود خرج مي كنند. نيم نگاهي نيز به آموزش فرزندشان داشته باشند. مي توان تجهيزات بسياري را براي مدارس تهيه كرد.
والديني را مي شناسم كه در سال شايد ميليونها تومان براي مجالس عزاداري و اطعام و افطار ماه مبارك رمضان خرج مي كنند. اما هرگز به فكر صرف هزينه اي براي مدرسه فرزندشان نيستند. البته شكي نيست كه اطعام و افطار نيز ثواب بسيار دارد. اما عمري كه از فرزند اين دسته از والدين با مردودي هاي آشكار و پنهان تلف مي شود. ارزش ندارد؟
والديني را مي شناسم كه در خريد وسايل رفاهي براي فرزندشان ترديد نمي كنند. و فرزند آنها داراي گوشي تلفن همراه و دستگاه پلي استيشن و ... است. اما دريغ از گوشه چشمي به وضعيت تحصيلي وي توسط والدين عزيز.
همكاراني را مي شناسم كه در نزديك امتحانات پاياني هر نيمسال براي فرزندشان معلم خصوصي مي گيرند. و در صورتي كه رشته آنها اقتضا كند و بازار كار داشته باشد. خود از صبح زود تا دير وقت شب از اين كلاس خصوصي به آن كلاس خصوصي مي روند. اما از يك هفته مانده به امتحانات دانش آموزان كلاس اصلي خود را تعطيل مي كنند تا بهتر بتوانند مطالعه كنند!
دانش آموزاني را مي شناسم كه گرانترين متاعشان را كه وقت و عمرشان باشد. بي دريغ مصرف مي كنند و هرگز در برابر مصرف آن به دنبال كسب نتيجه نيستند!
اگر تمام اين عزيزان دست به دست هم دهند. چرا نتوان از مدرسه اي معمولي مدرسه اي نمونه ساخت؟
به عنوان يك تجربه ما در مدرسه خودمان در حال تلاش براي ساختن مدرسه اي نمونه هستيم. و من از تمامي همكاران؛ دانش آموزان و اولياي محترم آنان را كه به راستي در تحقق اين امر مي كوشند. تشكر و قدرداني مي كنم.